الهی!

ای سزای کَرَم!

و ای نوازنده عالم!

نه با جز تو شادی است،

نه با یاد تو غم.

خصمی و شفیعی و گواهی و حَکَم! هرگز بین ما نفسی با مهر تو به هم.

آزاد شده از بندِ وجود و عدم

باز رسته از رحمتِ لوح و قلم،

در مجلس اُنس، قَدَحِ شادی بر دست نهاده، دمادم.

ادامه موضوع در قسمت بعدی