ای محمد! صلی الله علیه وسلم سرگذشت و حكایت ابراهیم خلیل را برای مردم بخوان و ماجرای او را در این وضعیت خاص بیان كن. او ماجراهای زیادی دارد، اما شگفت‌ترین اخبار و بهترین سرگذشت او خبری است كه رسالت او را در بر دارد كه از دعوت كردن قومش و مجادله كردن با آنها و باطل نمودن باورهایشان سخن می‌گوید. بنابراین آن‌را مقید به ظرف زمان كرد و فرمود: و به یادآور زمانی را كه ابراهیم به پدرش و قومش گفت: چه چیزی را می‌پرستید؟ آنها با افتخار پاسخ دادند: نَعْبُدُ أَصْنَامًا بت‌هایی را پرستش می‌كنیم كه آنها را با دست‌های خود می‌تراشیم. فَنَظَلُّ لَهَا عَاكِفِينَ و در بیشتر اوقات به عبادت و پرستش آنها می‌پردازیم.

ابراهیم با بیان اینكه بت‌ها سزاوار پرستش و عبادت نیستند، گفت: هَلْ يَسْمَعُونَكُمْ إِذْ تَدْعُونَ آیا هنگامی كه بت‌ها را به كمك می‌خوانید، صدای شما را می‌شنوند تا دعایتان را پاسخ دهند، و مشكلات شما را حل نمایند، و هر امر ناگواری را از شما دور كنند؟

أَوْ يَنفَعُونَكُمْ أَوْ يَضُرُّونَ یا به شما سود می‌بخشند و یا زیان می‌رسانند؟! پس آنها اقرار كردند كه بت‌ها هیچ یك از این كارها را نمی‌توانند انجام دهند، صدایی نمی‌شنوند و سود و زیانی نمی‌رسانند. بنابراین وقتی ابراهیم بت‌ها را شكست، گفت: بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ هَٰذَا فَاسْأَلُوهُمْ إِن كَانُوا يَنطِقُونَ[الأنبیاء: 63]. «بلكه بزرگترشان چنین كرده است. پس، از آنها بپرسید اگر حرف می‌زنند». كافران گفتند: لَقَدْ عَلِمْتَ مَا هَٰؤُلَاءِ يَنطِقُونَ [الأنبیاء: 65]. «تو نیك می‌دانی كه اینها حرف نمی‌زنند». یعنی ثابت و بدیهی است (كه بت‌ها چنین كارهایی را انجام نمی‌دهند).

پس به تقلید از پدران و نیاكان گمراهشان پناه بردند و گفتند: بَلْ وَجَدْنَا آبَاءَنَا كَذَٰلِكَ يَفْعَلُونَ آنها چیزی از این كارها را نمی‌توانند بكنند، فقط ما پدران و نیاكان خود را دیده‌ایم كه چنین می‌كرده‌اند، و ما از آنها پیروی نموده و راهشان در پیش گرفته و به عادت و سنت‌های آنان عمل نموده و آن را زنده نگاه داشته‌ایم. ابراهیم به آنها گفت: شما و پدرانتان همه در اشتباه هستید، و شما و پدرانتان در گمراهی برابرند.

أَفَرَأَيْتُم مَّا كُنتُمْ تَعْبُدُونَ أَنتُمْ وَآبَاؤُكُمُ الْأَقْدَمُونَ فَإِنَّهُمْ عَدُوٌّ لِّي آیا در آنچه می‌پرستید اندیشیده‌اید؟! شما و پدران پیشین شما؟! بدون شك همة چیزهایی كه معبود خود می‌دانید دشمن من هستند. پس اگر می‌توانند كوچكترین زیانی به من برسانند و علیه من چاره‌اندیشی و توطئه كنند، و دریغ نورزند! اما توانایی این را ندارند. إِلَّا رَبَّ الْعَالَمِينَ الَّذِي خَلَقَنِي فَهُوَ يَهْدِينِ به جز پروردگار جهانیان، ذاتی كه مرا آفریده است، و همو مرا راهنمایی می‌كند، و فقط او نعمت آفرینش، و رهنمود كردن به‌سوی منافع دینی و دنیوی را ارزانی می‌نماید.

سپس برخی از نیازها را به طور ویژه بیان كرد و گفت: وَالَّذِي هُوَ يُطْعِمُنِي وَيَسْقِينِ وَإِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ وَالَّذِي يُمِيتُنِي ثُمَّ يُحْيِينِ وَالَّذِي أَطْمَعُ أَن يَغْفِرَ لِي خَطِيئَتِي يَوْمَ الدِّينِ پس فقط خداوند این كارها را می‌كند، بنابراین فقط باید او پرستش شود، و از او اطاعت گردد، و پرستش این بت‌ها را ترك كرد، بت‌هایی كه چیزی را نمی‌آفرینند، و هدایت نمی‌كنند، و نمی‌توانند كسی را بیمار نموده و یا بهبود ببخشند. و به كسی غذا نمی‌دهند، و آشامیدنی نمی‌نوشانند، و زنده نمی‌كنند، و نمی‌میرانند، و به عبادت كنندگان خود سودی نمی‌بخشند، رنجهایشان را از آنان دور نكرده و گناهانشان را نمی‌آمرزند.

پس بسیار روشن است كه شما و پدرانتان توانایی مخالفت با این دلایل روشن را ندارید. و معلوم است كه شما و آنان در گمراهی و ترك گفتن راه هدایت یكسان هستید. خداوند متعال می‌فرماید: وَحَاجَّهُ قَوْمُهُ ۚ قَالَ أَتُحَاجُّونِّي فِي اللَّهِ وَقَدْ هَدَانِ [الأنعام: 80]. «و قومش با او به جر و بحث و مجادله پرداختند، گفت: آیا در بارة خدا با من مجادله می‌كنید، حال آنكه او مرا هدایت كرده است؟!».