T: عواملی که در به انحراف کشانیدن مسیحیت نقش اساسی داشته اند - قسمت 4
ابتکار بولس در نشر تعالیم و اکاذیب خود
بولس بخاطر جذب بیشتر افراد به دور خود، بهتر می بیند تا با استفاده از تعالیم یهودیت، فلسفهای یونانیها، مجوسیت و مذاهب و ادیان دیگر، مسیحیت خود را ملمع کاری کند، و بالآخره پیروان او ادعا کنند که بولس توانست نه تنها پیروان خود را نجات دهد، بلکه نژاد بشری را از عذاب خداوند برهاند.
بولس ضمن نامه اش به اهل «قرنته» شیوه خود را در دعوتش چنین شرح میدهد:
«... زیرا اگرچه کاملا آزادم و برده کسی نیستم، خود را غلام همه ساخته ام، تا بوسیله من عده ای زیادی به مسیح ایمان آورند، از این سبب وقتی با یهودیان هستم مانند یک یهودی زندگی میکنم، و وقتی بین کسانی هستم که تابع شریعت موسی هستند مانند آنها رفتار میکنم، اگرچه من تابع شریعت (موسی) نیستم... همچنین در میان افراد ضعیف مانند آنها ضعیف شدم تا بوسیلۀ من آنها به مسیح ایمان آورند، در واقع با همه همرنگ شدم، تا بهر نحوی وسیله نجات آنها بشوم، همه ای کارها را بخاطر انجیل انجام میدهم تا در برکات آن شریک شوم». قرنتیان، فصل 9، فقره 19-23.
آری، بولس بخاطر گسترش نظریات خود با اهل هر مذهب و کیش مطابق دستورات آن کیش رفتار می نمود، و به همین علت بسیاری از آراء و نظریات وثنی ادیان دیگر با مسیحیت بولس آمیزش یافت، و با این شیوهای نادرست بولس، دین اصیل مسیح علیه السلام آهسته آهسته به فراموشی گرائید، و دین بولس، در لباس دین مسیح در میان یونانی ها و بتپرستان نفوذ کرد، اما در شرق که مرکز شاگردان مسیح، و مسیحیان حقیقی بود، دین بولس نه تنها رشد بسیار بطی داشت، بلکه از سوی حواریون عیسی علیه السلام هدف تنقید شدید قرار گرفت. و این امر سبب شد تا بولس در برابر شاگردان اصیل مسیح علیه السلام از در بی ادبی پیش آید و آنان را به فریب و دروغگوئی متهم کند، و ایشان را عاشقان دنیا بخواند.
او در نامه اش به «تیموتاوس» چنین مینگارد: «کوشش کن که هر چه زودتر پیش من بیائی، زیرا دیماس بخاطر عشقی که به این دنیا دارد مرا ترک کرده... و اسکندر مگر ضرر بزرگی بمن رسانده، خداوند مطابق اعمالش به او سزا خواهد داد، تو نیز ازو احتیاط کن، زیرا شدیدا با پیام ما مخالف بود». تیموتاوس دوم، فصل 4، فقره 9، 15
پیامی که او اینجا اشاره میکند عبارت است از ادعای بولس مبنی براین که عیسی پسر خدا است. و حواریون عیسی علیه السلام از ابتدا با این مسئله مخالفت نموده بودند.
«برنابا» کسی بود که در آغاز از بولس حمایت نمود و واسطه شد تا دیگر حواریون، بولس را بپذیرند، اما وقتیکه «برنابا» از نظریات خطیر و فاسد بولس آگاه شد، او از بولس فاصله گرفت، و با بولس مخالفت کرد. بولس در مورد کناره گیری «برنابا» از وی چنین میگوید: «اما وقتی پطرس به انطاکیه آمد روبرو با او مخالفت کردم، زیرا کاملا گنهگار بود... و دیگر مسیحیان یهودی نژاد از ریاکاری او پیروی کردند، بطوریکه حتی برنابا نیز تحت تأثیر دو روئی آنها قرار گرفت»غلاطیان، فصل 2، فقره 12-13.
پطرس شخصی بود که عیسی علیه السلام او را بحیث رئیس حواریون مقرر نموده بود. و مسئله ای که بولس به آن اشاره نمود که دیگران بسبب آن، وی را ترک گفته به مخالفت وی پرداختند همانا مسئله ابن الله قرار دادن عیسی علیه السلام و یک عده مسائل دیگری بود که بولس آنرا اختراع نموده بود.
ادامه موضوع در قسمت بعدی
این مـــرگ،