4-2: اهمیت تزکیه نفسها - قسمت 3
أَوَ مَن كَانَ مَیۡتٗا فَأَحۡییۡنَٰهُ وَجَعَلۡنَا لَهُۥ نُورٗا یمۡشِی بِهِۦ فِی ٱلنَّاسِ كَمَن مَّثَلُهُۥ فِی ٱلظُّلُمَٰتِ لَیۡسَ بِخَارِجٖ مِّنۡهَاۚ كَذَٰلِكَ زُینَ لِلۡكَٰفِرِینَ مَا كَانُواْ یعۡمَلُونَ [الأنعام: 122]. «آیا کسی که مردهای بوده است و ما او را زنده کردهایم و نوری فرا راه او داشتهایم که در پرتو آن، میان مردمان راه میرود. مانند کسی است که به مَثَلگویی در تاریکیها فرو رفته است و از آن تاریکیها نمیتواند بیرون بیاید».
این قلب زنده و نورانی همان قلب سلیم است. چنان که ابراهیم علیه السلام میفرماید: وَلَا تُخۡزِنِی یوۡمَ یبۡعَثُونَ یوۡمَ لَا ینفَعُ مَالٞ وَلَا بَنُونَ إِلَّا مَنۡ أَتَى ٱللَّهَ بِقَلۡبٖ سَلِیمٖ [الشعراء: ۸۸-۸۷]. «و مرا خوار و رسوا مدار در روزی که برانگیخته میشوند آن روزی که اموال سودی نمیرساند بلکه تنها کسیکه با دل سالم به پیشگاه خدا آمده باشد».
و خداوند در مورد مریضی قلبها میفرماید: فِی قُلُوبِهِم مَّرَضٞ فَزَادَهُمُ ٱللَّهُ مَرَضٗا [البقرة: 10].. «دل دلهایشان بیماری است و خداوند بیماری ایشان را فزونی میبخشد».
گاهی مرض قلب شدت پیدا میکند، و قلب را کور و نابینا میکند و دیگر نور قرآنی را از دست میدهد. به فرمایش قرآن: فَإِنَّهَا لَا تَعۡمَى ٱلۡأَبۡصَٰرُ وَلَٰكِن تَعۡمَى ٱلۡقُلُوبُ ٱلَّتِی فِی ٱلصُّدُورِ [الحج: 46]. «چراکه این چشمها نیستند که کور میگردند، بلکه این دلهای درون سینهها هستند که نابینا میشوند».
در چنین شرایطی انسان نه از خیری که به آن امر شده نفع میبرد، و نه از شرّی که از آن برحذر گردیده، بلکه نسبت به حقایق کور وکر میگردد و به قول قرآن: وَٱلَّذِینَ كَذَّبُواْ بَِٔایٰتِنَا صُمّٞ وَبُكۡمٞ فِی ٱلظُّلُمَٰتِ [الأنعام: 39]. «آنان که آیات ما را تکذیب میدارند کرانند و لالانند در تاریکیها».
لَهُمۡ قُلُوبٞ لَّا یفۡقَهُونَ بِهَا وَلَهُمۡ أَعۡینٞ لَّا یبۡصِرُونَ بِهَا وَلَهُمۡ ءَاذَانٞ لَّا یسۡمَعُونَ بِهَآۚ أُوْلَٰٓئِكَ كَٱلۡأَنۡعَٰمِ بَلۡ هُمۡ أَضَلُّۚ أُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡغَٰفِلُونَ [الأعراف: 179]. «آنان دلهایی دارند که بدانها نمیفهمند و چشمهایی دارند که بدانها نمیبینند و گوشهایی دارند که بدانها نمیشنوند. اینان همسان چهارپاینند و بلکه سرگشتهترند. اینان واقعاً بیخبر هستند».
این حالت در مفاهیم قرآنی بیانگر مرگ قلب است، چراکه خداوند قلب را خلق کرده است که با آن تفقّه نماید، عبرت بگیرد و تدبّر کند و با آن خیر را دوست داشته باد و به آن امر کند و شرّ را ناپسند داشته و از آن گریزان باشد. پس هرگاه احوال قلب دگرگون شد و وظیفهای را که در اصل، به خاطر آن خلق شده انجام نداد، آن قلب در مفاهیم قرآنی مرده است.
پس با توجه به اینکه معتقدات و اعمالی که انجام میدهیم، در نفس ما تأثیر بسزایی دارند، خداوند - تبارک وتعالی - به ما امر فرموده است که نفسهای خود را اصلاح کنیم و در راه آن مجاهدت و تلاش نماییم. در مفهوم قرآنی، اصلاح نفس «تزکیه» و تباه کردن آن، «تدسیه» نامیده میشود.
ادامه موضوع در قسمت بعدی
این مـــرگ،