2. تفسیر سوره بقره - مدنی و 286 آیه است.
بدان که نفاق يعني ظهار نمودن خير و پنهان داشتن شر و بدي در درون، و اين تعريف شامل نفاق عقيدتي و نفاق عملي ميشود. نفاق عملي آن است که پيامبرصلی الله علیه وسلم بيان داشته است: «آيَةُ الْـمُنَافِقِ ثَلَاثٌ: إذَا حَدَّثَ كَذَبَ، وَإِذَا وَعَدَ أَخْلَفَ، وَإِذَا ائْتُمِنَ خَانَ» و فَي رِوَايةٍ: «وَإِذَا خَاصَمَ فَجَرَ». يعني: «نشان منافق سه چيز است، وقتي سخن گويد دروغ گويد، و هرگاه وعده دهد، خلاف وعده کند، و چون امانتي بدو سپرده شود در آن خيانت کند».
و در روايتي ديگر آمده است: «و هرگاه مخاصمه و مشاجره کند فحاشي و ناسزاگويي کند». و اما نفاق عقيدتي که انسان را از دايره اسلام خارج ميکند نفاقي است که خداوند منافقان را در اين سوره و در جاهاي ديگر بدان توصيف نموده است. نفاق قبل از هجرت پيامبر صلی الله علیه وسلم از مکه به مدينه وجود نداشت، اما پس از هجرت که جنگ بدر به وقوع پيوست و خداوند مؤمنان را پيروز گرداند و به آنها قدرت داد، کساني که در مدينه مسلمان نشده بودند ذليل گشتند.
بنابراين بعضي از آنها از ترس و به خاطر فريب کاري و براي حفظ جان و اموال خود تظاهر به اسلام کردند. بنابراين آنها در ميان مسلمين بودند و اينگونه نشان ميدادند که گويا مسلمان هستند اما در حقيقت مسلمان نبودند. و يکي از الطاف خداوند بر مؤمنان اين بود که حالات منافقان را برايشان روشن کرد و ويژگيهاي آنها را برشمرد تا مؤمنان فريب آنها را نخورند و نيز از بسياري از فسادهايشان دوري گزيده و خود را کنار بکشند.
خداوند متعال ميفرمايد: يَحْذَرُ ٱلْمُنَـٰفِقُونَ أَن تُنَزَّلَ عَلَيْهِمْ سُورَةٌۭ تُنَبِّئُهُم بِمَا فِى قُلُوبِهِمْ [التوبة: 64]«منافقان ميترسند که سورهاي درباره آنها نازل شود و آنها را از آنچه در دلشان هست خبر دهد». پس خداوند آنان را به نفاق توصيف کرد و فرمود: وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن يَقُولُ ءَامَنَّا بِٱللَّهِ وَبِٱلْيَوْمِ ٱلْءَاخِرِ وَمَا هُم بِمُؤْمِنِينَ پس آنان با زبان، چيزهايي ميگويند که در دلهايشان نيست. بنابراين، خداوند آنها را تکذيب نمود و فرمود: وَمَا هُم بِمُؤْمِنِينَ زيرا ايمان حقيقي آن است که بر زبان و قلب جاري شود و اين کار آنان فريب دادن خدا و بندگان مومنش است. فريب دادن يعني اينکه شخص چيزي را اظهار کند و خلاف آن را در درونش پنهان نمايد تا به هدف ش برسد.
منافقان اين شيوه را با خدا و بندگانش بازگشت و اين چيز عجيبي است، زيرا فريب کار يا به هدفش دست مييابد و يا اينکه فريبش سود يا ضرري به وي نميرساند، اما منافقان فريبشان به خودشان بازگشت و انگار مکر و فريبي که آنها انجام دادند براي هلاک کردن و متضرر نمودن خويشتن طراحي کرده بودند، زيرا خداوند از فريب کاري آنها زياني نميبيند و مکر و دسيسه آنها ضرري به بندگان مومن خداوند نميرساند.
بنابراين اگر منافقان به ايمان تظاهر کنند و جان و اموال آنها با اين کار در امان بماند، مؤمنان زياني نميبينند، زيرا در نهايت مکر آنها به خودشان باز ميگردد و بر اثر اين کار در دنيا خوار و رسوا ميگردند و به خاطر قدرت و پيروزي مسلمين به اندوهي جانکاه و دايمي مبتلا ميشوند، سپس در آخرت عذاب دردناک و شديدي به سبب دروغ و کفر و فسادشان در انتظار آنان خواهد بود، اما از بس که نادان و احمقند اين را نميفهمند.
در آيه فِى قُلُوبِهِم مَّرَضٌۭ منظور از «مرض»، بيماري شک و شبهه و نفاق است، زيرا دو بيماري بر قلب عارض ميشود و آن را از سلامت و اعتدال خارج ميکند، يکي بيماري شبهات و ديگري بيماري شهوات است. پس کفر و نفاق و شک و بدعت مصاديقي از بيماري شبهات هستند، و زنا و دوست داشتن زشتيها و گناهان و انجام آن زير مجموعهاي از بيماري شهوات ميباشند. همانطور که خداوند متعال ميفرمايد: فَيَطْمَعَ ٱلَّذِى فِى قَلْبِهِۦ مَرَضٌۭ [الأحزاب: 32]. پس آن کس که در دلش بيماري است طمع مينمايد و آن شهوت زنا است، و نجات يافته کسي است که از اين دو بيماري جان سالم به در بَرَد و يقين و ايمان حاصل کند و نفس خود را به گناه نيالايد و در لباس عا فيت و سلامت بياسايد.
خداوند متعال در مورد منافقان ميفرمايد: فِى قُلُوبِهِم مَّرَضٌۭ فَزَادَهُمُ ٱللَّهُ مَرَضًۭا ۖ اين آيه بيانگر گناهکاران است و اينکه خداوند به سبب گناهاني که در گذشته مرتکب شدهاند آنها را مرتکب گناهان ديگري ميگرداند که عذاب اخروي را درپي دارد. خداوند متعال ميفرمايد: وَنُقَلِّبُ أَفْـِٔدَتَهُمْ وَأَبْصَـٰرَهُمْ كَمَا لَمْ يُؤْمِنُوا۟ بِهِۦٓ أَوَّلَ مَرَّةٍۢ[الأنعام: 110]. «و دلها و چشمهايشان را دگرگون ميکنيم آنگونه که در ابتدا به آن ايمان نياوردند».
و خداوند متعال ميفرمايد: فَلَمَّا زَاغُوٓا۟ أَزَاغَ ٱللَّهُ قُلُوبَهُمْ [الصف: 5]. «و چون منحرف شدند خداوند دلهايشان را منحرف نمود». و ميفرمايد: وَأَمَّا ٱلَّذِينَ فِى قُلُوبِهِم مَّرَضٌۭ فَزَادَتْهُمْ رِجْسًا إِلَىٰ رِجْسِهِمْ[التوبة: 125]. «و آن کساني که در دلهايشان پليدي است خداوند بر پليديشان ميافزايد». پس سزاي معصيت آن است که بدنبال آن آدمي مرتکب گناه ديگري شود، همانطور که يکي از پاداشهاي نيکي، نيکي کردن پس از آن است. خداوند متعال ميفرمايد: وَيَزِيدُ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ٱهْتَدَوْا۟ هُدًۭى [مریم: 76]. «و خداوند کساني را که راه يافتهاند بيشتر راهنمايي مينمايد».
این مـــرگ،