ر: خودکمبینی و خودپسندی - قسمت سوم
اما دومین بیماری ـ یعنی احساس خودکمبینی که نوعی بیماری و ناهنجاری روانی است ـ اگر کسی به آن مبتلا شود، او را دچار اختلال عصبی، ضعف اراده، ناامیدی و عدم اطمینان به خود و ملتی که به آن تعلق دارد، مینماید. در میدان زندگی هیچ منزلتی را برای خود قایل نمیشود، و فکر میکند که هیچ کاری از او ساخته نیست!.
بدترین بیماری که ممکن است ملتی به آن مبتلا شود، همین بیماری خودکم بینی است که خودآگاهی و تلاش و حرکت آن را دچار ضعف و درهمریختگی مینماید، و آن را در برابر هر فرد و نظام دیکتاتور و قدرت خودکامهای خوار و تسلیم میگرداند. متأسفانه این بیماری نیز در میان ملتهای مسلمان گسترش زیادی پیدا نموده است! و به همین علت بسیاری از انسانها شدیداً دچار خامی و خواری و گوشهگیری گردیدهاند. چنانچه در مورد این موضوع از ایشان سئوال شود، میگویند: ما کی و چی هستیم و از چه ارزش و منزلتی برخورداریم؟
هرگاه امت مسلمان مورد تهاجم دشمنان قرار گیرند و به مشکلاتی دچار شوند، مشاهده میشود که آنگونه آدمها به گوشه منازل و کنج معبد میخزند! و چنانچه از ایشان خواسته شود که برای حمایت از ملت و میهن همکاری کنند، در پاسخ میگویند: ما را چکار به این کارها؟ از دست ما چه کاری برمیآید؟ مگر ما میتوانیم جلو حرکت آفتاب را بگیریم و یا چرخ زمان را از چرخیدن بازداریم؟
نه دوست عزیز! دارای اشتباه بزرگ و زیانباری را مرتکب میشوی! تو موجود گرامی و بزرگی هستی! کارهای بسیاری از تو ساخته است!. آنانی که صفحات تاریخ را از کارها و حماسههای بزرگ پر کرده و در میان جامعه تلاش و حرکت مینمایند، آدمهایی همچون تو هستند، و از همان استعداد، و تواناییهای تو برخوردارند، اما تنها به خودباوری رسیده و به ارزش استعدادهای خویش پی برده، اعتماد به نفس پیدا کردهاند و از آن استعدادهای خویش بهره گرفته و مردم را نیز از آنها بهرهمند گردانیدهاند.
اما تو به دست خویش بدون دلیل خود را خوار گمان کردهای و با چشم تحقیر به امت خویش نگریستهای و فراموش شدن و بیخاصیت بودن خویش را پذیرفتهای! آن گونه آدمها در جامعه ما بسیارند، اما چیزی که جای تعجب دارد، این است که در میان آن دسته از افرادی که به بیماری احساس حقارت و ناتوانی مبتلا گردیدهاند، کسانی یافت میشوند که در عین حال دچار بیماری و ناهنجاری خودخواهی و غرور گردیدهاند، و در برابر مردم و امت خود را برتر و تواناتر میدانند، اما در برابر دشمنان به گونهای خود را خوار و حقیر میشمارند، که اجازه سربلند کردن به خود نمیدهند و قایل به هیچگونه فضل و ارزشی برای خویش نیستند.
آنگونه آدمها در میان جامعه اسلامی تعدادشان کم نیست. آنان مردم خویش را مورد تحقیر و دشمنان آنان را مورد تعریف و تمجید قرار میدهند. به تاریخ خویش با چشم تحقیر نگاه میکنند و برای تاریخ دیگران منزلتی والا قایل میباشند. فرهنگ و باورهای خودی را خوار و بیخاصیت گمان میکنند و در عینحال با چشم احترام و تقدیر به فرهنگهای غلط و باطل دیگران نگاه میکنند!.
هرگاه امت ایشان مورد تهاجم همهجانبه دشمنان قرار گیرد، آنان پرچم تسلیم را به دست میگیرند، بوق خواری را به صدا درمیآورند، و به مردم خود میگویند، که دشمنان ما شکستناپذیرند، و ما توانایی مقابله با ایشان را نداریم و رویارویی با ایشان به معنای نابودی ما و آیندة ماست و بس؟!. این دو بیماری و ناهنجاری بسیار خطرناک - یعنی خودبرتربینی و خودکمبینی - از نظر آداب و تعالیم اسلامی به شیوهای حکیمانه مورد مذمت قرار گرفته و ما را از گرفتار آمدن به دام آنها برحذر داشتهاند.
ادامه موضوع در قسمت بعدی
این مـــرگ،