7-1: حقیقت انسان از دیدگاه اسلام - بخش دوم
راه رفتن بر روی زمین برای دستیابی رضایت خداوند عبادت است. چون با این کار راه صحیح آبادانی زمین را میپیماید. و هنگامی که از راه راست منحرف شده در مسیر شیطان است. و این راه پر پیچ و خمی است، تا جایی که همراهانش وی را ببینند که کار خوبی انجام داده است. «برای رسیدن به شناخت و معرفت عالی باید امکان رسیدن به معرفت صحیح در عالم دنیوی وجود داشته باشد».
این تعلیمات اسلام و تطبیق آن با زندگی واقعی انسان و حتی جزیی از عقیده زنده و آمیخته با هستی بود و یک فکر بیهوده نیست. بلکه دعوت به اسلام و فتوحات آن به خاطر رهایی انسان از عبادت غیر خدا بوده است. تا شرایط مناسب برای تحقق این هدف به وجود بیاید. مسلح شدن انسان با نیروی عقل یک ویژگی است که وی را از سایر موجودات جدا میکند تا به وسیله آن بتوانند از طریق تفکر و تأمل به علم برسد.
وقتی انسان عقلی را که علت تکلیف و مسؤلیت وی است، تعطیل میکند در واقع مهمترین ابزار رسیدن به علم را تعطیل کرده است، خواه این علم متعلق به خداوند باشد یا متعلق به آنچه که در هستی است باشد و امر به تأمل در آن و بهره مندی از آن شده است، باشد. «معرفت و شناختی که قرآن به سوی آن دعوت کرده است، شرط ایمان و عمل است. و به دنبال آن عقل سند حقیقت دینی و برهان آن میباشد». تکالیف بر عقل وارد میشوند. پس وقتی که عقل نباشد تکلیف هم نیست. «محل و جایگاه تکالیف همان عقل است و این با استقراء کامل ثابت و قطعی شده است. تا جایی که اگر عقل نباشد تکلیف هم ساقط میشود و انسان فاقد عقل را مثل حیوان جنگل به حساب میآورند».
اینجاست که اسلام هر آنچه را که برای عقل ضرر داشته باشد مثل مسکرات و.. حرام کرده است. چون مقتضای کرامت انسانی، محافظت از عقلی است که فقدان آن انسان را در زمره حیوانات جنگل به حساب میآورد. اسلام به گشودن قید و بندهایی که بر عقل بشری دچار شده، دعوت میکند. و حق عقل با نقشی که در ترقی انسانیت در یک تمدن سالم دارد این است که آزادی و نشاط به آن ببخشد.
«قرآن تقلید را زنجیر عقل و مانع شادابی و آزادی آن به شمار آورده است، و جمود و پستی و زبونی و انحطاط از بیماریهایی است که جامعه در اثر تقلید به آن دچار میشوند». خدوند متعال میفرماید:وَإِذَا قِیلَ لَهُمُ ٱتَّبِعُواْ مَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ قَالُواْ بَلۡ نَتَّبِعُ مَآ أَلۡفَیۡنَا عَلَیۡهِ ءَابَآءَنَآۚ أَوَلَوۡ كَانَ ءَابَآؤُهُمۡ لَا یعۡقِلُونَ شَیۡٔٗا وَلَایهۡتَدُونَ [البقرة: 170].«و هنگامی که به آنان گفته شود: از آنچه خدا فرو فرستاده است، پیروی کنید، میگویند: بلکه ما از آنچه پدران خود را بر آن یافتهایم، پیروی میکنیم. آیا اگر پدرانشان چیزی را نفهمیده باشند و راه نبرده باشند (باز هم از آنها تقلید و پیروی میکردند)».
تأکید اسلام برای ادای حق جسم؛ خداوند نیروی غریزه را در انسانها قرار داده است، تا به وسیله آن بتواند خود و نوع خود را حفظ کند، همچنان که استفاده صحیح از این غریزهها انسان را از درجه حیوان بودن بالا میبرد، و ادای وظیفه طبق اراده خالق غریزه است. جواب دادن به خواستههای غریزه بر اساس روش اسلامی، در واقع از فطرت سالم است، روشی که مصلحتها را جلب کند و مفاسد را دفع بکند.
«چیزی که فطری است و به فطرت انسان بر میگردد این است مصلحت انسانها به چیزی بستگی داشته باشد، یا ضرر آنها به دفع آن چیز وابسته باشد. پس اجرای مصلحتهای مردم تعیین کننده بقای آنها و بقای آنها مقتضای فطرت است». بنابراین دیدگاه فراگیر اسلام در مورد انسان را دیدیم و آن اعتراف به تمام ابعاد انسان، روحی، عقلی و جسمی است.
ادامه موضوع در قسمت بعدی
این مـــرگ،