الهی!

تو دوستان را به خصمان می نمایی، درویشان را به غم و اندوهان می دهی!

بیمار کنی، و خود بیمارستان کنی!

درمانده کنی و خود درمان کنی!

از خاک، آدم کنی و با وی چندان احسان کنی!

سعادتش بر سر دیوان کنی!

و به فردوس او را مهمان کنی!

مجلسش روضه ی رضوان کنی!

ناخوردن گندم با وی پیمان کنی! و خوردن آن در علم غیب، پنهان کنی!

آن که او را به زندان کنی و سال ها گریان کنی!

جباری تو! کار جباران کنی! خداوندی! کار خداوندان کنی!

تو عتاب و جنگ، همه با دوستان کنی!

ادامه موضوع در قسمت بعدی . . .