7. تفسیر سوره بقره - مدنی و 286 آیه است.
خداوند متعال میفرماید: فَإِن طَلَّقَهَا یعنی اگر طلاق سوم را داد، فَلَا تَحِلُّ لَهُ مِن بَعْدُ حَتَّىٰ تَنكِحَ زَوْجًا غَيْرَهُ آن زن برای او حلال نیست مگر اینکه با مردی دیگر به صورت صحیح ازدواج کند، و باید آن مرد با او آمیزش نماید. و نکاح شرعی بطور قطع یک نکاح صحیح است و عقد و آمیزش هر دو در آن داخلاند. و باید ازدواج دوم از روی علاقه باشد، و اگر هدف از ازدواج دوم از روی علاقه باشد، و اگر هدف از ازدواج دوم این باشد که زن برای شوهر اول حلال گردد، چنین نکاحی صحیح نیست، و زن برای شوهر اول حلال نمیگردد.
و اگر زن کنیز بود و پس از طلاق، صاحبش با او آمیزش کرد برای شوهر اول حلال نمیگردد، چون مولا و صاحب کنیز، شوهر نیست. پس اگر شوهر دوم از روی علاقه با زن ازدواج نمود و با او آمیزش کرد، سپس از او جدا شد و عدّه زن تمام گردید، فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِمَا برای شوهر اول و زن گناهی نیست، أَن يَتَرَاجَعَا که باز به زندگی زناشویی برگردند، و عقد جدید را میان خود ببندند، و چون بازگشتن را به هر دو نسبت دادهاست باید هر دو خشنود شوند.
اما در بازگشتن، شرط این است که هر دو تصور میکنند که أَن يُقِيمَا حُدُودَ اللَّهِ میتوانند حق یکدیگر را به جا آورند، و این وقتی است که زن و شوهر را به جا آورند، و این وقتی است که زن و شوهر از رفتارهای گذشته خود که باعث جدایی آنها گردیده است، پشیمان شوند، و تصمیم بگیرند زندگی گذشته را به زندگی خوبی تبدیل کنند، پس در اینجا بر آنان گناهی نیست که بهسوی یکدیگر بر گردند.
و مفهوم آیه شریفه این است که اگر آنها دانستند که نمیتوانند حدود الهی را پا برجا دارند، به این صورت که گمان غالب آنها این بود که همان حالت گذشته باقی است، و نمیتوانند زندگی درستی را پایه ریزی کنند، در این صورت اگر آنها باز به زندگی گذشته برگردند و با هم ازدواج کنند، گناهکار میشوند، چون هیچ کاری که در آن دستور خدا اجرا نشود و از او فرمان برده نشود جایز نیست. و این دلالت مینماید که شایسته است انسان هرگاه خواست در کاری وارد شود به ویژه در ریاستها و سرپرستیهای کوچک و بزرگ، باید به خودش بنگرد، اگر دید که او توانایی چنین کاری را دارد، و اطمینان داشت که از عهده آن بر میآید، اقدام کند، وگرنه باید دست نگه دارد.
وقتی که خداوند متعال این احکام بزرگ را بیان کرد، فرمود: وَتِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ و اینها حدود آیینهای خداوند است، که آن را مشخص نموده، و توضیح داده است، يُبَيِّنُهَا لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ و آن را برای کسانی بیان مینماید که میدانند، چون آنهایی که میدانند، از قوانین الهی بهرهمند میشوند، و دیگران را نیز بهرهمند میسازند. و این بیانگر فضیلت اهل علم است، که برکسی پوشیده نیست، چون خداوند فرموده است: آیین و قوانین خود را مخصوصا برای اهل علم بیان میدارد، و اساسا این آیینها برای اهل علم است. و نیز این آیه بیانگر آن است که خداوند متعال دوست دارد بندگانش قوانین و پیامهایی را که بر پیامبرش نازل کرده است، بدانند و در آن آگاهی حاصل کنند.
