بعد از آنكه ادریس علیه السلام باقی نماند، شیطان فرصت را غنیمت شمرد و به دل و درون خانواده و نوادگان ادریس علیه السلام رخنه كرد تا اینكه مجسمه‌ای را به صورت ادریس علیه السلام ساختند و بعداً مورد پرستش مردم قرار گرفت و بت‌پرستی گسترش یافت، تا اینكه بعد از 175 سال كه از وفات  ادریس علیه السلام گذشته بود، خداوند نوح علیه السلام را در عمر 50 سالگی به پیامبری برانگیخت.

«همانا ما حضرت نوح را به عنوان پیامبر میان قومش برانگیختیم و گفتیم به ایشان بگو تبلیغ كن كه قبل از آنكه عذاب سخت الهی بر آنها وارد شود» [نوح: 1]

«نوح علیه السلام فرمود: [نوح‌] گفت: اى قوم من، من شما را هشدار دهنده‌اى آشكارم». [نوح: 2]

« كه خدا را بپرستید و از او پروا دارید و مرا فرمان برید.» [نوح: 3]

«[تا] برخى از گناهانتان را بر شما ببخشاید و [اجل‌] شما را تا وقتى معین به تأخیر اندازد. اگر بدانید، چون وقت مقرر خدا برسد، تأخیر بر نخواهد داشت». [نوح: 4]

 یعنی همانا خداوند وقتی را كه برای مرگ كسی تعیین كرده است، قابل تأخیر نیست و یك لحظه پس و پیش ندارد، اگر در صورتی كه به این حرف ایمان می‌داشتید از شرك و بت‌پرستی دست می‌كشیدند.»

ادامه موضوع در قسمت بعدی