چیزهایی که خداوند پیامبرش را به آن توصیف کرده است مقصود و چکیده و اصول رسالت او می‌باشند که به ایشان اختصاص داده شده‌اند و آن پنچ چیز می‌باشند:

یکی اینکه شَاهِدًا پیامبر بر کارهای خیر و شری که امّت انجام می‌دهد گواه است، همان‌گونه که خداوند متعال فرموده است: لِّتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا [البقرة: 143]. «تا شما بر مردم گواه باشید و پیامبر (نیز) بر شما گواه باشد». فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِن كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَىٰ هَٰؤُلَاءِ شَهِيدًا [النساء: 41]. «پس چگونه خواهد بود آن‌گاه که از هر امّتی گواهی بیاوریم و تو را بر اینها به عنوان گواه بیاوریم». پس ایشان صلی الله علیه وسلم گواهی مقبول و عادل می‌باشند.

دوّم و سوّم وَمُبَشِّرًا وَنَذِيرًا پیامبر مژده دهنده و بیم دهنده می‌باشد، این مستلزم آن است که پیامبر آنچه مردم را به آن مژده می‌دهد و یا مردم را از آن می‌ترساند، و اعمالی که سبب مژده یا ترس می‌شوند بیان کند. پس کسانی که مژده داده شده‌اند مؤمنان پرهیزگاری هستند که ایمان آورده و عمل صالح انجام داده و گناهان را ترک نموده‌اند. پس ایشان را مژده باد که هر نوع پاداش دنیوی و دینی که نتیجه ایمان و تقواست در زندگی دنیا به آنها می‌رسد. و نیز ایشان را مژده باد که در آخرت از نعمت جاویدان و پایدار بهشت برخوردار خواهند شد. و همه اینها مستلزم آن است که اعمال، ویژگی‌های تقوا و انواع پاداش به صورت مشروح و مفصل ذکر شوند.

و بیم داده‌شدگان همان گناه پیشگان و مجرمان ستمگرند، کسانی که اهل ستمگری و جاهلیت‌اند و آن‌ها باید در دنیا از کیفرهای دنیوی و دینی که نتیجه جهل و ستمگری است بترسند و از گرفتار شدن به کیفر هلاک کننده و عذاب طولانی آخرت در هراس باشند که به طور مشروح - این تهدید و بشارت - در قرآن و سنّت بیان شده است.

چهارم وَدَاعِيًا إِلَى اللَّهِ پیامبر به سوی خدا دعوت می‌کند. یعنی خداوند او را فرستاده است تا مردم را به سوی پروردگارشان فراخواند و آنها را به نعمت‌های او که برای نیکان فراهم نموده است تشویق نماید و مردم را به عبادت و پرستش خدا که هدف از آفرینش انسانها است دستور دهد. و این مستلزم آن است که ایشان صلی الله علیه وسلم بر آنچه مردم را به آن فرا می‌خواند استقامت داشته باشد و آنچه را که به سوی آن دعوت می‌کند به صورت مفصّل و مشروح بیان دارد و خداوند را با صفات پاکش به مردم بشناساند و او را از آنچه که سزاوار شکوهش نیست منزّه و پاک بدارد. و انواع عبودیت و بندگی‌ها را برای مردم بیان کند و از نزدیک ترین راهی که انسان را به خدا می‌رساند دعوت کند، و به هر صاحب حقی حقش را بدهد و خالصانه برای خدا دعوت نماید، نه برای اینکه برای خودش جایگاهی بزرگ فراهم سازد. آن‌گونه که بسیاری از مردم دچار این مشکل می‌شوند و در راه دعوت به سوی خود و تعظیم خویش دعوت می‌دهند. و همه اینها بِإِذْنِهِ به فرمان خدای تعالی و امر و خواست و اراده او انجام می‌گیرد.

