حرف ب
با ایمان: مومن
با دلیل و برهان: مبرهن
با سواد: ملا
با شام: پرده، پرده در
با گوشه چشم اشاره کردن: لمز
با هرج می آید: مرج
با یکدیگر آراسته شدن: تناسق
با: آش ساده
باب: در
باب روز: مد، آلامد
باباغوری: چشمی که ترکیده و مردمکآن بیرون آمده باشد
بابزن: سیخ کباب
بات: برنده، قاطع
باتالیون: دسته، گروه، گردان
باتلاق: خلاب، منجلاب، آبگند، لجن زار
با ایمان: مومن
با دلیل و برهان: مبرهن
با سواد: ملا
باشام: پرده، پرده در
با چشم و سر اشاره کردن: لمز
با هرج می آید: مرج
با یکدیگر آراسته و منظم شدن: تناسق
با: آش ساده
باب: در
باب روز: مد، الامد
باباغوری: چشمی که ترکیده و مردمک آن بیرون آمده باشد
بابزن: سیخ کباب
بات: برنده، قاطع، لاغر
باتلاق: خلاب، مجلاب، آبگند، لجنزار
باتلاق زاینده رود: گاوخونی
+ نوشته شده در سه شنبه یکم بهمن ۱۳۹۲ ساعت ۵:۰ ب.ظ توسط انسان
|
این مـــرگ،