روزی که نردبان اختراع شد خر و اسب و یابو به زرافه گفتند: روی گردنت یک غده است.

هرچه زرافه نگاه کرد چیزی ندید، اما آنقدر گفتند و گفتند که زرافه رفت و عمل کرد و گردنش کوتاه شد و بعد برگهای بالای درختها که مال زرافه بود بدون استفاده ماند تا خر و اسب و یابو با نردبان آمدند و برگها را خوردند.

ادامه در قسمت بعدی . . .