114. تفسیر سوره معارج - مکی و 44 آيه است.
در اينجا طبيعت و صفت آدمي بيان شده که کم طاقت و شکيبا است. ناشکيبايي انسان را اينگونه تفسير کرد و فرمود: إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعًا اگر به انسان بلايي از قبيل فقر يا بيماري برسد، يا چيزي دوست داشتني از قبيل مال يا خانواده يا فرزندي را از دست دهد شکيبايي نميورزد و به تقدير الهي راضي نميشود بلکه بيتابي و بيصبري ميکند.
وَإِذَا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعًا هرگاه نيکي و آسايشي به او برسد بخيل ميشود از آنچه که خداوند به او داده است نميبخشد و شکر خدا را به خاطر نعمتها و احسانش به جاي نميآورد. پس انسان به هنگام زيانمندي و بلا بيتابي و بيقراري ميکند و در حالت خوشي و آسايش بخل ميورزد.
إِلَّا الْمُصَلِّينَ مگر نمازگزاراني که داراي اين صفات باشند. آنها هرگاه خير و خوبي بديشان برسد خدا را سپاس ميگذارند و از نعمتهايي که خداوند به آنها ارزاني کرده است انفاق ميکنند.
و هرگاه بدي به آنها برسد صبر ميکنند و به پاداش الهي چشم ميدوزند. در توصيف نمازگزاران فرمود: الَّذِينَ هُمْ عَلَىٰ صَلَاتِهِمْ دَائِمُونَ کساني که نيازهايشان را در اول وقت و همراه با شرايط و ارکان آن ميخوانند و هميشه به اين پايبند هستند. و مانند کسي نيستند که نماز نميخواند يا زماني نماز ميخواند و زماني ديگر نماز نميخواند يا به صورت ناقص نماز را انجام ميدهد.
وَالَّذِينَ فِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ مَّعْلُومٌ لِّلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ و کساني که در مالهايشان براي کسي که گذايي ميکند و براي کسي که چيزي ندارد ولي از مردم طلب نميکند و کسي نميداند که او فقير است سهم مشخصي از زکات و صدقه قرار دادهاند و به اين افراد ميدهند.
وَالَّذِينَ يُصَدِّقُونَ بِيَوْمِ الدِّينِ و کساني که به جزا و زنده شدن پس از مرگ که خدا و پيامبران به آمدن آن خبر دادهاند ايمان ميآورند و به آن يقين دارند و خود را براي قيامت آماده ميکنند و براي آن ميکوشند. و از تصديق روز جزا تصديق پيامبران و کتابهايي را که آوردهاند لازم ميآيد.
وَالَّذِينَ هُم مِّنْ عَذَابِ رَبِّهِم مُّشْفِقُونَ و کسانيکه از عذاب پروردگارشان بيمناک و ترسناکند، پس بدين خاطر همه چيزهايي را که آنانرا به عذاب خدا نزديک ميکند رها ميکنند. إِنَّ عَذَابَ رَبِّهِمْ غَيْرُ مَأْمُونٍ همانا عذاب پروردگارشان همان عذابي است که از آن بايد ترسيد و پرهيز کرد.
وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ و کسانيکه شرمگاههاي خود را پاک نگاه ميدارند، و آنرا در جاي حرامي چون زنا يا لواط يا آميزش با زن به هنگام عادت ماهانگي يا آميزش از راه پشت با همسر به کار نميبرند. نيز شرمگاههاي خود را از اين حفاظت ميکنند که کسي به آن نگاه کند يا آنرا دست بزند که برايش جايز نيست و نيز وسيلههاي حرامي را که انگيزه انجام کار زشت ميشود رها ميکنند و از آن دوري ميگزينند.
إِلَّا عَلَىٰ أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ مگر بر زنان و کنيزان خود که در اين صورت آنها به خاطر آميزش و همخوابي با آنان از محلي که جايگاه حاصلخيزي و کشت و زرع است مورد سرزنش قرار نميگيرند.
فَمَنِ ابْتَغَىٰ وَرَاءَ ذَٰلِكَ و هرکس که به غير از زن و کنيزش دنبال چيزي ديگر برود، فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْعَادُونَ چنين کساني از آنچه خداوند حلال نموده تجاوز کرده و به آنچه که حرام کرده است روي آوردهاند. اين آيه بر حرام بودن نکاح موقت دلالت مينمايد چون زني که به صورت موقت نکاح ميشود نه همسر است و نه کنيز.
وَالَّذِينَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ و کسانيکه براي وفاي به عهدهاي خود و اداي امانتهايش ميکوشند. و اين همه امتهايي را شامل ميشود که ميان بنده و پروردگارش ميباشد مانند تکليفهاي پنهاني که کسي جز خدا نميداند. نيز اموال و رازهايي را که بندگان به صورت امانت به يکديگر ميسپارند در بر ميگيرد. همچنين شامل عهدي است که با خدا يا با خلق بسته ميشود. عهد و پيمان چيزي است که بنده از آن پرسيده ميشود که آيا به آن وفادار بوده يا عهدشکني و خيانت کرده است؟
وَالَّذِينَ هُم بِشَهَادَاتِهِمْ قَائِمُونَ و کسانيکه امانتها و عهدهايشان را رعايت ميکنند. يعني فقط به چيزي گواهي ميدهند که آن را ميدانند، بدون اين که گواهي را کم و کاست ارائه کنند، يا آن را بپوشانند و در اداي شهادت رعايت هيچ خويشاوند و دوستي را نميکنند و هدفشان از دادن گواهي جلب رضايت خداست. خداوند متعال ميفرمايد: وَأَقِيمُوا الشَّهَادَةَ لِلَّهِ [طلاق: ۲ ] «و گواهي را براي خدا بدهيد».
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ وَلَوْ عَلَىٰ أَنفُسِكُمْ أَوِ الْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ [النساء: 135]. «اي کسانيکه ايمان آوردهايد! به داد قيام کنيد و براي خداوند شهادت دهيد هرچند که به زيان خودتان يا پدر و مادر و يا خويشاوندان باشد».
وَالَّذِينَ هُمْ عَلَىٰ صَلَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ آنها با مداومت بر نمازهايشان آنها را به بهترين و کاملترین صورت ميخوانند، أُولَٰئِكَ اينان که داراي چنين صفاتي هستند، فِي جَنَّاتٍ مُّكْرَمُونَ خداوند گراميشان داشته و از نعمتهاي پايدار بهشت آنچه که دلشان ميخواهد و چشمها از ديدن آن لذّت ميبرند بهرهمندشان کرده است و آنان در بهشت جاودانهاند.
خلاصه مطلب اين که خداوند سعادتمندان و اهل خير را با اين صفات کامل و اخلاق و رفتار پسنديده از قبيل انجام عبادتهاي بدني مانند نماز و مواظبت بر آن و اعمال قلبي مانند ترس از خداوند که خواستگاه هر کار خوبي است و عبادات مالي و عقايد مفيد و بهترين رفتار با خدا و بندگان توصيف کرده است. آنان با مردم به عدل و انصاف رفتار مينمايند، و حقوق امانتهايشان را ضايع نميکنند و کاملا پاک دامن هستند.
این مـــرگ،