اين ابراز تعجب و شگفتي از حالت مردم است، و اينکه پند دادن آنها فايده‌اي ندارد، و به هشداردهنده توجه نمي‌کنند درحاليکه زمان محاسبه و مجازاتشان نزديک شده است، اما آنان در غفلت روي گردانند، يعني از هدفي که براي آن آفريده شده‌اند غافل‌اند و از آنچه که با آن بيم داده شده‌اند روي گردانند، آنگاه براي دنيا آفريده شده‌اند و براي است،اده و بهره‌مندي از ان به دنيا آمده‌اند، خداوند همواره آنها را تذکر و پند مي‌دهد اما آنان همچنان در غفلت و رويگرداني به سر مي‌برند.

بنابراين فرمود: مَا يَأْتِيهِم مِّن ذِكْرٍ مِّن رَّبِّهِم مُّحْدَثٍ هيچ پند و اندرز تازه‌اي به آنها را به منافعشان راهنمايي کند و از مضار و مکروهائي برحذر دارد، به آنان نمي‌رسيد،  إِلَّا اسْتَمَعُوهُ مگر اينکه به آن گوش مي‌دادند و با شنيدن آن حجت را بر خود اقامه مي‌کردند، وَهُمْ يَلْعَبُونَ لَاهِيَةً قُلُوبُهُمْ و در حالي که به آن گوش مي‌دادند که دلهايشان از آن غافل و روي گردان، و متوجه خواسته‌هاي دنيوي اشان بود و جسمهايشان مشغول بازي و سرگرمي. آنها به شهوت و باطل و گفته‌هاي زشت و ناپسند مشغول بودند، در حالي نمي‌بايست چنين مي‌بودند، بلکه مي‌بايست دلهايشان به امر و نهي الهي روي مي‌آورد و طوري به قران و پندهاي خدا گوش مي‌داند که دلهايشان منظور آن را درک مي‌کرد، و اعضايشان براي عبادت پروردگار که براي آن آفريده شده‌اند تلاش مي‌نمودند، و قيامت و حساب و سزا و جزا را به خاطر مي‌آوردند، آنگاه حال واحوالشان درست مي‌شد و کارهايشان سامان مي‌يافت.

در مورد اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ دو قول وجود دارد: یکی این که منظور از «ناس» آخرین امت است، و پیامبرش آخریت پیامبرهاست، و قیامت بر این امت برپا می‌شود. پس زمان محاسبه آنها از امت‌های پیشین نزدیک‌تر است، چون پیامبر صلی الله علیه وسلم فرموده است: من و قیامت چون این دو (به انگشت سبابه و انگشت کنار آن اشاره کرد) نزدیک هستیم.

دوم این که مراد از نزدیک شدن زمان محاسبه، مرگ است، و هرکس که بمیرد قیامت او برپا شده است و به جهانی وارد گشته که سزای اعمالش را می‌بیند. پس و اعجبا از فرد غافل و رویگردان که نمی‌داند چه وقت مرگ به سراغش می‌آید، صبح می‌آید یا شام؟! پس این حالت همه مردم است. مگر کسی که مرود عنایت خداوند باشد و خود را برای مرگ و محاسبة پس از آن آماده کند.

سپس به بیان عناد و سرکشی کافران ستمگر با حق پرداخت، و اینکه آنها با یکدیگر در گوشی و پنهانی گفتگو کردند و توافق نمدند تا در مورد پیامبر صلی الله علیه وسلم بگویند: او نیز مانند شما یک انسان است، پس چه چیزی سبب شده تا خدا وی را بر شما برتری دهد و برگزیند؟! چرا که یک نفر از شما هم می‌تواند همان ادعای او را بکند! چه فرق می‌کند! زیرا هدف وی این است که خود را از شما برتر بداند و بر شما ریاست کند، بنابراین از او اطاعت نکنید و وی را تصدیق ننمایید، زیرا او یک جادوگر است و قرآنی که آورده است جادو می‌باشد، پس، از آن (قرآن) دور شوید و مردم را از آن بگریزانید و بگویید: أَفَتَأْتُونَ السِّحْرَ وَأَنتُمْ تُبْصِرُونَ آیا آگاهانه به جادو روی می‌آورید؟!.

اين گفته‌ها در حالي بر زبان مي‌آوردند که به سبب معجزات و نشانه‌هاي آشکاري که مشاهده مي‌کردند و ديگران مشاهده نکرده بودند، مي‌دانستند او پيامبر به حق خداوند است، اما شقاوت و ستمگري و عناد، آنها را به گفتن اين چيزها واداشت، و خداوند به آنچه به صورت پنهاني و درگوشي مي‌گفتند کاملاً آگاه است، و به زودي آنها را بر آن مجازات خواهد کرد. بنابراين فرمود:

قَالَ رَبِّي يَعْلَمُ الْقَوْلَ فِي السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ بگو: پروردگارم هر سخن پنهان و آشکاري را که در هر جاي زمين و آسمان گفته شود، مي‌داند، وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ و او همۀ صداها را به هر زباني که با شد و با هر هدف و نيازي که گفته شود، مي‌شنود و او به آنچه در دلها است آگاه مي‌باشد.