64. ترجمه و تفسیر سوره مؤمنون - مكی و 118 آيه است.
سپس موسی بن عمران كلیم و برادرش هارون را - آنگاه كه موسی از خداوند خواست هارون را در كارش شریك وینماید، و خداوند خواستة او را پذیرفت - همان با آیاتی كه بر راستگویی آنان و صحت آنچه آورده بودند دلالت مینمود، و همراه با دلیلی آشكار فرستادیم، دلیلی قوی كه به خاطر قوتش بر دلها چیره میشود و مؤمنان از آن فرمان میبرند، و حجت آشكار را بر مخالفان اقامه میكند.
همچنانكه در جایی دیگر فرموده است: وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَىٰ تِسْعَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ [الإسراء: 101]. «و به موسی نه نشانه آشكار دادیم». بنابراین سركرده مخالفان، حق را شناخت اما مخالفت كرد، فَاسْأَلْ بَنِي إِسْرَائِيلَ إِذْ جَاءَهُمْ فَقَالَ لَهُ فِرْعَوْنُ إِنِّي لَأَظُنُّكَ يَا مُوسَىٰ مَسْحُورًا قَالَ لَقَدْ عَلِمْتَ مَا أَنزَلَ هَٰؤُلَاءِ إِلَّا رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ بَصَائِرَ وَإِنِّي لَأَظُنُّكَ يَا فِرْعَوْنُ مَثْبُورًا [الإسراء: ۱۰۲-۱۰۱]. «از بنیاسرائیل بپرسید آنگاه كه موسی با نشانههای روشن به نزد آنان آمد، پس فرعون به او گفت:ای موسی! گمان میبرم تو را جادو كردهاند. موسی گفت: تو میدانی كه این نشانهها را جز پروردگار آسمانها و زمین برای راهنمایی نازل نكرده است، و من تو را ای فرعون! هلاك شده میدانم».
و خداوند متعال فرمود: وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَيْقَنَتْهَا أَنفُسُهُمْ ظُلْمًا وَعُلُوًّا [النمل: 14]. «و آنان نشانهها را از روی ستمگری و برتریجویی انكار كردند، حال آنكه به حقانیت آن یقین داشتند». و در اینجا فرمود: ثُمَّ أَرْسَلْنَا مُوسَىٰ وَأَخَاهُ هَارُونَ بِآيَاتِنَا وَسُلْطَانٍ مُّبِينٍ إِلَىٰ فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ سپس موسی و برادرش هارون را با نشانههای خودمان و (همراه با) دلیلی آشكار بهسوی فرعون و اشراف قومش از قبیل هامان و دیگر سران آنها فرستادیم. فَاسْتَكْبَرُوا اما انان نیاوردند و از روی تكبر خدا را انكار كردند، و خود را از آنها برتر دانستند. وَكَانُوا قَوْمًا عَالِينَ و آنها قومی برتریجو و خود بزرگ بین بودند. یعنی برتریجویی و سلطهطلبی و تباهی و فساد در زمین تبدیل به صفت و نشانة آنها شده بود. بنابراین تكبر ورزیدند و از آنها بیش از این انتظار نمیرفت.
فَقَالُوا و از روی تكبر و سركشی و بر حذر داشتن كم خردان و فریب دادن آنها گفتند: أَنُؤْمِنُ لِبَشَرَيْنِ مِثْلِنَا آیا به دو انسان همانند خودمان ایمان آوریم؟سخنی را گفتند كه پیش از آنها دیگر نادانان آن را گفته بودند، پس دلهایشان در كفر همانند یكدیگر میباشد و گفته و كارهایشان همگون است. آنان رسالت الهی را كه بر آن دو برادر ارزانی نموده بود انكار كردند.
وَقَوْمُهُمَا لَنَا عَابِدُونَ در حالی كه قوم آنان یعنی بنیاسراییل خدمتگزار ما هستند و با انجام كارهای سخت و طاقتفرسا زیر دست ما میباشند، چنانكه خداوند متعال فرموده است: وَإِذْ أَنجَيْنَاكُم مِّنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَسُومُونَكُمْ سُوءَ الْعَذَابِ ۖ يُقَتِّلُونَ أَبْنَاءَكُمْ وَيَسْتَحْيُونَ نِسَاءَكُمْ ۚ وَفِي ذَٰلِكُم بَلَاءٌ مِّن رَّبِّكُمْ عَظِيمٌ [البقرة: 49 و الأعراف: 141]. «و به یاد آورید آنگاه كه شما را از فرعونیان نجات دادیم كه بدترین عذاب را به شما میچشاندند، پسرانتان را سر میبریدند و زنهایتان را برای خدمت زنده میگذاشتند و در این آزمایش و عذابی بزرگ از جانب پروردگارتان بود». پس فرعونیان گفتند: چگونه ما پیرو میشده است؟! و چگونه اینها رئیس و رهبر ما باشند؟!.
و گفته قوم نوح مانند گفته آنهاست: أَنُؤْمِنُ لَكَ وَاتَّبَعَكَ الْأَرْذَلُونَ [الشعراء: 111]. «آیا به تو ایمان بیاورم در حالی كه انسانهای حقیر و طبقه پایین از تو پیروی كردهاند؟!» وَمَا نَرَاكَ اتَّبَعَكَ إِلَّا الَّذِينَ هُمْ أَرَاذِلُنَا بَادِيَ الرَّأْيِ [هود: 27]. «و جز كسانی كه آنها فرومایگان و بیخردان ما هستند كسی از تو پیروی نكرده است». معلوم است كه چنین سخن پوچی دلیلی برای رد كردن حق نمیباشد، و چنین سختی عین لجاجت و مخالفت كور كورانه است.
بنابر این فرمود: فَكَذَّبُوهُمَا فَكَانُوا مِنَ الْمُهْلَكِينَ فرعونیان، موسی و هارون را تكذیب كردند، و در نتیجه در دریا غرق و نابود شدند، درحالیكه بنیاسرائیل (آنها را) نگاه میکردند. وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى بعد از اینکه خداوند فرعون را هلاک کرد و بنیاسرائیل را به همراه موسی نجات داد، و موسی توانست دستور خدا را در میان آنها اجرا نماید، و شعایر الهی را اظهار كند، خداوند به او وعده داد كه تورات را در مدت چهل شب نازل نماید، پس موسی به میعادگاه پروردگارش رفت.
خداوند متعال میفرماید: وَكَتَبْنَا لَهُ فِي الْأَلْوَاحِ مِن كُلِّ شَيْءٍ مَّوْعِظَةً وَتَفْصِيلًا لِّكُلِّ شَيْءٍ [الأعراف: 145]. «و در الواح، در مورد هر چیزی پندی برای او نوشتیم و هر چیزی را به شیوههای گوناگون بیان داشتیم». بنابراین در اینجا فرمود: لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ تا شاید راهیاب گردند. یعنی با شناخت جزئیات امر و نهی، و ثواب و عقاب هدایت شوند، و پروردگارشان را با نانها و صفتهایش بشناسند.
این مـــرگ،