يعني هرگاه به منافقان گفته شود: ايمان بياوريد، همانگونه که توده مردم ايمان آورده‌اند، يعني مانند اصحاب ش ايمان بياوريد، و آن ايمان آوردن با قلب و زبان است، منافقان به گمان باطل خود مي‌گويند: آيا مانند بی‌خردان ايمان بياوريم؟ هدفشان اصحابش بود. زيرا آنها ادعا مي‌کردند که بی‌خردي اصحاب آنها را وادار کرده است تا ايمان بياورند و خانه و کاشانه خود را ترک گويند و با کفار دشمني ورزند، و عقل نزد منافقان خلاق اين را اقتضا مي‌نمايد، بنابراين، آنها را به بی‌خردي متهم کردند، و به صورت ضمني مي‌خواستند به اين نکته اشاره کنند که آنها عاقلان و صاحبان درک و فهم هستند.

خداوند سخن آنها را رد نمود و خبر داد که در حقيقت خودشان بی‌خردانند زيرا بی خردي حقيقي آن است که انسان منافع خود را نشناسد و در پي چيزي باشد که به وي ضرر و آسيب برساند. و اين ويژگي بر آنان صدق مي‌کند و کاملا بر آنها منطبق مي‌باشد. همانگونه که عقل و درايت آن است که انسان منافع خود را بشناسد، براي دستيابي به آن تلاش نمايد و براي دفع آنچه که به او ضرر مي‌رساند کوشش کند. و اين صفت در اصحاب رسول خدا و مومنان موجود مي‌باشد، پس آنچه که اعتبار دارد برخورداري از اوصاف و ويژگي‌هاي خوب، و در دست داشتن دلايل و برهان است نه ادعاهاي صرف و سخنان گزاف.