پنجم وَسِرَاجًا مُّنِيرًا و اینکه او صلی الله علیه وسلم چراغی تابان و روشن است. و این بیانگر آن است که مردم در ظلمت و تاریکی بزرگی قرار داشتند و هیچ نور و روشنایی وجود نداشت که به وسیله آن در تاریکی‌ها راهیاب شوند و هیچ دانشی نبود که با آن تاریکی‌ها زدوده شود. تا اینکه خداوند پیامبر بزرگ را فرستاد، پس به وسیله او این تاریکی‌ها را روشن ساخت و جاهلیت را از بین برد و علم و دانش جایگزین آن شد. و خداوند به وسیله این پیامبر بسیاری از گمراهان را به راه راست هدایت کرد. پس راه برای اهل استقامت روشن گردید و آنها به دنبال این پیشوا حرکت کردند و به وسیله او خیر و شر را شناختند و اهل سعادت را از اهل شقاوت تشخیص دادند و در پرتو نور نبوت او معبود حقیقی خود را با اوصاف پسندیده و کارهای درست و فرمان‌های به جایش شناختند.

وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ بِأَنَّ لَهُم مِّنَ اللَّهِ فَضْلًا كَبِيرًا در اینجا بشارت داده شدگان را ذکر نمود و آنها مؤمنان هستند. و هرگاه ایمان به تنهایی ذکر شود اعمال صالح را نیز در بردارد. و آنچه را که به آن مژده داده شده‌اند نیز بیان کرد و آن فضل بزرگ است از قبیل یاری شدن در دنیا و هدایت دادن قلب‌ها و آمرزش گناهان و دور کردن مشکلات و فراوانی روزی‌هایی که به سوی آنان سرازیر شده است، و به دست آمدن نعمت‌هایی که شادی آور می‌باشند، و به دست آوردن رضایت پروردگارشان و پاداش او و نجات از خشم و عذابش.

 و این چیزی است که موجب نشاطِ تلاش کنندگان می‌شود، زیرا وقتی پاداشی که خداوند برای کارهایشان قرار داده است بیان شود با نشاطی بیشتر کار شایسته انجام می‌دهند و از این برای درپیش گرفتن راه راست کمک می‌جویند. و این از جمله حکمت‌های خداوند قانون گذار است. همان طور که در جایی که مردم را برحذر می‌دارد کیفرهایی را که در نتیجه‌ی انجام کارهای ممنوع گریبانگیر آدمی می‌شود بیان می‌نماید تا این‌گونه مردم را بر پرهیز از آنچه خدا حرام کرده است یاری کند.

و از آنجا که گروهی از مردم مانع دعوتگران راه خدا از قبیل پیامبران و پیروانشان می‌باشند و آنان عبارتند از منافقانی که به ظاهر ایمان آورده‌اند اما در باطن کافرند، به همین جهت خداوند پیامبرش را از اطاعت و فرمان برداری از این دو گروه، نهی و برحذر داشت و فرمود: وَلَا تُطِعِ الْكَافِرِينَ وَالْمُنَافِقِينَ هر زمانی که تو را از راه خدا باز می‌دارد از کافران و منافقان اطاعت مکن. اما این اقتضا نمی‌کند که مورد اذیت و آزار قرار بگیرند، بلکه فقط از آنها پیروی مکن، وَدَعْ أَذَاهُمْ  و از اذیت و آزارشان درگذر، چون وقتی آنها را آزار ندهی این عمل آنان را جذب می‌نماید و سبب می‌شود تا اسلام را بپذیرند و از بسیاری از آزارهایی که به پیامبر و خانواده‌اش می‌رسانند دست بکشند. وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ و در راستای کامل نمودن کار خودت و خوار نمودن دشمنانت بر خداوند توکل کن، وَكَفَىٰ بِاللَّهِ وَكِيلًا و خداوند به عنوان کارساز بس است، و کارهای مهم را به او بسپار که آنها را انجام می‌دهد و برای بنده‌اش آسان می‌گرداند.