خداوند متعال خبر مي‌دهد که آيات قرآن، آيَاتُ الْكِتَابِ الْمُبِينِ آيات کتاب روشن است. يعني کلمات و معاني آن واضح و روشن است، و از جملۀ روشني و واضح بودن آن اين است که خداوند آن را به زبان فصيح عربي که بهترين و روشن‌ترین زبانهاست نازل نموده است. اين قرآن، روشنگر همۀ نيازهاي مردم از قبيل حقايق مفيد است و اين روشنگري و تبيين براي اين است که لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ شما آن را دريابيد. يعني تا حدود، اصول، فروع، اوامر و نواهي آن را بفهميد.

و هرگاه آن را به قين دانستيد و دلهايتان با معرفت و شناخت آن آراسته گرديد جوارح و اعضايتان طبق دستور آن عمل خواهد کرد، و از آن فرمان خواهيد برد، لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ با تکرار معاني شريف و والاي آن در اذهانتان عقلهايتان رشد يابد و به تکامل برسد.

نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِمَا أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ هَٰذَا الْقُرْآنَ ما از طريق اين قرآن و از جانب خويش بهترين سرگذشتها را براي تو بازگو مي‌کنيم.

و اين قصه‌ها را بهترين سرگذشت‌ها ناميد، چون راست بوده و عبارت ساده و روان و عاني زيبايي دارند. بِمَا أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ هَٰذَا الْقُرْآنَ به سبب آنچه که اين قرآن بر آن مشتمل است. و آن را به تو وحي نموديم و تو را به وسيلۀ آن بر ساير پيامبران برتري داديم، و اين منت و احسان و شرف خالصي از جانب خداست. وَإِن كُنتَ مِن قَبْلِهِ لَمِنَ الْغَافِلِينَ هر چند که پيش از اينکه خداوند به تو وحي نمايد نمي‌دانستي که کتاب و ايمان چيست، اما آن‌را نوري قرار داديم و هرکس از بندگان خود را که بخواهيم با ان هدايت مي‌کنيم.

و خداوند از داستانهايی که در قرآن آمده‌اند ستايش نمود و از آنها به عنوان بهترين داستانها ياد کرد، پس در هيچ کتابی داستانی مانند داستانهای قرآن وجود ندارد. بنابراين داستان يوسف و پدر و برادرانشان را بيان کرد که داستاني بس عجيب و زيباست، و فرمود: