ر: خودکمبینی و خودپسندی - قسمت چهارم
تعالیم و رهنمودهای اسلام از طریق یادآوری قدرت و عظمت برتر خداوند و اینکه همه نعمتهای موجود بر روی زمین اعم از ثروت و مقام و دانش و فضیلت از آن او میباشند، ما را از غرور و خودبرتربینی برحذر میدارند. به این فرمودههای خداوند توجه کنید!.
﴿وَمَا بِكُم مِّن نِّعۡمَةٖ فَمِنَ ٱللَّهِ﴾ [النحل: 53]. «هر نعمتی که دارید، از طرف خداوند است».
﴿یدُ ٱللَّهِ فَوۡقَ أَیۡدِیهِمۡ﴾ [الفتح: 10]. «دست خداوند بالاتر از دست آنهاست».
و پیامبر صلی الله علیه وسلم خود را به تواضع در برابر علم و علما فرا میخواند و میفرماید: ﴿وَقُل رَّبِّ زِدۡنِی عِلۡمٗا﴾ [طه: 114]. «بگو: پروردگارا! بر دانشم بیفزایی».
﴿وَفَوۡقَ كُلِّ ذِی عِلۡمٍ عَلِیمٞ﴾ [یوسف: 75]. «بالاتر از هر آگاهی آگاهتری هست».
﴿وَمَآ أُوتِیتُم مِّنَ ٱلۡعِلۡمِ إِلَّا قَلِیلٗا﴾ [الإسراء: 85]. «تنها میزان کمی از دانش به شما داده شده است».
از طریق این رهنمود الهی است که اسلام انسان مسلمان را از غرور و خودبرتربینی دور میگرداند. و چنانچه انسان واقعاً مسلمان باشد، هیچگاه فضل و منزلت صاحب فضل و منزلتی را با چشم تحقیر نگاه نمیکند و استعداد و توانایی صاحب استعداد و توانمندی را نادیده نمیگیرد. میبینیم که رسول خدا صلی الله علیه وسلم پس از حدود بیست سال جنگ و رویارویی میان مسلمانان و قریشیان وقتی که پیروزمندانه وارد مکه میشد، به هیچوجه دچار غرور و تکبر نگردید و از پیروزی خود برای تحقیر و سرکوبی مشرکان مکه استفاده ننموده، بلکه برعکس آن هنگام ورود به مکه و سوار بر شتر سر و کمر خود را به عنوان خضوع و فروتنی در برابر خداوند فرود آورده بود، و در برابر حمایت و نصرت خداوند کاملاً شکرگزاری فرمود.
وقتی که در برابر در کعبه ایستاد و بزرگان و سران قریش هراسان ایستاده و منتظر تصمیمگیری و اقدام رسول خدا صلی الله علیه وسلم بودند، که اینک بر آنان پیروز شده و هرگونه تصمیمی را در مورد ایشان میتواند بگیرد، و نگران بودند که با آنان چکار خواهد کرد؟ اما پیروزی نتوانست اسباب غروب و خودبرتربینی را در رسول خدا صلی الله علیه وسلم فراهم کند، و با قریشیان مشرک با عفو و سعه صدر برخورد فرمود، و به مردی که نزدیک به او ایستاده و از ترس بر خود میلرزید، فرمود: «آرام باش! من کسی به غیر از فرزند زنی قریشی که خوراک او گوشت خشک شده بود، بیش نیستم».
به اخلاق و برخورد پیامبرانه و روش بسیار دلانگیز و اثرات آن نگاه کنید که میفرماید: «من فرزند زنی قریشی بیش نیستم». این سخن، سخن آدمی شکست خورده و حقیر و گوشهنشین نیست. بلکه سخن مردی است که خداوند او را به خلعت رسالت مفتخر فرموده و او را از حکمت و نبوت برخوردار گردانیده و مدال پیروزی بر سینة او زده است. اما از این سخن که او «فرزند زنی قریشی است». ابایی نداشته است!. چرا عدهای از آدمهای مغرور و خودکامه که براساس خودبرتربینی از هیچگونه اذیت و آزاری به مردم خودداری نمینمایند، و از هیچ تعرضی به ایشان به خود تردید راه نمیدهند، این فروتنی رسول خدا صلی الله علیه وسلم را نمیبینید و به خود نمیآیند. و به حقیقت جایگاه و منزلت خود در میان مردم برنمیگردند؟!.
ادامه موضوع در قسمت بعدی
این مـــرگ،