ر: تنگچشمی و اسرافکاری - قسمت 2
عدهی کمی از انسانها هستند که از کوتاهی عمر انسان در این جهان در راستای خدمت به مردم استفاده مینمایند. و از اموال و دارایی خویش در جهت خیر و منافع خود و جامعهای که در آن زندگی میکنند، استفاده مینمایند. اینگونه آدمها هستند که علیرغم کوتاهی عمرشان از حیات و زندگی واقعی برخوردارند و هرچند ثروت و دارایی خویش را از دست بدهند ثروتمند واقعی به شمار میآیند و علیرغم از دست ددن این لذیذ ناروا خوشبخت و اهل سعادت شمرده میشوند.
در این صورت بخلورزی بیماری خطرناکی است که در نهایت شخص بیمار را از پای درخواهد آورد، از طرفی علامت غفلت و عدم بصیرت و انانیتی خودخواهانه است. حتی برخی از آدمها هستند که نسبت به برآورده نمودن نیازهای خود هم بخل میورزند و آن را از خواب و خوراک و پوشاک خوب و مناسب محروم مینمایند، و هزینه کردن برای تأمین آنها را اسراف و ریخت و پاش به شمار میآورند!.
آنگونه آدمها همچون کسانی هستند که پنجره خانه خویش را برای جلوگیری از روشنایی آفتاب سوت و کور مینمایند و برای جلوگیری از مصرف هوا جلو نفس کشیدن خود را میگیرند!. روزی رسول خدا صلی الله علیه وسلم یکی از آن آدمها را با لباس کهنه و نامرتب دید و خطاب به او فرمود: «مال و ثروتی داری؟» گفت: بله دارم!
رسول خدا صلی الله علیه وسلم فرمود: «چه نوع ثروتی داری؟» گفت: طلا و نقره و شتر و گوسفند دارم. رسول خدا صلی الله علیه وسلم فرمود: در این صورت بهتر آن است که آثار و نشانهی نعمتهای خداوند در تو دیده شود، زیرا خداوند وجود نشانه نعمت خویش بر بندگانش را دوست میدارد».
عدهای هم راه افراط را در پیش گرفته و خود و خانوادهی خویش را در باتلاق اسراف و ریخت و پاش و کامجوییهای ناروا و انواع و اقسام لذایذ و مظاهر زندگی دنیوی غرق مینمایند، اما در این راه به مشکلات مردم و مصالح میهن خود کمترین توجهی ندارند. هرگاه زمینهای برای خیر و احسان و همکاری فراهم شود و به کمک و حمایت ثروتمندان نیاز وجود داشته باشد به آن پشت میکنند و چهره درهم میکشند و عذر و بهانه میآورند. و از فقر و مشکلات و کسادی تجارت خود ناله و شکوایه سر میدهند و به گونهای خود را خوار و حقیر میگردانند که گمان میرود به کمک و صدقه دیگران نیازمند میباشند.
ادامه موضوع در قسمت بعدی
این مـــرگ،