خداوند متعال خبر می‌دهد کسانی که به آیات وی کفر ورزیدند و بر پیامبر سخت گرفتند و به او پیشنهاد کرده و گفتند: لَوْلَا أُنزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِّن رَّبِّهِ چرا نشانه‌ای از سوی پروردگارش بر او نازل نشده است؟ و آنها ادعا می‌کردند که اگر معجزه و نشانه‌ای بر پیامبر فرو فرستاده می‌شد آنها به وی ایمان می‌آوردند. پس خداوند آنان را پاسخ داد و فرمود: قُلْ إِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَن يَشَاءُ وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ أَنَابَ بگو: خداوند هرکس را بخواهد گمراه می‌کند و هرکس را که توبه نماید و خشنودی پروردگار را بجوید و به‌سوی خویش هدایت می‌کند. پس هدایت و گمراهی در دست آنان نیست تا آن را منوط به معجزه‌ها و نشانه‌ها کنند.

آنها دروغگویند، زیرا وَلَوْ أَنَّنَا نَزَّلْنَا إِلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةَ وَكَلَّمَهُمُ الْمَوْتَىٰ وَحَشَرْنَا عَلَيْهِمْ كُلَّ شَيْءٍ قُبُلًا مَّا كَانُوا لِيُؤْمِنُوا إِلَّا أَن يَشَاءَ اللَّهُ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَهُمْ يَجْهَلُونَ [الأنعام: 111]. «حتی اگر ما فرشتگان را به‌سوی آنها فرو بفرستیم و مردگان با آنها سخن بگویند و همه چیز را پیش چشم آنها محشور کنیم ایمان نخواهند آورد، مگر اینکه خدا بخواهد، ولی بیشتر آنان نمی‌دانند».

و لازم نیست پیامبر نشانه و معجزه‌ای بیاورد که آنان تعیین و پیشنهاد می‌نمایند، بلکه هر معجزه‌ای را که پیامبر پیش آنها بیاورد و حق را روشن نماید کفایت می‌کند و مقصود حاصل می‌شود، و این برایشان بهتر است، زیرا اگر معجزات آنچنان که آنها می‌خواهند و پیشنهاد می‌کنند نزدشان بیاید و به آن ایمان نیاورند بلافاصله و در همین دنیا عذاب خدا آنها را فراموش خواهد گرفت. سپس خداوند علامت مؤمنان را بیان نمود و فرمود:

الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِكْرِ اللَّهِ کسانی که ایمان آورده، و دلهایشان با یاد خدا آرامش پیدا می‌کند و اضطراب و نگرانی‌هایش برطرف می‌شود و لذت و شادی بدان روی می‌آورد، أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ یعنی شایسته است که دلها جز به یاد خدا سکون و آرامش پیدا نکند، زیرا هیچ چیزی برای دلها از محبت آفریننده لذت بخش‌تر و شیرین‌تر نیست و هیچ چیز از انس گرفتن به خدا و شناخت او شیرین‌تر نیست. و دلها به اندازۀ شناختی که از خداوند دارند و به اندازه محبتی که به خدا دارند به یاد و ذکر او می‌پردازند، پس ذکر خدا یعنی یاد کردن بنده پروردگارش را با تسبیح و تهلیل و تکبیر و....

و گفته شده که منظور از ذکر خدا کتابش است که آن را به منظور پند پذیری مؤمنان فرا فرستاده است، بنابراین معنی آرامش یافتن قلب با ذکر خدا این است که دل معانی و احکام قرآن را بفهمد تا با آن آرام گیرد، زیرا معانی و احکام قرآنی روشن است و با دلایل و حجت فراوانی مورد تأیید قرار گرفته است. و از این طریق دلها آرام می‌گیرند، زیرا دلها جز با یقین و علم ارامش نمی‌یابند و یقین و علم به کاملترین صورت در لابلای آیان قران نهفته است و قطعاً دلها به غیر از قرآن آرام نمی‌گیرند، اما دیگر کتابها که بر مبنای قرآن تدوین نشده‌اند، دل‌ها به آنها سکون و آرامش پیدا نمی‌کنند، زیرا به خاطر تعارض دلایل و تضاد احکامی که در انها وجود دارد دچار اشفتگی و اضطراب می‌شوند.

وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا [النساء: 82]. «و اگر قرآن از جانب کسی دیگر غیر از خدا بود در ان تضاد و اختلاف زیادی می‌یافتند». و اگر در اخبار کتاب خدا تأمل شود و با سایر علوم و تألیفات مقایسه گردد میان آن دو فرق بزرگی مشاهده خواهد شد. سپس خداوند متعال فرمود: الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ آنان که قلباً به خدا و فرشتگان و کتابها و پیامبرانش و به روز قیامت ایمان آوردند، و این ایمان را با انجام کارهای شایسته، کارهای قلبی از قبیل محبت و ترس از او و امید به او، و کارهای جوارح از قبیل نماز دیگر کارهای پسندیده تصدیق کردند، طُوبَىٰ لَهُمْ وَحُسْنُ مَآبٍ خوشا به حال ایشان، و آنان سرانجام نیکی دارند. یعنی آنان دارای حالتی خوش و سرانجامی نیک هستند.

و آنان در سایۀ خشنودی و گرامیداشت خداوند در دنیا و آخرت خوشحال خواهند بود. و کمال آسایش و آرامش را در خواهند یافت. از جملۀ آن درخت طوبی است که در بهشت است و سواره در سایۀ آن حرکت می‌نماید و صد سال طول می‌کشد تا آن را بپیماید، همانونه که در احادیث صحیح آمده است.