اکنون نزاع بر امور ذیل است:

 اوّل: مسائلی وجود دارد، كه مصلحت انسان در آن می باشد اما انسان نمی تواند آن را با عقل مجرّد، درك كند؛ چون از دایره و محدوده عقل خارج است. «عقل چگونه می تواند الله متعال را با نام ها و صفاتش بشناسد....؟ و نیز جزئیات شرع و دینی را كه الله متعال برای بندگان تشریع فرموده، بداند؟! یا چگونگی محبّت الله متعال، خشنودی و ناخشنودی او را درك كند؟ چگونه پاداش و سزا و وعده هایی را كه به دوستان و اولیای خود داده، یا تهدیداتی را كه برای مخالفین و دشمنان تعیین کرده، مقادیر و كیفیت و درجاتش را بداند؟ از كجا غیبی را بشناسند كه الله متعال جز پیامبرى كه از او خشنود باشد، کسی را از آن آگاه نکرده و دیگر چیزهایی كه پیامبران از جانب الله متعال آورده اند ابلاغ می كنند و عقل راهی بسوی معرفتشان ندارد.»

دوم: آن‌چه عقل قادر به درك خوب یا بد آن است، به صورت اجمالی و بدون تفصیل دركش می كند و اگر جزئیات را هم بداند - البته به صورت ناقص نه بطور فراگیر-، تنها برخی از جزئیات را درک می‌کند. «مثلاً عقل خوب بودن عدالت را درك می كند، امّا اینكه فلان عمل عادلانه است یا نه، از تشخیص آن عاجز است.»

سوم: گاهی عقل در مورد یك كار حیران و سرگشته می شود، زیرا آن کار هم سود دارد و هم زیان و عقل نمی داند زیان آن بیشتر است یا سود آن؛ بنابراین عقل در برابر آن متوقّف می شود. آن گاه دین و قوانین آن می آیند و مردم را به آن‌چه که سود دارد، دستور می‌دهند و از آن‌چه که زیان دارد، باز میدارند. همچنین كاری كه برای شخصی سود و برای دیگری زیان دارد، عقل قادر به درک آن نیست، بلكه بیان آن به عهدهی شریعت است تا کسی را که آن کار برایش سود دارد، به آن دستور دهد و دیگری را که آن کار برای او زیان دارد، از انجام آن کار باز دارد. گاهی یک کار به ظاهر مفید است و در باطن مضر، یا بر عکس؛ عقل به ضرر و فایده آن راه نمییابد، بنابراین شریعت مفید و مضر و برتری هر کدام را بیان مینمابد.»

 «آن‌چه پیامبران با خود آورده‌اند، عقل از شناخت آن عاجز است و چیزی نیاورده اند كه عقل باطل بودنش را بداند، پس آن‌ها از اخباری سخن می گویند كه عقل در مقابل آن حیرت زده و سرگشته است نه آن‌چه عقل محال و ناممکن می پندارد.»

چهارم: آن‌چه عقل بدان دست می‌یابد، اگر صحیح هم باشد، چیزی جز فرضیاتی نیست كه گاهی نظرات متناقض و دیدگاه های الحادی، را با خود به همراه دارد. و اگر آن نظرات ماندگار و باقی بودند- در زمان غیبت وحی- تخمین های متعدّد وجود می داشت که در آن حق با باطل مشتبه بود.

ادامه موضوع در قسمت بعدی