خداوند همه‌ی مردم را مورد خطاب قرار داده‌ است و حالت و وضعیت آنها را برایشان بیان می‌دارد و می‌فرماید: همه‌ی شما از هر جهت به خدا نیازمند هستید. انسان‌ها در به وجود آمدنشان به خدا نیاز دارند که اگر خداوند آنها را به وجود نمی‌آورد به وجود نمی‌آمدند. و در مسلح شدن به قدرت و اعضا و جوارح به او نیاز دارند و اگر خداوند آنها را آماده نمی‌ساخت آمادگی انجام هیچ کاری را نداشتند.

و در به دست آوردن روزیها و نعمت‌های ظاهری و باطنی به او نیازمندند، پس اگر فضل و احسان خدا نبود و کارها را آسان نمی‌آوردند. و در دور شدن مصیبت‌ها و بدی‌ها از خویشتن و دور شدن سختی‌ها و رنج‌ها به خداوند نیاز دارند، پس اگر خداوند سختی‌ها را از آنها دور نمی‌کرد و مشکلاتشان را حل نمی‌نمود همواره به ناگواری‌ها و سختی‌ها گرفتار می‌آمدند.

و در پرورش یافتن و تدبیر امورشان به او نیاز دارند. در عبادت کردن خدا و دوست داشتن او و تعبّد و اخلاص بندگی برای خدا نیز به او نیاز دارند، چرا که اگر خداوند این توفیق را به آنها نمی‌داد هلاک می‌گشتند، و ارواح و دل‌ها و احوالشان فاسد می‌گشت. و در آموختن آنچه نمی‌دانند و عمل کردن به آنچه که به صلاح و نفع آنهاست به خدا نیازمندند، که اگر خداوند به آنها یاد نمی‌داد، نمی‌آموختند. و اگر توفیق او نبود کار و اموراتشان سامان نمی‌یافت. پس آنها از هرجهت به او نیاز دارند، خواه گوشه‌ای از انواع این نیازمندی‌ها را درک کنند یا درک نکنند.

ولی کسی موفق است که همواره و در همه‌ی حالات دینی و دنیوی خویش نیازمندی‌اش را ابراز نماید و در برابر خداوند فروتنی و زاری کند، و از او بخواهد که وی را به اندازه‌ی یک چشم به‌هم زدن نیز به خودش نسپارد، و او را در همه‌ی کارهایش یاری کند. پس چنین کسی سزاوار است که از جانب پروردگار و معبودش که از مادر مهربان‌تر است یاری شود. وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ و خداوند بی‌نیاز و ستوده است و از هرجهت دارای غنا و بی‌نیازی کامل است. پس او به آنچه بندگانش محتاج و نیازمندند نیازی ندارد، چون صفات او کامل‌اند و همه‌ی صفات او و صفات کمال هستند. و از جمله توانگری و بی‌نیازی خداوند این است که مردم را در دنیا و آخرت بی‌نیاز می‌گرداند، و در ذات و نامهایش ستوده است، چون نامهای او «حسنی» در اوج زیبایی و جمال می‌باشد، و در صفاتش نیز ستوده است، چون صفاتش او «علیا» در اوج بالایی می‌باشد، و در کارهایش نیز ستوده است، زیرا کارهای او سرشار از فضل و نیکی و عدالت و حکمت و رحمت است، همچنین در اوامر و نواهی‌اش ستوده است، پس او به خاطر صفات پسندیده‌اش که دارد، و به خاطر افعال و اوامر و نواهی‌اش که از ایشان صادر می‌شود، ستوده است، و در توانگری و بی‌نیازی‌اش و در ستایش و حمد خویش نیز ستوده می‌باشد.

