6. تفسیر سوره بقره - مدنی و 286 آیه است.
خداوند متعال ميفرمايد: يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْأَهِلَّةِ در رابطه با هلالها از تو ميپرسند که فايده و حکمت آنها چيست؟ يا اينکه در رابطه با خود هلالها از تو ميپرسند. قُلْ هِيَ مَوَاقِيتُ لِلنَّاسِ خداوند به لطف و رحمت خويش هلال را در اول ماه باريک گردانده، سپس تا به نيمه ماه ميرسد به تدريج اندازه آن بزرگ ميشود، تا فرض آن کامل گردد سپس به تدريج باريک ميشود تا مردم بدين طريق اوقات عبادتهایشان، از قبيل روزه، زکات، کفارهها، و اوقات حج را بدانند. و از آنجا که فريضه حج در ماه هاي معلومي صورت ميپذيرد و وقت زيادي را ميبرد، فرمود: وَالْحَجِّ.
همچنين از طريق هلال ماهها زمان پرداخت وامها و اجارهها، و مدت عده طلاق و حمل، و ديگر چيزهايي که مردم به آنها نياز دارند، دانسته ميشود. پس خداوند هلالها را وسيله محاسبات قرار داده، و هرکس اعم از کوچک و بزرگف و عالم و جاهل آن را ميداند. و اگر محاسبات از طريق سال خورشيدي صورت گيرد جز تعداد کمي از مردم آنرا نميدانند.
وَلَيْسَ الْبِرُّ بِأَن تَأْتُوا الْبُيُوتَ مِن ظُهُورِهَا انصار و ديگر عربها وقتي که احرام ميبستند، از دروازه خانهها وارد نميشدند، و اين را يک امر عبادي دانسته و گمان ميبردند که کاري نيک است، بنابراين، خداوند خبر داد که اين، نيکوکاي نيست، چون خداوند اين کار را مشروع نکرده است، و هرکس عبادتي را انجام دهد که خدا و پيامبرش آن را مشروع نکرده باشد، بدعت و نوآوري در دين است. و خداوند آنها را دستور داد تا از درها وارد خانهها شوند، که براي آنها آسانتر است و قاعدهاي از قواعد شريعت است.
و از اين آيه فهميده ميشود که مناسب است انسان هر کاري را از راهي که آسان و نزديک است انجام دهد، راهي که براي آن مقرر شده است. پس امر به معروف و ناهي از منکر بايد به وضعيت فردي که به او امر ميکند، بنگرد و با نرمي و سياست با او رفتار نمايد، که با نرمي و سياست کل هدف يا قسمتي از آن به دست ميآيد. و آموزگار و دانش آموز بايد نزديکترين و آسانترین راه را انخاب نمايند تا به هدفشان برسند. و همچنين هرکس که براي انجام کاري تلاش نمايد و از راه طبيعي آن وارد شود و بر آن استقامت ورزد حتما به ياري خداوند به هدفش ميرسد.
وَاتَّقُوا اللَّهَ اين همان نيکوکاري است که خداوند به آن دستور دادهاست. «تقوي» يعني داشتن ترس هميشگي از خداوند همراه با اطاعت از دستورات او و پرهيز از آنچه از آن نهي کرده است، زيرا «تقوي» سبب رستگاري است. رستگاري و سعادت از اهداف عاليهای است که همگي در پي آنند، و آن عبارت از رسيدن به «مطلوب» و نجات از ترس و اضطراب است، پس هرکس از خداوند نترسد و پرهيزگار نباشد راهي بهسوی رستگاري ندارد، و هرکس از خداوند بترسد و پرهيزگار باشد به رستگاري و موفقيت دست مييابد.
این مـــرگ،