معجزه‌ی قرآن در اینجا دقیقاً این است كه برای هر عقلی، به اندازه‌ی حجم آن یعنی به همان مقدار كه وی را ارضا نماید، می­بخشد. به همین جهت می­بینیم که مردم کم سواد فاقد دانش، در قرآن گم‌شده‌ی خود را می‌یابند، انسانهای متوسط و اندکمایه نیز مفاهیمی را در قرآن توانند یافت كه ارضایشان ‌نماید، افراد متبحر و متخصص در علوم مختلف نیز اعجاز قرآن را آنگونه در می‌یابند كه با حیرت و اعجاب تمام در برابر آن درنگ می‌كنند. پس از آنجا كه قرآن برای همیشه آماده‌ی عطا و بخشش است، بناءً خدای متعال انسان را به تدبّر، تفکّر و تأمّل در این كتاب بزرگش فرا ‌خوانده است، جایی كه می‌فرماید:

كِتَٰبٌ أَنزَلۡنَٰهُ إِلَیۡكَ مُبَٰرَكٞ لِّیدَّبَّرُوٓاْ ءَایٰتِهِۦ [ص: 29]. «كتابی است مبارك كه آن را بر تو نازل كرده­ایم تا در آیات آن بیندیشند».

أَفَلَا یتَدَبَّرُونَ ٱلۡقُرۡءَانَ أَمۡ عَلَىٰ قُلُوبٍ أَقۡفَالُهَآ [محمد: 24]. «مگر به آیات قرآن نمی‌اندیشند، یا كه بر دل‌هایشان قفل‌هایی نهاده شده است؟».

این بدان جهت است كه عقل بشر به بسیاری از حقایق اعجازی قرآن پی نمی‌برد مگر آنگاه كه در آنها به تأمّل و پژوهش بپردازد. پس قرآن برای همیشه آماده است تا جان و روان و خرد انسان را از فیضان معانی معجزآسای عقلی، علمی، و عرفانی خویش بهره­مند گرداند. قطعاً دعوت پروردگار بزرگ از انسان به تأمّل در كتاب معجزش، خود نشانه‌ی روشن پایان‌ناپذیری اقیانوس بیكرانه‌ی موهبت‌های وی در این كتاب است، در غیر آن اگر همه عطاهای قرآن در بُعد عقیدتی و عبادی و نهایتاً ایمانی آن خلاصه می‌شد، دیگر پروردگار بزرگ این فراخوان عام را اعلام نمی‌كرد بلكه در یك كلام می‌گفت: اینك قرآن به عنوان نظامنامه‌ی عقیدتی و برنامه‌ی زند‌گی تقدیم شما می‌گردد و شما را به كاوش در محتوای آن كاری نیست، زیرا این فرمان الهی است و باید بدون تأمّل و تفکّر آن را بپذیرید!.

شگفت اینکه دعوت الهی به تأمّل و تفکّر در قرآن كریم كه كتاب «مقروء» وی است، با دعوت و فراخوان مكرّر و مؤكّدش به تأمّل در طبیعت و كائنات كه كتاب «منظور» وی می‌باشد همراه می‌شود، زیرا خدای سبحان در آیات عدیده‌ای به ما دستور می‌دهد كه كتاب كائناتش را نیز بگشاییم و در آن به كاوش و تأمّل بپردازیم چه شكی نیست كه هر ورقی از كتاب منظور كائنات وی، راهی و علامه‌یی و ایمائی است به سوی حرفی، كلمه‌یی و آیه‌یی از كتاب مقروئش.

از این روی است كه تأمّل در آیات کَونی پروردگار متعال، امری واجب بلكه فرض ذمّه‌ی هر انسان مكلفی است: إِنَّ فِی خَلۡقِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَٱخۡتِلَٰفِ ٱلَّیۡلِ وَٱلنَّهَارِ لَأٓیٰتٖ لِّأُوْلِی ٱلۡأَلۡبَٰبِ ٱلَّذِینَ یذۡكُرُونَ ٱللَّهَ قِیٰمٗا وَقُعُودٗا وَعَلَىٰ جُنُوبِهِمۡ وَیتَفَكَّرُونَ فِی خَلۡقِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ رَبَّنَا مَا خَلَقۡتَ هَٰذَا بَٰطِلٗا سُبۡحَٰنَكَ فَقِنَا عَذَابَ ٱلنَّارِ [آل‌عمران: ۱۹۱-۱۹۰]. «مسلماً در آفرینش آسمانها و زمین و در پی یكدیگر آمدن شب و روز، برای صاحبان خرد نشانه‌های (قانع‌كننده)است. همانآنکه خدا را (در همه احوال) ایستاده و نشسته و به پهلو آرمیده یاد می‌كنند و در آفرینش آسمانها و زمین می‌اندیشند. (كه): پروردگارا! اینها را بیهوده نیافریده‌ای، منزهی تو! پس ما را از عذاب آتش دوزخ در امان بدار».

