112. تفسیر سوره قلم - مدني و 52 آيه است.
خداوند متعال به پيامبرش صلی الله علیه وسلم ميفرمايد: فَلَا تُطِعِ الْمُكَذِّبِينَ از کسانيکه تو را تکذيب کرده و با حق به مخالفت برخاستهاند پيروي مکن چون آنها سزاوار نيستند که از آنان پيروي شود زيرا جز به آنچه که مطابق خواستههايشان باشد فرمان نميدهند و جز باطل چيزي را نميخواهند و کسيکه از آنها اطاعت کند به کاري روي آورده که به زيانش ميباشد. و اين عام است در مورد هر تکذيب کننده و هر طاعتي که از تکذيب نشأت گرفته باشد گرچه آيه درباره مورد خاصّي بيان گرديده است و آن اين که مشرکان از پيامبر خواستند تا از طعنه زدن به معبودان و دينشان دست بردارد تا آنها نيز او را عيبجويي نکنند.
بنابراين فرمود: وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَيُدْهِنُونَ مشرکان دوست دارند که با آنها سازش کني. يعني در رابطه با برخي از آنچه که بر آن هستند با آنها در سخن يا در عمل موافقت کني و يا در جايي که بايد سخن بگويي ساکت شوي، و آن هم با تو سازش کنند. اما فرمان خداوند را آشکارا بيان کن و دين اسلام را اظهار بدار و کمال اظهار دين اين است که آنچه با دين مخالف و متضاد است نقض شود و مورد عيبجويي قرار گيرد.
وَلَا تُطِعْ كُلَّ حَلَّافٍ مَّهِينٍ کسي که بسيار سوگند ميخورد دروغگوست. بنابراین، از او پيروي مکن و هرکس که دروغگو باشد فرومايه و فاقد فرزانگي است و به خير و خوبي علاقهاي ندارد بلکه فقط به دنبال شهوتهاي فرومايه خودش ميباشد. هَمَّازٍ زياد از مردم عيب ميگيرد و با غيبت کردن و تمسخر به مردم طعنه ميزند. مَّشَّاءٍ بِنَمِيمٍ سخن چين است و سخن بعضي از مردم را به بعضي ديگر ميرساند تا بين آنها فساد و دشمني به وجود بياورد.
مَّنَّاعٍ لِّلْخَيْرِ کارهاي خير و آنچه بر او واجب است از قبيل نفقات واجب و کفارهها و زکات و غيره را نميدهد. مُعْتَدٍ به مردم تجاوز ميکند. يعني با ستم کردن و حمله به خون و مال و آبروي مردم بر آنها تجاوز ميکند. أَثِيمٍ گناهان زيادي در حق خدا مرتکب ميشود.
عُتُلٍّ بَعْدَ ذَٰلِكَ درشت خو و سنگدل و نافرمان است. زَنِيمٍ يعني اصل و نسبي ندارد که از آن خير و خوبي برآيد بلکه اخلاق او زشتترین اخلاق است و اميد هيچ رستگاري از او نميرود و داراي نشانهاي در شر و بدي است که با آن شناخته ميشود. خداوند متعال ما را از پيروي کردن کسيکه بسيار سوگند ميخورد و فرومايه و بداخلاق ميباشد نهي کرده است خصوصا اخلاق بدي که همراه با خودپسندي و تکبّر در برار حق و مردم باشد، و مردم را با غيبت و سخن چيني و عيبجويي تحقير نمايد و گناهان زيادي مرتکب شود. خداوند ما را از اطاعت از چنين کسي نهي کرده است.
اين آيات در مورد بعضي از مشرکين مانند وليد بن مغيره و غيره نازل شده است که خداوند دربارهی او ميفرمايد: أَن كَانَ ذَا مَالٍ وَبَنِينَ إِذَا تُتْلَىٰ عَلَيْهِ آيَاتُنَا قَالَ أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ به خاطر مال و فرزندانش سرکشي کرد و با خود بزرگبيني از پذيرفتن حق سرباز زد.
و وقتي حق نزد او آمد آن را نپذيرفت و آن را از افسانههاي پيشينيان برشمرد، افسانههايي که صدق و کذب آن محتمل است. گرچه اين آيات در مورد وليد است، اما هرکس را که چنين حالتي داشته باشد شامل ميگردد، چون قرآن براي هدايت همه مردم نازل شده است. و اول و آخر امت در آن داخل است. و شايد بعضي از آيهها به سبب امري و يا فردي از افراد نازل شده باشند تا به وسيله آن قاعده کلي روشن گردد و به وسيله آن امثال جزئياتي که در قضاياي کلي داخلاند شناخته شوند. سپس خداوند چنين کسي را تهديد کرد که بر بينياش داغ مينهد و به او عذاب آشکاري خواهد داد و بر صورت او که مهمترین عضو اوست نشانهاي خواهد گذاشت.
این مـــرگ،