23. تفسیر سوره انعام - مکی و 165 آيه است.
خداوند در اينجا پيامبرش را از شدت کينه توزي و عناد کافران آگاه ساخته و خبر ميدهد که تکذيب آنها نه به خاطر نقصان چيزي است که تو پيش آنان آورده اي، بلکه تکذيبشان از روي ستم و سرکشي است، و شما نميتواني کاري براي آنان بکنيد. پس فرمود: وَلَوْ نَزَّلْنَا عَلَيْكَ كِتَابًا فِي قِرْطَاسٍ فَلَمَسُوهُ بِأَيْدِيهِمْ لَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هَٰذَا إِلَّا سِحْرٌ مُّبِينٌ واگر مکتوبي، نوشته شده بر کاغذ بر تو نازل کنيم، و آن را با دستهايشان لمس کنند، و به آن يقين نمايند، کافران از روي ستم و تجاوز و خود بزرگ بيني ميگويند: اين جز جادوي آشکار نيست. پس چه دليلي بزرگتر از اين وجود دارد؟ اما آنها در مورد آن چنين سخن زشتي بر زبان ميآورند، واگر کسي کوچکترين بهرهاي از عقل داشته باشد آن را رد نميکند.
اما آنها از روي تکبر و خود بزرگ بيني آن را رد کردند. سپس از روي سرسختي و جهل و ناداني، قَالُوا گفتند: لَوْلَا أُنزِلَ عَلَيْهِ مَلَكٌ چرا همراه با محمد فرشتهاي فرستاده نشده است که او را در کارش ياري دهد؟ چون آنها گمان ميبردند که محمد انسان است و رسالت خدا جز توسط فرشتگان ابلاغ نميگردد. خداوند لطف و مهربانياش را نسبت به بندگانش ابراز داشته و انسانهايي را از خود آنها به عنوان پيامبر نزدشان فرستاده است تا ايمان آوردنشان از روي آگاهي و بينش و ايمان به امور پنهان باشد.
وَلَوْ أَنزَلْنَا مَلَكًا و اگر ما فرشتهاي را به عنوان پيامبر ميفرستاديم ايمانشان از شناخت حق نشات نميگرفت، بلکه به خاطر مشاهدات عيني خود ايمان ميآوردند، و چنين ايماني چندان ارزش ندارد. اين در صورتي است که ايمان ميآوردند، و غالبا در اين حالت نيز ايمان نميآوردند. و اگر ايمان نميآوردند، لَّقُضِيَ الْأَمْرُ کار ايشان تمام ميشد، و در اين دنيا نابود ميشدند، و به آنان مهلت داده نميشد، چون اين سنت خدا در مورد کساني است که دلايل و معجزاتي را ميخواهند و خداوند آنرا برايشان ميآورد ولي آنها بدان ايمان نميآورند. پس فرستادن پيامبري از نسل آدم بهسوی آنان همراه با دلايل روشن، و مهلت دادن کافران و تکذيب کنندگان، براي آنان بهتر و مفيدتر است.
بنابراين درخواست آنها مبني بر آمدن فرشته، بد درخواستي است اگر بدانند. با وجود اين اگر فرشتهاي فرستاده ميشد، نميتوانستند چيزي از او فرا بگيرند، و طاقت و تحمل آنرا نداشتند. وَلَوْ جَعَلْنَاهُ مَلَكًا لَّجَعَلْنَاهُ رَجُلًا و اگر او را فرشته قرار ميداديم، باز او را به شکل انسان در ميآورديم. چون حکمت خدا جز اين را اقتضا نميکند. وَلَلَبَسْنَا عَلَيْهِم مَّا يَلْبِسُونَ و آنان را در اشتباهي که قبلا در ان به سر ميبردند، قرار ميداديم، و مسئله بر آنها مشتبه ميشد.
و اين بدان خاطر است که مسئله را بر خود مشتبه کردند، زيرا آنها دستور کار را بر اين اساس گذاشتند که درآن شبهه است و حقي در ميان نيست. پس وقتي که حق نزدشان آمد باعث هدايتشان نگرديد، اين در حالي است که ديگران بوسيله آن هدايت شدند. و گناه بر عهده خودشان است، چرا که دروازه هدايت را به روي خود بستند و پنجرههاي گمراهي را به روي خود گشودند.
این مـــرگ،