بَلْ كَذَّبُوا بِالْحَقِّ بلکه سخني که از آن‌ها سر زده عناد و تکذيب است و آن‌ها حق را که بالاترين انواع صدق است تکذيب کردند لَمَّا جَاءَهُمْ فَهُمْ فِي أَمْرٍ مَّرِيجٍ هنگاميکه برايشان آمد پس آنان داراي حالي پريشان و کار نابساماني هستند و بر يک چيز استوار نمي‌مانند. گاهي مي‌گويند تو جادوگري، و گاهي مي‌گويند ديوانه‌اي، و گاهي مي‌گويند شاعر هستي. و همچنين هريک درباره قرآن طبق نظر فاسد خود اظهار نظر مي‌کنند. و اينگونه است کسي که حق را تکذيب کند. پس او در امر و حالتي به هم ريخته و نابسامان است، جهت و ثبات او مشخص نيست و کارهايشان را مي‌بيني که متناقض و به هم بافته ايست. امّا کسي که از حق پيروي کند و آن‌را تصديق نمايد کار و راه و سخن و کردارش راست و درست مي‌شود.