مردم را از قضیه ایی که برای دو فرزند آدم پیش آمد به درستی آگاه کن و این داستان را برای آنها بخوان، تا پند پذیران از آن پند پذیرند و در یابند که این جریان راست بوده و دروغ نیست و عینِ واقعیت است. و ظاهرا دو فرزند آدم، پسران صلیبی وی بودند. همانطور که ظاهر و سیاق آیه بر این دلالت می‌نماید. و قول جمهورِ مفسرین نیز همین است. یعنی داستان دو فرزند آدم را برای آنان بخوان، آنگاه که هر دو برای خدا قربانی کند و این قربانی، ماجرای آنان را به چنین حالتی کشاند. إِذْ قَرَّبَا قُرْبَانًا آنگاه که هریک از مال خود چیزی را به قصد تقرب و نزدیک جستن به خدا کنار گذاشت.

فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمَا وَلَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ پس، از یکی از آنان پذیرفته شد و از دیگری پذیرفته نشد. پذیرفته شدن قربانی یکی از آنان از طریق خبر آسمانی، یا بنابر عادتی که در امت‌های گذشته بود، دانسته شد. و علامت پذیرفته شدن قربانی از سوی خداوند این بود که آتشی از آسمان پایین آمد و آن قربانی را به آتش کشید.

قَالَ پسری که قربانی‌اش پذیرفته نشده بود از روی حسادت و کینه توزی و تجاوزگری به دیگری گفت: لَأَقْتُلَنَّكَ تو را خواهم کشت. آنگاه دیگری با دلسوزی به او گفت: إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ «خداوند تنها از پرهیزگاران می‌پذیرد، چه گناه و جنایتی مرتکب شده‌ام که تو باید مرا بکشی، جز اینکه از خدا ترسیده‌ام، که تقوا و ترس الهی بر من و تو، و بر هرکسی واجب است؟ و صحیح‌ترین قول در مورد «متقین» چنین است: متقین کسانی هستند که عملشان خالصانه برای خدا انجام می‌گیرد و در انجام آن عمل از سنت پیامبر صلی الله علیه وسلم پیروی می‌کنند.

سپس به او گفت: من نمی‌خواهم تو را بکشم، نه بر تو حمله ور شده، و دست خود را جلو می‌اندازم، و نه در قالب دفاع، به کشتن تو مبادرت می‌ورزم، پس گفت: لَئِن بَسَطتَ إِلَيَّ يَدَكَ لِتَقْتُلَنِي مَا أَنَا بِبَاسِطٍ يَدِيَ إِلَيْكَ لِأَقْتُلَكَ اگر برای کشتن من دست دراز کنی، من به‌سوی تو دست دراز نمی‌کنم تا تو را بکشم. و این به خاطر بزدلی و ترس و ناتوانی‌ام نیست، بلکه به این سبب است که إِنِّي أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِينَ «من از خداوند، پروردگار جهانیان می‌ترسیم». و کسی که از خدا می‌ترسد اقدام به انجام گناه نمی‌کند، خصوصا گناهان بزرگ. و این هشداری است برای کسی که می‌خواهد مرتکب قتل شود که شایسته است از خدا بترسد.

إِنِّي أُرِيدُ أَن تَبُوءَ بِإِثْمِي وَإِثْمِكَ من می‌خواهم تو با گناهان من و گناهان خود به‌سوی خدا برگردی. یعنی اگر قرار باشد که یا تو را بکشم، یا تو مرا به قتل برسانی، ترجیح می‌دهم که تو مرا بکشی، و گناه من و گناه خود را بر دوش بگیری، فَتَكُونَ مِنْ أَصْحَابِ النَّارِ ۚ وَذَٰلِكَ جَزَاءُ الظَّالِمِينَ پس، از دوزخیان شوی، و این سزای ستمکاران است. این دلالت می‌نماید که قتل از گناهان کبیره است، و باعث داخل شدن به جهنم می‌گردد. اما آن جنایت کار از آن کار باز نیامد و همواره عزم خود را بر انجام این کار بیشتر جزم می‌کرد، تا اینکه کشتن برادرش که شریعت و سرشت برادر را محترم می‌شمارد برای او آراسته شد.

فَقَتَلَهُ فَأَصْبَحَ مِنَ الْخَاسِرِينَ پس او را کشت و از زمره زیانکاران گردید. از کسانی شد که در دنیا و آخرت دچار زیان می‌شوند. و او قتل، این بدعت زشت و ناپسند را برای هر قاتلی بنیانگذاری کرد. پیامبر صلی الله علیه وسلم فرموده است: «هرکس که سنت و طریقه زشتی را بنیان نهد، گناه آن و گناه کسی که تا قیامت به آن سنت زشت عمل کند بر گردن اوست». بنابراین در حدیث صحیح آمده است: «هیچ انسانی کشته نمی‌شود مگر اینکه بخشی از گناه و خون او بر گردن فرزند اول آدم است، چون او اولین کسی است که سنت قتل را بنیان نهاد».

وقتی که برادرش را کشت، نمی‌دانست با آن چکار کند، چون او اولین نفر از فرزندان آدم بود که مرده بود، فَبَعَثَ اللَّهُ غُرَابًا يَبْحَثُ فِي الْأَرْضِ پس خداوند کلاغی را فرستاد تا زمین را می‌کاورید، تا کلاغ دیگری را دفن کند. لِيُرِيَهُ تا با این کار به او نشان دهد که كَيْفَ يُوَارِي سَوْءَةَ أَخِيهِ چگونه جسد برادرش را دفن کند. منظور از سَوْءَةَ جسد است، زیرا بدن میت عورت است و سَوْءَةَ در اصل به معنی عورت است. فَأَصْبَحَ مِنَ النَّادِمِينَ پس او از زمره پشیمان شدگان گشت. و عاقبت و سرانجام گناه پشیمانی و زیان است.