H: هنگامی که عشق . . .
هنگامی که عشق به شما اشارتی کرد، از پی اش بروید، هرچند که راهش سخت و ناهموار باشد. هنگامی که با بالهایش شما را در بر می گیرد، تسلیمش شوید، گرچه ممکن است تیغ نهفته در میان پرهایش مجروحتان کند.
وقتی با شما سخن می گوید، باورش کنید، گرچه ممکن است صدایش رؤیاهاتان را پراکنده سازد، همانگونه که باد شمال، باغ را بی بر می کند.
همانگونه که شما را می پروراند، شاخ و برگتان را هرس می کند. همانگونه که از قامتتان بالا می رود و نازک ترین شاخه هاتان را در آفتاب می لرزاند نوازش می کند، به زمین فرو می رود و ریشه هاتان را که به خاک چسبیده اند می لرزاند.
عشق، شما را همچون بافه های گندم برای خود دسته می کند. می کوبدتان تا برهنه تان کند. سپس غربالتان می کند تا از کاه جداتان کند. آسیابتان می کند تا سپید شوید. ورزتان می دهد تا نرم شوید. آنگاه شما را به آتش مقدس خود می سپارد تا برای ضیافت مقدسِ خداوند، نانی مقدس شوید.
ادامه موضوع در قسمت بعدی
این مـــرگ،