4-1: محبت خدا و ترس از خدا - قسمت 1
مثلاً: کسی که میخواهد روزة ماه رمضان را بخورد و با خوردن قطعه نانی و یا قطره آبی روزه را باطل کند، اگر در موقع دستبردن به نان یا به آب خدا را به یاد آورد و یقین داشته که در این هنگام خدا او را میبیند، یقیناً از این کار یعنی از خوردن و آشامیدن اجتناب میکند، دزد در موقع دزدی هرگاه خدا را در نظر بیاورد و بداند که او از نظر خدا پنهان و غائب نمیشود بدون شک از دزدی اجتناب میکند. زناکار در موقع زناکاری اگر خدا را به نظر خود آورد و یقین داشته باشد که خدا لازماً او را میبیند بدون شک از ارتکاب زنا پرهیز میکند.
فرض کنید یکی از جوانان بخواهد در جای پنهانی استمناء کند و هنگام شروع به آن پدر خود یا یکی از دوستانش او را ببینند و آن جوان از پنجرهای پدرش و یا یکی از دوستانش که او را در نظر دارند مشاهده کند. آیا آن جوان از کارش پشیمان نمیشود و از پدر و دوستش خجالت نمیکشد؟ شکی نیست که پشیمان میشود و در مقابل ایشان همیشه خجالتزده است و تا مادام العمر هرگاه پدر و یا همان دوستش را ببیند حیثیت و شخصیتی در جلو آنها ندارد و هنگام ملاقات با آنها سر خود را به پایین میافکند، و همان کار غیر مشروع خویش را به یاد میآورد.
پس وقتی خلافکاری در برابر بشری مانند خودش این همه خجالت دارد، چرا در برابر خدا دانای آگاه که هیچ چیزی بر وی پوشیده نیست، خجالتی نمیکشد، با وجود این که خدا او را میبیند چرا دست از کارهای خلاف اسلام برندارد؟ چرا از بشری همانند خود میترسد، اما از خداوند متعال که تمام دنیا را در کف قدرت خود دارد شرم و حیاء و ترس نمیکند؟
چون در واقع ترس از خدا در قلب انسان باید اثر بگذارد و او را از انجام کارهای ناروا بازدارد و از اوامر او اهمال و کسالت ننماید، هرکس خدا را دوست دارد و از خدا بیم دارد باید مطیع او و پیغمبر او و قرآن او باشد. تابع شهوات و هواهای نفسانی نگردد. زیرا هر کسی که دیگری را دوست میدارد باید همیشه در فرمان او و در اطاعت او باشد: قُلۡ إِن كُنتُمۡ تُحِبُّونَ ٱللَّهَ فَٱتَّبِعُونِی [آل عمران: 31]. «(ای پیغمبر اسلام!) به مردم ابلاغ کن که اگر شما خدا را از روی حقیقت و اخلاص دوست دارید. پس تابع من باشید».
ادامه موضوع در قسمت بعدی
این مـــرگ،