1-1: تمهید
1- آیا دین پدیدهای اجتماعی است؟
با توجه به آداب و رسوم و اختلافات احوالات و گوناگونی اوضاع مردم و آنچه در اجتماعات بشری مشاهده میشود، دین ظاهراً اجتماعی است. مردمان صحرانشین با این که چیزی از آداب و رسوم شهری نمیدانند، لیکن دارای اعتقاد و عبادات هستند و شهرنشینان که مقداری علم و آگاهی دارند، دارای ایمان به غیب و روش آیینی و آداب دینی هستند. طبق این دلائل آشکار و واضح، رأی دانشمندان بر آن است که هر اجتماعی دارای دینی میباشد، دیگر این دین هر جور و هرچه باشد و سند مصدر آن از هر منبع و مأخذی صادر شده باشد مورد بحث نمیباشد.
اجتماع کمونیستی براساس اعتقادات خودشان دین را ساقط کردند و چنان میدانند که حیات ماده است و خدایی در کار نیست. در واقع این خواستۀ کل جامعه نیست، و روش و شعار آنان صحیح و درست نمیباشد و این تفکر انحرافِ دینی، تنها در ذهن بعضی از افراد آن جامعه ایجاد شده و قابل اعتبار نیست. این فکر الحادی واسطۀ فقر و تنگدستی و حرمان معنوی است که نبودن دین آسمانی موجب آن شده است، اگر دین میبود و عقل را منور میساخت و قلب را مطمئن مینمود، این فجایع نمیشد. مشکل بیشتر جمعی متظاهر به دین و مختلف به قانون اسلام [که در بیارزشی و ناقابلی ضرب المثل شده اند] آن است که حتی دربارۀ محرومین و بینوایان تنها یک روز هم همکاری نمینمایند؛ بلکه همیشه همکار و دستیار خطاکاران و ستمگرانند.
پس این فکر الحادی نتیجه علم و دانش و فطرت انسانی نیست، بلکه تفکر غلط و بیاساسِ قلبِ قاسیِ (ناپاک) عدهای آن را به بار آورده و کینهتوزیهای طولانی که در قلب آن عده قرار گرفته، بر آن جامعه تحمیل شده که به اکراه و بدون رأی و اختیار آن را قبول کرده و در اول پیدایش آن تا حال به زور سلاح حمایت شده است.
فَأَمَّا ٱلزَّبَدُ فَیذۡهَبُ جُفَآءٗۖ وَأَمَّا مَا ینفَعُ ٱلنَّاسَ فَیمۡكُثُ فِی ٱلۡأَرۡضِ [الرعد: 17]. «پس کفِ بیرون افتاده از میان میرود، ولی آنچه به مردم سود میرساند، در زمین باقی میماند».
وَمَثَلُ كَلِمَةٍ خَبِیثَةٖ كَشَجَرَةٍ خَبِیثَةٍ ٱجۡتُثَّتۡ مِن فَوۡقِ ٱلۡأَرۡضِ مَا لَهَا مِن قَرَارٖ [ابراهیم: 26] «و مَثَل سخن ناپاک، چون درخت ناپاک است که از روی زمین کنده شده و قرار ندارد».
ادامه موضوع در قسمت بعدی . . .
این مـــرگ،