حرف ژ
ژاژ: کنگر، سخن یاوه، بیهوده
ژاژک: لوبیا
ژاکت: نیم تنه، نیم تنه زنانه
ژاله: شبنم، قطره شبنم
ژاندارمری: اداره امنیه
ژاو: خالص
ژخ: ناله، بانگ، آواز، حزین
ژرسه: نوعی پارچه نازک، نیم تنه بافته شده از نخ
ژرف بینی: غور، تعمق
ژرف: گود، عمیق
ژرفا: گودی، عمق
ژست: تیک
ژغار: بانگ بلند، نعره، فغان
ژغند: آواز مهیب، غرش جانور درنده
ژفک: چرک، چرک گوشه چشم
ژک: سخن زیر لب
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم بهمن ۱۳۹۲ ساعت ۳:۹ ب.ظ توسط انسان
|
این مـــرگ،