به همین جهت است كه بایك نگاه اجمالی به قرآن كریم، در می‌یابیم كه (35) آیه در این كتاب الهی ما را به تأمّل و تدبّر در آنچه می‌آموزیم فراخوانده و بیشتر از (50) آیه ما را به نگرش در زمین و تأمّل در ملكوت آسمانها و تمام عرصه‌گاه كائنات دعوت می‌نماید. این دعوت، مسلّماً دعوت صریحی است به سوی علم. و كدامین كتاب مانند قرآن از علما به­گونه‌یی تجلیل و تكریم نموده است كه بگوید: إِنَّمَا یخۡشَى ٱللَّهَ مِنۡ عِبَادِهِ ٱلۡعُلَمَٰٓؤُاْ [فاطر: 28]. «از بند‌گان خدا فقط دانشمندانند كه از او پروا دارند».

البته نباید تصوّر شود كه این آیه فقط ناظر بر علمای دینی و مذهبی است، زیرا این آیه بعد از آیه‌ی (27) سوره‌ی فاطر آمده است كه می‌گوید: أَلَمۡ تَرَ أَنَّ ٱللَّهَ أَنزَلَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءٗ فَأَخۡرَجۡنَا بِهِۦ ثَمَرَٰتٖ مُّخۡتَلِفًا أَلۡوَٰنُهَاۚ وَمِنَ ٱلۡجِبَالِ جُدَدُۢ بِیضٞ وَحُمۡرٞ مُّخۡتَلِفٌ أَلۡوَٰنُهَا وَغَرَابِیبُ سُودٞ وَمِنَ ٱلنَّاسِ وَٱلدَّوَآبِّ وَٱلۡأَنۡعَٰمِ مُخۡتَلِفٌ أَلۡوَٰنُهُۥ كَذَٰلِكَۗ إِنَّمَا یخۡشَى ٱللَّهَ مِنۡ عِبَادِهِ ٱلۡعُلَمَٰٓؤُاْۗ إِنَّ ٱللَّهَ عَزِیزٌ غَفُورٌ [فاطر: ۲۸-۲۷]. «آیا ندیده‌ای كه خدا از آسمان آبی فرود آورد و (به وسیلهء) آن میوه‌هایی كه رنگ‌های آن گونه­گون است بیرون آوردیم؟ و از برخی كوه‌ها راه‌ها (و رگه‌های) سپید و گلگون به رنگ‌های مختلف و سیاه پر رنگ آوردیم. و از بندگان خدا فقط دانشمندان (و دانایان اند) كه از او پروا می­دارند. آری! خدا غالب آمرزنده است».

چنانکه ملاحظه می‌كنیم، سیاق آیه به روشنی ناظر بر دانشمندان عرصه‌ی علوم هستی شناسی است كه علمای واقعی دین نیز می‌توانند از زمره‌ی آنان به حساب آیند. البته قضیه فقط به همین جا ختم نمی‌شود، بلكه خدای متعال این دانشمندان را بعد از فرشتگان خود به عنوان شاهدان توحید خویش نیز معرفی کرده است، جایی كه می‌فرماید: شَهِدَ ٱللَّهُ أَنَّهُۥ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ وَأُوْلُواْ ٱلۡعِلۡمِ قَآئِمَۢا بِٱلۡقِسۡطِۚ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ٱلۡعَزِیزُ ٱلۡحَكِیمُ [آل‌عمران: 18]. «خدا كه همواره به عدل قیام دارد، گواهی می‌دهد كه جز او هیچ معبودی نیست و فرشتگان (او) و دانشوران (نیز گواهی می‌دهند كه) جز او كه توانا و حكیم است، هیچ معبودی نیست».

ادامه موضوع در قسمت بعدی