بیشتر مردم ترجیح می‌دهند وقت خود را با كار و تفریح و رستوران و غیره بگذرانند، اما انسان‌های بزرگ همواره خود را درگیر سئوال با هستی می‌كنند كه این امر در فرایندی به نام مطالعه خود را بروز می‌دهد و جالب اینكه مطالعه نیز برای آن‌ها نوعی سرگرمی می‌شود و آن‌ها را به خود مشغول می‌كند و البته چقدر خوب است كه میان این همه لهو و لعب‌ها و لغو‌ها و عبث‌ها، سرگرمی انسان كتاب باشد. در واقع انسان‌های بزرگ با یك تیر دو نشان می‌زنند. هم وقت خود را به خوبی پر می‌کنند و هم گرسنگی روحی و فکری خود را تسکین می‌دهند.

ناگفته پیداست که در دنیای رقابتی فعلی، انسان ضعیف جایی ندارد و آن‌ها  كه از افكار عمیق‌تری برخوردارند و از میراث هویت خود آگاهی دارند، در برنامه‌ریزی برای رسیدن به هدف نیز موفق‌ترند، لذا مطالعه را باید جدی گرفت كه آن چیزی بیشتر از پرنمودن اوقات فراغت و یك سرگرمی روزانه است. مطالعه مبارزه با پوچی و تنهایی آدمی است و خواننده را مجبور می‌کند که درِ خانه دیگری را بکوبد، از دیگری کمک بخواهد و بنابراین از خود بیرون بیاید.

انیس کنج تنهایی کتاب است
بود بی‌مزد و منت اوستادی
درونش همچو غنچه از ورق پر
ز یکرنگی همه هم روی و هم پشت
به تقریر لطایف لب گشایند

 

فروغ صبح دانایی کتاب است
ز دانش بخشدت هردم گشادی
به قیمت هر ورق زان یک طبق دُر
گر ایشان را زند کس بر لب انگشت
هزاران گوهر معنی نمایند

بنابراین، اگر می‌خواهید مرز روزمرگی و بیهودگی را بشکنید و در این دنیا حرف برای گفتن داشته باشید و اساساً بدانید كه «چه باید بكنید؟» باید با سلاح مطالعه، فكر و اندیشه‌ی خود را مجهز كنید.
ادامه موضوع در قسمت بعدی