B: عوامل بد فرجامی - قسمت چهارم
روایت شده است که وقتی سلیمانبنعبدالملك برای رفتن به حج، وارد مدینه شد، پرسید: آیا در مدینه كسی هست كه گروهی از صحابه رضی الله عنهم را دیده باشد؟ گفتند: آری، ابوحازم دیده است. قاصدی بهسوی او فرستاد. وقتی ابوحازم آمد، سلیمان پرسید: ای ابوحازم، چرا مرگ را ناپسند میدانیم؟ أبوحازم گفت: شما دنیا را آباد و آخرت را ویران كردهاید و بیگمان، رفتن از جایی آباد به مکان ویران، ناپسند میباشد. سلیمان گفت: حرف بسیار درست و بهجایی است. پس سلیمان گفت: ای كاش میدانستم كه نزد الله متعال چه جایگاهی دارم؟
أبوحازم گفت: اعمال خود را با قرآن میزان كن. سلیمان گفت: آن میزان را در كجای قرآن بیابم؟ ابوحازم گفت: در این آیه: «بیگمان نیكان در میان نعمت بسیار بهشت بهسر میبرند و بیگمان بدكاران در میان آتش سوزان دوزخ خواهند برد.» [انفطار:۱۴–۱۳]
سلیمان گفت: پس رحمت الله كجاست؟ ابوحازم گفت: رحمت الله همراه نیكوكاران است. سلیمان گفت: ای كاش میدانستم که چگونه در پیشگاه الله حاضر میشوم؟ ابوحازم گفت: نیكوكار مانند كسی است كه به مسافرت رفته و به خانهاش بر میگردد و بدكار مانند كسی است كه از خدمت آقایش فرار كرده و او را به زور بهسوی آقایش بر میگردانند.
سلیمان با صدای بلند گریست و سپس گفت: مرا نصیحتی كن. أبوحازم گفت: برحذر باش از اینکه الله تو را در جایی یا چیزی ببیند که از آن منع کرده است و برحذر باش از اینکه تو را در جایی یا چیزی که بدان دستور داده است، نبیند. -از آنچه که الله تو را از آن بازداشته است دوری کن و به آنچه که تو را به آن امر فرموده است، بپرداز.-
بدبختی دو گونه است و یكی از دیگری بزرگتر میباشد؛ اما بزرگتر آنست كه هنگام سكرات و نمایان شدن مرگ، شك یا انكار بر شخص چیره شود. اگر روح در همین حالت قبض شود، این حالت برای همیشه میان او و الله مانع ایجاد میكند و سبب میشود که برای همیشه از رحمتهای الله دور بماند و در عذاب جاودان باشد.
گونهی دیگر آنست که به هنگام مرگ، محبت دنیا یا شهوت، بر قلب چیره شود. آنگاه دنیا یا شهوت، در قلب نقش میبندد و انسان را بهگونهای به خود مشغول میدارد، كه چیزی دیگر در دل او جای نمیگیرد. هرگاه قبض روح در این حالت روی دهد، بسیار خطرناك است؛ چون انسان در همان حالتی كه بدان زیسته است، میمیرد. اگر ایمان و محبت الله در دل جای گیرد و با اعمال شایسته نیرومند شود، حتی اگر ایمان شخص یك مثقال باشد، الله متعال به زودی او را از دوزخ بیرون میآورد و اگر كمتر از یک مثقال باشد، بیشتر در دوزخ میماند.
به هر حال اگر ایمان به اندازهی یك مثقال باشد، حتماً از دوزخ بیرون میآید، هر چند برای هزاران سال در آن باقی بماند و هر كس دربارهی ذات، صفات و افعال الله متعال، عقیدهای خلاف واقع داشته باشد، و این اعتقاد خواه برگرفتهی تقلید باشد خواه اجتهاد خودش، به این حالت دچار میشود و پرهیزگاری و تقوا، هر مقدار هم که باشد، برای دفع این خطر سودی ندارد. تنها چیزی كه انسان را از این خطر نجات میدهد، اعتقاد درست و برگرفته از قرآن و سنت میباشد. انسان بیخبر و نادان، از این خطر هراسی ندارد؛ چون بدان فکر نمیکند و در پی اصلاح عقیدهی خویش نیست.
ادامه موضوع در قسمت بعدی
این مـــرگ،