58. ترجمه و تفسیر سوره طه - مکی و 135 آیه است.
وقتی منت و احسان خود را بر بنده و فرستادهاش موسی بن عمران در امر دین و وحی و رسالت و اجابت خواستههایش بیان کرد، و نیز نعمت خویش را که به هنگام پرورش یافتن و در مراحل مختلف زندگیاش بر وی ارزانی داشته بود، ذکر کرد. پس فرمود: وَلَقَدْ مَنَنَّا عَلَيْكَ مَرَّةً أُخْرَىٰ و ما پیش از این باری دیگر بر تو منت نهادیم، آنگاه به مادرت الهام کردیم تا تو را در صندوق قرار دهد. چون فرعون دستور داده بود فرزندهای پسر بنی اسرائیل سربریده شوند، بناراین مادرش او را پنهان کرد و به شدت بر او میترسید، و او را در صندوق گذاشت و سپس صندوق را در دریا انداخت.
یعنی در دریا نیل انداخت، و خداوند دریا را دستور داد تا آن را به ساحل ببرد. و خداوند مقرر نموده بود که بزرگترین دشمن او و بزرگترین دشمن موسی آن را بر گیرد، و موسی در میان فرزندان او رشد کند، و موجب شادی کسانی شود که وی را میبینند. بنابراین فرمود: وَأَلْقَيْتُ عَلَيْكَ مَحَبَّةً مِّنِّي و از سوی خود محبتی بس بزرگ به تو دادم، پس هرکس او را میدید دوستش میداشت، وَلِتُصْنَعَ عَلَىٰ عَيْنِي و تا تحت نظارت و رعایت من چنانکه باید پرورش یابی.
و کدام نظارت و سرپرستی میتواند از سرپرستی خداوند مهربان و توانا برای تأمین منافع بنده و دور کردن مضار از او بزرگترین و کاملتر باشد؟ پس موسی ازحالتی به حالت دیگر در نمیآمد مگر اینکه خداوند آن را برای مصلحت او سامان داده بود. و از حسن تدبیر و کارسازی خداوند این بود که وقتی موسی به دست دشمن افتاد مادرش به شدت آشفته و پریشان شد و دلش تکان خورد و اگر خداوند او را ثابت قدم و استوار نمیگرداند نزدیک بود که خبر دهد موسی فرزند اوست.
پس در این حالت خداوند شیر دیگران را بر موسی حرام کرد به گونهای که موسی پستان هیچ زنی را به دهان نگرفت تا سرانجام به مادرش برگردد، و او موسی را شیر دهد و نزد او به آرامش برسد و مادرش شاد و خوشحال شود. پس خواهر موسی آمد و به آنها گفت: هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَىٰ أَهْلِ بَيْتٍ يَكْفُلُونَهُ لَكُمْ وَهُمْ لَهُ نَاصِحُونَ [القصص: 12]. «آیا شما را به خانوادهای راهنمایی کنم که از او سرپرستی کنند، و آنها خیر خواه او هستند».
فَرَجَعْنَاكَ إِلَىٰ أُمِّكَ كَيْ تَقَرَّ عَيْنُهَا وَلَا تَحْزَنَ ۚ وَقَتَلْتَ نَفْسًا و تو را به مادرت بازگرداندیم تا چشمش روشن شود و اندوهگین نگردد، و تو بعد از بزرگ شدن، کسی را کشتی، و آن یک قبطی بود. موسی بدون آنکه مردم متوجه باشند وارد شهر شد، و دید که دو مرد با هم دعوا میکنند، یکی از گروه موسی بود، و دیگری قبطی و از افراد دشمنش بود. فَاسْتَغَاثَهُ الَّذِي مِن شِيعَتِهِ عَلَى الَّذِي مِنْ عَدُوِّهِ [القصص: 15]. پس آن کس که از گروه موسی بود از موسی در برابر آن فرد کمک خواست فَوَكَزَهُ مُوسَىٰ فَقَضَىٰ عَلَيْهِ [القصص: 15]. «و موسی یک سیلی به او زد و آن مرد را کشت».
موسی به درگاه خداوند دعا کرد و از او طلب آمرزش نمود، و خداوند او را بخشید. سپس موسی وقتی دید که فرعونیان به دنبالش هستند تا او را بکشند از آنجا گریخت و فرار کرد. فَنَجَّيْنَاكَ مِنَ الْغَمِّ پس خداوند او را از غم و اندوه حاصل از عقوبت گناه و قتل نجات داد، وَفَتَنَّاكَ فُتُونًا یعنی تو را آزمودیم و به مشکلات گرفتار کردیم و تو در تمام حالات خود راست و استوار بودی. یا معنی وَفَتَنَّاكَ فُتُونًا این است که احوال و وضعیت تو را دگرگون ساختیم تا اینکه به اینجا رسیدی.
فَلَبِثْتَ سِنِينَ فِي أَهْلِ مَدْيَنَ پس سالهایی را در میان مردمان اهل مدین ماندگار شدی. وقتی موسی از دست فرعون و سران قومش که میخواستند او را بکشند فرار کرد، بهسوی مدین رفت و در آنجا ازدواج نمود، و ده یا هشت سال در آنجا ماند. ثُمَّ جِئْتَ عَلَىٰ قَدَرٍ يَا مُوسَىٰ سپس از موسی! در موعدی که مقرر شده بود بازگشتی. یعنی آمدن تو اتفاقی نبود که بدون هدف و تدبیر بیایی، بلکه بر اساس تقدیر و لطف ما برگشتی، و این دلالت مینماید که خداوند کاملاٌ کلیم خودش موسی علیه السلام را مورد عنایت قرار داده بود.
وَاصْطَنَعْتُكَ لِنَفْسِي و تو را از نعمت و عادتهای خوب و تربیت الهی برخوردار نمودم تا مورد پسند من و از خالصان و برگزیدگان باشی، و در این زمینه به جایی برسی که جز افراد اندکی به آن نرسیدهاند. و چون کسی بخواهد از میان مردم دوستی را برای خود برگزیند و بخواهد او به کمال مطلوب برسد، آخرین تلاش خود را برای رسیدن به آن کمال صرف مینماید. پس در مورد پروردگار توانا و بزرگوار چه فکر میکنی، آنگاه که بخواهد به کسی رسیدگی کند! و به گمان شما، خداوند در مورد کسی که میخواهد او را برای خودش تربیت نماید و او را از میان مردم برگزیند چه اقدامی خواهد کرد؟
این مـــرگ،