إِن يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَيَأْتِ بِخَلْقٍ جَدِيدٍ احتمال دارد منظور این باشد که ای مردم! اگر خداوند بخواهد شما را از میان برمی‌دارد و مردمانی دیگر را جایگزین شما می‌سازد که از شما بیشتر از خداوند اطاعت و فرمانبرداری می‌کنند. در اینجا خداوند انسان‌ها را به هلاک ساختن و نابود کردن تهدید کرده است و اینکه مشیت و خواست خداوند بر این امر تواناست. و احتمال دارد که منظور از این اثبات رستاخیز و زنده شدن پس از مرگ باشد و اینکه مشیت الهی در هر چیزی نافذ است و شما را پس از مردنتان دوباره زنده می‌گرداند و آفرینش تازه به شما می‌دهد، اما برای آن وقت زمانی است که خداوند مقدّر کرده است و آن مدّت مقرر پس و پیش نخواهد شد.

وَمَا ذَٰلِكَ عَلَى اللَّهِ بِعَزِيزٍ و این کار بر خداوند دشوار نیست. یعنی ناممکن نیست و این کار فراتر از توان او نمی‌باشد. و آنچه را که بعد از آن بیان نمود بر معنی اخیر دلالت می‌نماید: وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَىٰ و در روز قیامت هرکس طبق عمل خودش مورد سزا و جزا قرار می‌گیرد، و هیچ‌کس بار گناه کسی دیگر را به دوش نمی‌کشد.

وَإِن تَدْعُ مُثْقَلَةٌ إِلَىٰ حِمْلِهَا و اگر انسانی که بار گناهانش سنگین است از کسی دیگر کمک بخواهد تا برخی از گناهانش را بردارد، لَا يُحْمَلْ مِنْهُ شَيْءٌ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَىٰ چیزی از بار گناهانش برداشته نمی‌شود، اگرچه خویشاوند باشد. پس هیچ خویشاوندی بار خویشاوندی دیگر را بر نمی‌دارد. بنابراین، آخرت همانند دنیا نیست که دوست، دوست خود را یاری کند، بلکه در روز قیامت انسان آرزو می‌کند که ای کاش بر کسی حقی داشت گرچه این حق بر پدر و مادر و خویشاوندانش باشد. إِنَّمَا تُنذِرُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُم بِالْغَيْبِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ تو تنها کسانی را می‌ترسانی که از پروردگارشان در نهان می‌ترسند و نماز را برپای می‌دارند. یعنی اینها هستند که بیم دادن را می‌پذیرند و از آن بهره‌مند می‌شوند.

اینها کسانی هستند که در نها و آشکار از خداوند می‌ترسند. اینها کسانی هستند که نماز را با حدود و شرایط و ارکان و واجباتش و با خشوع می‌خوانند. چون ترس از خدا مقتضی آن است که بنده آنچه را که در صورت صایع کردنش ترس آن می‌رود دچار عقاب گردد، ضایع نکند، نیز مقتضی آن است تا از کاری دوری ورزد که با مرتکب شدن آن ترس آن می‌رود دچار عذاب گردد. ونماز آدمی را به خیر و خوبی فرا می‌خواند و از زشتی و منکر باز می‌دارد.

وَمَن تَزَكَّىٰ فَإِنَّمَا يَتَزَكَّىٰ لِنَفْسِهِ و هرکس با پاک داشتن خود از عیب‌ها از قبیل ریا و تکبر و دروغ و فریبکاری و مکر و نفاق و امثال آن خود را از کارهای زشت پاک بگرداند و خود را با اخلاق زیبا از قبیل راستگویی و اخلاص و تواضع و نرمی و خیرخواهی برای مردم و سالم بودن دل از کینه و حسد و دیگر زشتی‌های اخلاقی آراسته بگرداند سود این تزکیه و پاک داشتن به خود او برمی گردد، و از عمل او هیچ چیزی ضایع نخواهد شد. وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ و بازگشت (همه مخلوقات) به‌سوی خداست، و او مردم را به خاطر کارهای گذشته‌اشان سزا و جزا خواهد داد، و آنها را به خاطر کارهایی که کرده‌اند محاسبه می‌نماید، و هیچ‌کار کوچک و بزرگی را نگذاشته مگر که آن را برشمرده است.