L: نردبان
روزی که نردبان اختراع شد خر و اسب و یابو به زرافه گفتند: روی گردنت یک غده است.
هرچه زرافه نگاه کرد چیزی ندید، اما آنقدر گفتند و گفتند که زرافه رفت و عمل کرد و گردنش کوتاه شد و بعد برگهای بالای درختها که مال زرافه بود بدون استفاده ماند تا خر و اسب و یابو با نردبان آمدند و برگها را خوردند.
ادامه در قسمت بعدی . . .
+ نوشته شده در جمعه هجدهم مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱:۶ ق.ظ توسط انسان
|
این مـــرگ،