وَإِذْ قَالَ مُوسَىٰ لِقَوْمِهِ و هنگامي‌که موسي آن‌ها را به خاطر عملکردشان و به خاطر اين که او را آزار مي‌دادند درحاليکه مي‌دانستند او پيامبر خداست سرزنش کرد و گفت: لِمَ تُؤْذُونَنِي وَقَد تَّعْلَمُونَ أَنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ چرا با گفته‌ها و کارهايتان مرا آزار مي‌دهيد حال آنکه مي‌دانيد من فرستاده خدا به‌سوی شما هستم؟! و پيامبر بايد مورد بزرگداشت و احترام باشد و بايد از دستورات او اطاعت شود و هر فرماني که مي‌دهد بي‌درنگ اجرا گردد؟!.

آزار دادن پيامبران ـ که احسان آنان نسبت به مردم بعد از احسان خداوند بالاترين احسان است ـ نهايت جسات و زشتي است و انحراف از صراط مستقيم است. آن‌ها صراط مستقيم را شناختند امّا آن را رها کردند. بنابراين فرمود: فَلَمَّا زَاغُوا أَزَاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ وقتي عملا از حقّ روي گردان شدند خداوند دل‌هايشان را به کيفر اين روي گرداني که براي خود انتخاب کرده و به آن خشنود بودند منحرف ساخت و به آن‌ها توفيق هدايت و راهيابي نداد چون آنان شايسته‌ی خبر نبودند و فقط سزاوار شرّ بودند.

وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ و خداوند گروه بدکاران را هدايت نمي‌کند. يعني کساني را هدايت نمي‌کند که کار بد تبديل به صفت هميشگي آنان شده است و قصدي براي هدايت شدن ندارند.

اين آيه کريمه اين مطلب را مي‌رساند که گمراه شدن بندگان ظلمي از جانب خدا نيست و بندگان نمي‌توانند دليل بياورند که خدا ما را گمراه ساخته است، بلکه به سبب خودشان خداوند آن‌ها را گمراه مي‌سازد، چون آن‌ها کساني هستند که دروازه هدايت را پس از آن که آن را شناخته‌اند به روي خود بسته‌اند، و به سزاي اين عمل، خداوند آن‌ها را گمراه و منحرف مي‌سازد و دل‌هايشان را دگرگون مي‌کند. و اين عدالت الهي است همانطور که مي‌فرمايد: وَنُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَأَبْصَارَهُمْ كَمَا لَمْ يُؤْمِنُوا بِهِ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَنَذَرُهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ [الأنعام: 110]. «و دل‌ها و چشم‌هايشان را دگرگون مي‌سازيم همان‌گونه  که نخستين بار به وحي و حق ايمان نياوردند، و آنان‌را در سرکشي‌اشان درحاليکه سرگردان هستند رها مي‌کنيم».