4-2: چشماندازی از روش اسلام در اصلاح نفس بشری - قسمت 1
انسان چه در گذشته و چه در حال کوشیده روشهایی را برای اصلاح و تربیت نفس وضع نماید. کسانی که قانون خداوند بر آنان نازل گردید، مسیر قانون الهی را تغییر دادند! افراد دیگری برای اصلاح نفس، جسم خود را به عذاب انداختند و به دنبال تجارب مریض و ناتوان و تلاشهای مشقت بار تعالی بخشیدن به بعدی معنوی و روحی افتادند و عدهای دیگر در توفان شهوات و افتادن به دنبال آرزوهای نفسانی سرگردان شدند.
در این راستا تنها روش اسلام باقی میماند، زیرا این روش تنها راهی است که نفس را اصلاح و تزکیه میکند. روشهای دیگر سرابی بیش نیستند و گرسنگان روحی و تشنگان قلبی را ناامید میکند. روش و دیدگاه تصوف، فلاسفه و تلاش بوداییها و دیگران در این میدان چیزی را برای بشریت ثابت نکرده که چشمگیر و قابل ذکر باشد. بسیاری از آنچه که در روانشناسی جدید به عنوان برنامه تدوین گردیده است چیزی جز مجموعهای از افکار و نظریاتی که با هم درگیرند و در نزاع هستند، نیست. به طوری که هر گاه مسلمانی که با توجه به راهنماییهای قرآن و سنّت هدایت یافته است، به افکار مذکور بنگرد میبیند که آن گونه افکار نه انسان را پرورش میدهد و نه او را بینیاز میکند.
در میان روشها و برنامههای موجود در این باره تنها روش اسلام است که خداوند متعال آن را برای اصلاح نفوس انسانها وضع کرده و آن در میان سایر روشها و مکاتب بشری تنها و بینظیر کرده است. هرگاه بندگان خداوند موفق به دستیابی آن شوند، میبینند که ثمره آن پاک، مبارک و پرخیر میباشد.
ادامه موضوع در قسمت بعدی
این مـــرگ،