سپس خداوند متعال فرمود: وَإِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ و هرگاه زنان را یک یا دو طلاق رجعی دادید، فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ و آنها به پایان دوران عدّه خود نزدیک شدند، فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ سَرِّحُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ پس یا آنها را بازگردانید در حالی که نیت شما تأمین حقوق آنان باشد، و یا اینکه آنها را بدون رجوع و زیان رساندن به آنها رها کنید. بنابراین فرمود: وَلَا تُمْسِكُوهُنَّ ضِرَارًا و آنها را به قصد زیان رساندن به ایشان نگاه ندارید، لِّتَعْتَدُوا زیرا در این کارتان از حلال تجاوز کرده و وارد حرام میشوید، پس نگاه داشتن زن به گونه شایسته حلال است، و زیان رساندن به وی حرام میباشد.
وَمَن يَفْعَلْ ذَٰلِكَ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ و هرکس چنین کند به خویشتن ستم کرده است، و ضرر به کسی بر میگردد که قصد ضرر رساندن را داشته است. وَلَا تَتَّخِذُوا آيَاتِ اللَّهِ هُزُوًا خداوند آیت خود را بیان نمود، و هدف از آن این بود که مردم آن را بدانند و بدان عمل نمایند، و مرزها و حدود الهی را زیر پا ننهاده، و از آن تجاوز نکنند، چون خداوند این قوانین و حدود را بیهوده وضع نکرده است، بلکه آنرا به حق نازل کرده، و از تمسخر به آن نهی نموده است. یعنی پروردگار از بازیچه قرار دادن آن، و فرمان نبردن از دستورات واجب نهی کرده است، مانند زیان رساندن در نگاهداری زن، جدایی، کثرت طلاق دادن، یا هر سه طلاق را یکجا دادن، که همه تجاوز از حدود الهی است.
و خداوند از سر ِ مهربانی و رحمت خویش طلاق را یکی پس از دیگری قرار داده است. و خداوند از آنجا که نسبت به بنده مهربان است و مصلحت او را میخواهد چنین حکم نموده است. وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ و به طور عموم نعمتهای خداوند را با ستایش و تمجید به زبان و با اعتراف و اقرار قلبی و با به کار گرفتن اعضا در طاعت خداوند، به خاطر آورید. وَمَا أَنزَلَ عَلَيْكُم مِّنَ الْكِتَابِ وَالْحِكْمَةِ و آنچه خداوند از کتاب و سنت بر شما نازل کرده است، به یاد آورید، که کتاب و سنت برای شما راههای خیر را بیان مینمایند، و شما را بر آن تشویق میکنند. و بیراههها را برایتان بیان نموده و شما را از آن برحذر میدارند، و خداوند خودش را به شما معرفی میکند، و آنچه او برای دوستان و دشمنانش پیش آورده است به شما میشناساند، و خداوند به شما چیزهایی آموخت که نمیدانستید.
و گفته شده که منظور از حکمت اسرار شریعت است، پس در کتاب خدا رازها و حکمتهایی وجود دارد، و آن بیان حکمت الهی در رابطه با اوامر و نواهی خدا میباشد، و هر دو مفهوم درست است، بنابراین فرمود: يَعِظُكُم بِهِ شما را به وسیله آنچه فرو فرستاده پند میدهد. این مؤید این نظریه است که منظور از حکمت، اسرار شریعت است، چون پند دادن با بیان حُکم و حکمت و تشویق یا ترساندن حاصل میشود. پس با حکم، جهل از بین میرود، و حکمت و تشویق سبب علاقهمندی میگردد، و حکمت و ترهیب باعث بازآمدن و ترسیدن میشود.
وَاتَّقُوا اللَّهَ و در همه کارهایتان از خدا بترسید، وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ به همین خاطر این احکام را بطور کامل برای شما بیان کرد، که این احکام را بطور کامل برای شما بیان کرد، که این احکام در هر زمان و مکانی به نفع مردم است. پس در هر وقت و هر حال او را سپاس میگوییم.
این مـــرگ،