10-1: زندگی آدم علیه السلام - بخش دوم
هنگامی كه شیطان از بهشت رانده شد، آدم علیه السلام تنها در بهشت باقی ماند و همدم و همنشینی نداشت. با اراده الهی آدم علیه السلام در بهشت به خواب رفت، در این هنگام خداوند حوا را از ضلع چپ آدم آفرید، هنگامی كه آدم علیه السلام بیدار شد و حوا را دید از او پرسید تو چه كسی هستی؟ حوا علیها السلام جواب داد من حوا هستم و خداوند مرا به خاطر همنشینی و همسری با تو آفریده است.
«خداوند میفرماید: «ما فرمان دادیم ای آدم تو با همسرت در این بهشت سكونت ورزید.» «و از هر جای آنکه خواستید فراوان و گوارا بخورید (از انواع خوراكها و غذاهای بهشت) » (بقره/35)
« ولی از میوه این درخت نخورید (اگر از اطاعت من سرپیچی كنید)از زمره ظالمان و ستمكاران محسوب میشوید.»
شیطان هنگامی كه خبر منع خوردن آدم و حوا را از طرف خداوند، بسیار خوشحال شد. «پس شیطان، هر دو را از [طریق] آن درخت لغزانید و آنان را از آنچه در آن بودند [چه مقام و مرتبه معنوی، و چه منزلت و جایگاه ظاهری] بیرون کرد» (بقره/36)
و برایشان سوگند خورد كه خوردن میوه این درخت هیچ ضرری برای شما ندارد و در نتیجه آنها را فریب داد. شیطان به واسطه این مكر و فریب، سبب راندن آدم و حوا از بهشت گردید. و فرمودیم: «فرود آیید، شما دشمن همدیگرید؛ و براى شما در زمین قرارگاه، و تا چندى برخوردارى خواهد بود». (بقره/36)
هنگامی كه آدم احساس كرد كه گناه بزرگی را انجام داده و از بهشت رانده شده است، بسیار پشیمان شد و همراه با گریه و ناله و زاری از خدا خواست كه گناهش را ببخشد و توبه او را بپذیرد. «سپس آدم از پروردگارش كلماتى را دریافت نمود؛ و [خدا] بر او ببخشود؛ آرى، او[ست كه] توبهپذیرِ مهربان است» (بقره/37)
بعد از ناله و زاری و توبه گفتن آدم، خداوند چند كلمه مخصوص استغفار و توبه را به آدم یاد داد و در دل او انداخت و آدم با دل پر از پشیمانی و استغفار گفت: « گفتند:«پروردگارا، ما بر خویشتن ستم كردیم، و اگر بر ما نبخشایى و به ما رحم نكنى، مسلماً از زیانكاران خواهیم بود.» (اعراف/23)
پس از این خداوند دعا و توبه آدم و حوا را قبول كرد و آنها را بخشید، موقعی كه آدم و حوا بر كره زمین فرود آمدند، از یكدیگر جدا شدند و از هم دور افتادند ولی بعد از مدتی در محل كوه عرفاتبه یكدیگر رسیدند و با این ملاقات شاد شدند. وجه تسمیه این كوه به عرفات به همین علت است كه آدم و حوا در آنجا با یكدیگر ملاقات نمودند و یكدیگر را بازشناسی كردند و با هم ازدواج كردند. بعد از آنكه آدم در حدود چهل هزار نفر از دختر و پسر و نواده خود را دید و با آنها معاصر شد، در سن (930) نهصد و سی سالگی وفات كرد و بنا بر روایتی در كوه «ابوقبیس»مدفون است. روایت صحیحی در مورد محل دیدار آدم و حواء إ و یا تعداد فرزندان آنها و جای وفات آنها بصورت دقیق و مشخص نیامده است.
ادامه موضوع در قسمت بعدی
این مـــرگ،