78. تفسیر سوره سبأ - مکی و 54 آیه است.
وقتی خداوند فضل خویش را بر داود علیه السلام یادآور شد فضل خود را بر فرزندش سلیمان علیه السلام را نیز بیان نمود و فرمود: خداوند باد را مسخر سلیمان کرد که به فرمان او به حرکت درمی آمد و سلیمان و همهی آنچه را که همراه او بود با خود میبرد و مسافتهای بسیار دور و دراز را در مدت کوتاهی میپیمود، پس در یک روز، مسافت دو ماه را طی میکرد. غُدُوُّهَا شَهْرٌ یعنی از صبح تا ظهر مسافت یک ماه را میپیمود، وَرَوَاحُهَا شَهْرٌ و از ظهر تا غروب مسافت یک ماه دیگر، وَأَسَلْنَا لَهُ عَيْنَ الْقِطْرِ و چشمهی مس را برای او مسخر کردیم، و اسباب و وسایلی را - از قبیل ظروف و دیگر چیزها که برای درست کردن فرآوردههای مسی از آن استفاده میشود - برایش فراهم و آسان گردانیدیم.
و خداوند شیاطین و جنها را نیز مسخر سلیمان کرده بود که نمیتوانستند از فرمان او سرپیچی کنند. وَمَن يَزِغْ مِنْهُمْ عَنْ أَمْرِنَا نُذِقْهُ مِنْ عَذَابِ السَّعِيرِ و اگر یکی از آنها از فرما ما سرپیچی میکرد از آتش سوزان بدو میچشاندیم. و آنان هرچه سلیمان میخواست برایش درست میکردند، مِن مَّحَارِيبَ از قبیل بناها و قلعههای بزرگ، وَتَمَاثِيلَ و مجسمهی حیوانات و جمادات، چون این فنون را خوب بلد بودند و توانایی آن را داشتند.
وَجِفَانٍ كَالْجَوَابِ و کاسههای بزرگی همچون حوضهای بزرگ. این کاسهها را برای سلیمان درست میکردند که او در این کاسهها غذا میداد، و به چنین کاسههایی نیاز داشت. وَقُدُورٍ رَّاسِيَاتٍ و برای او دیگهایی درست میکردند که از بس بزرگ بودند قابل جا به جایی نبوده و در جای خود ثابت بودند. وقتی خداوند منّت و احسان خویش را بر آنها بیان کرد به آنان فرمان داد تا شکر خدا را به جای آورند. پس فرمود: اعْمَلُوا آلَ دَاوُودَ ای خاندان داود! چون منت خدا شامل حال همهی شما شده و منافع بسیاری به شما رسیده است، شُكْرًا شکر نعمتها را که خداوند به شما داده به جای آورید.
وَقَلِيلٌ مِّنْ عِبَادِيَ الشَّكُورُ و بندگان سپاسگزار من اندک هستند، بلکه بیشتر بندگان، شکر خدا را به خاطر نعمتهایی که به آنها بخشیده و بلاهایی که از آنها دور نموده است به جای نمیآورند. و شکر یعنی اعتراف قلب به منت و احسان خداوند و احسان نیازمندی به آن و به کار بردن نعمت خداوند در راه اطاعت او و عدم به کارگیری آن در راه گناه و معصیت.
جنها همواره برای سلیمان کار میکردند، آنها انسانها را گولزده و به آنها گفته بودند که ما غیب میدانیم و از چیزهای پنهان آگاهی داریم. پس خداوند خواست که به بندگان نشان دهد که ادّعای جنها دروغ است، پس آنها برای سلیمان کار میکردند و خداوند مرگ را بر سلیمان مقرر داشت و او بر عصایش تکیه زده بود و در همین حالت از جهان چشم فروبست. جنها هر وقت از کنار او میگذشتند، میدیدند که او بر عصایش تکیه زده و گمان میبردند که او زنده است و از او میترسیدند.
گفته شده که جنها یک سال به کار خود ادامه دادند تا اینکه موریانه بر عصای سلیمان مسلّط گردید و هم چنان آنرا میخورد تا اینکه عصا از بین رفت و شکست، آن گاه سلیمان به زمین افتاد و جنها متفرق شدند و انسانها فهمیدند که آنان، أَن لَّوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ الْغَيْبَ مَا لَبِثُوا فِي الْعَذَابِ الْمُهِينِ اگر غیب میدانستند در این عذاب خوارکننده که کار سخت و دشوار بود باقی نمیماندند. پس اگر آنها غیب میدانستند مردن سلیمان را متوجه میشدند. مردن سلیمان چیزی بود که آنها بیش از همه به آن علاقه داشتند تا از وضعیتی که در آن بودند رهایی یابند.
این مـــرگ،