2. تفسیر سوره بقره - مدنی و 286 آیه است.
مثالي که با حال آنها مطابق است مثال کسي است که آتشي بيافروزد. يعني در تاريکي شديدي بوده و نياز مبرمي به آتش دارد و آن را با کمک کس ديگري ميافرزود، چرا که او ساز و برگ لازم را در اختيار ندارد، و هنگامي که آتش اطراف او را روشن گرداند و جايي را که در آن قرار گرفته است مشاهده کرد و اماکن امن و خطرهايي که او را تهديد ميکند ملاحظه نمود، و از آن آتش بهره برد و چشمانش روشن گرديد و گمان برد که آتش در اختيار اوست، در آن حالت خداوند نور و روشنايياش را از ميان ببرد و خوشحالياش از بين برود و در تاريکي شديد و آتش سوزان باقي بماند، نورافشاني آتش از بين برود و حرارت آن باقي بماند.
او در انبوهي از تاريکيها قرار دارد، تاريکي شب و تاريکي ابرها و تاريکي باران و تاريکي حاصل از خاموش شدن آتش، پس حال چنين فردي چگونه خواهد بود؟ منافقان نيز چنين حالتي دارند، نور ايمان را از مومنان برگرفتند و خود داراي صفت ايمان نبودند. بنابراين به طور موقت از نور آنان استفاده کردند و بدين وسيله جان و مالشان در امان ماند و به نوعي امنيت در دنيا دست يازيدند. در چنين حالتي ناگهان مرگ بر آنها يورش برده و استفاده از اين نور را از آنان سلب نمودهاند و اندوه و غم و عذاب فراواني آنها را فرا ميگرد، و تاريکي قبر و تاريکي کفر و تاريکي نفاق و تاريکي گناهان بر آنها چيره ميشود، و به دنبال اين همه تاريکي، آتش جهنم که بد جايگاهي است آنها را در فرا خواهد گرفت.
بنابراين خداوند متعال در مورد آنها ميفرمايد: صُمٌّۢ کر هستند و خوبيها را نميشنود، بُكْمٌ لالند و نميتوانند سخن نيک بر زبان آورند عُمْىٌۭ و در مقابل حق کور هستند.
فَهُمْ لَا يَرْجِعُونَ پس آنها باز نميگردند، چون پس از اينکه حق را شناختند آن را رها کردند، و بهسوی آن بر نميگردند. به خلاف کسي که حق را از روي ناداني و گمراهي رها کرده است زيرا او از روي ناآگاهي چنين کرده است و بازگشت او به حق نزديکتر است.
سپس خداوند متعال ميفرمايد: أَوْ كَصَيِّبٍۢ مِّنَ ٱلسَّمَآءِ يا مثل او مانند کسي است که گرفتار باران تندي شده است، فِيهِ ظُلُمَـٰتٌۭ که در آن انبوهي از تاريکيها وجود دارد، تاريکي شب و تاريکي ابرها و تاريکي باران.
وَرَعْدٌۭ که صدايي است از ابر به گوش ميرسد. وَبَرْقٌۭ برق نور درخشندهاي است که از (اصطکاک) ابر (ها بر ميخيرد) و مشاهده ميشود. كُلَّمَآ أَضَآءَ لَهُم هر وقت که برق در ميان اين تاريکيها راه آنها را روشن گرداند، مَّشَوْا۟ فِيهِ به پيش ميروند، وَإِذَآ أَظْلَمَ عَلَيْهِمْ قَامُوا۟ ۚ و چون تاريک شود ميايستند.
پس حالت منافقين چنين است، هنگامي که قرآن و اوامر و نواهي و وعد و وعيد آن را ميشنوند انگشتان خود را در گوشهایشان فرو ميبرند و از امر و نهي قران و وعد و وعيد آن روي بر ميتابند، زيرا هشدارهاي قرآن آنها را ميترساند و وعدههایش آنها را پريشان مينمايد. پس آنها تا آنجا که ممکن باشد از آن روي گرداني ميکنند و همانگونه فردي که در زير رگبار باران گرفتار آمده و از صداي رعد و برق ناراحت ميشود و آن را دوست ندارد و از بيم مرگ انگشتانش را در گوشهایش فرو ميبرد، منافقان نيز صداي قرآن و وعدهها و هشدارهاي آن را دوست ندارند.
البته ممکن است فردي که گرفتار رگبار باران و صاعقه و رعد و برق شده است نجات يابد، اما منافقان نجات پيدا نميکنند، چرا که خداوند از هر سو آنها را احاطه نموده است. پس آنها نميتوانند از دست خدا فرار کنند و او را ناتوان و درمانده سازند بلکه خداوند اعمال آنها را ثبت کرده و آنان را به سزاي اعمالشان خواهد رساند. و از آنجا که به کري و لالي و کوري معنوي مبتلا هستند و راههاي ايمان به روي آنها بسته شده است خداوند متعال ميفرمايد: وَلَوْ شَآءَ ٱللَّهُ لَذَهَبَ بِسَمْعِهِمْ وَأَبْصَـٰرِهِمْ ۚ و اگر خدا ميخواست، چشمها و گوشهاي آنان را از ميان ميبرد. در اين آيه خداوند آنان را به وسيلهي برخي از عقوبتهاي دنيوي مورد تهديد قرار ميدهد تا برحذر باشند و از برخي از شرارتها و نفاق خويش دست بردارند.
إِنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍۢ قَدِيرٌۭ همانا خداوند بر هر چيزي توانا است. پس هيچ چيزي او را ناتوان نميکند. و قدرت الهي چنين است که هرگاه چيزي را بخواهد بدون اينکه کسي بتواند جلوي او را بگيرد يا او مخالفت کند آن را انجام ميدهد اين آيه و امثال آن نظرات «قدريه» را رد ميکند که معتقدند کارهايشان در گستره قدرت الهي داخل نيست.
زيرا کارهايشان در چارچوب اين آيه قرار ميگيرد که ميفرمايد: إِنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍۢ قَدِيرٌۭ همان خداوند بر هرچيزي توانا است.
این مـــرگ،