6. تفسیر سوره بقره - مدنی و 286 آیه است.
خداوند متعال ميفرمايد: لَّيْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ يعني نيکي آن نيست که روي بهسوی مشرق و مغرب کنيد. پس بحث و مجادله زياد در اين مورد جز خستگي و اختلاف و دو دستگي در بر ندارد. اين مانند سخن پيامبر صلی الله علیه وسلم است که ميفرمايد: «لَيْسَ الشَّدِيدُ بِالصُّرَعَةِ إِنَّمَا الشَّدِيدُ الَّذِى يَمْلِكُ نَفْسَهُ عِنْدَ الْغَضَبِ» «قوي آن کس نيست که هنگام کشتي گرفتن طرف را خاک کند، بلکه قوي کسي است که هنگام خشم، خود را کنترل نمايد».
وَلَٰكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ بلکه نيکوکار کسي است که به خدا ايمان داشته باشد، و اينکه او معبودي به حق و يگانه است، معبود به حقي که به هر صفت کمالي متصف است، و از هر نقص و کمبودي مبرا است. وَالْيَوْمِ الْآخِرِ و به روز آخرت ايمان بياورد، و پيامبر از آن خبر دادهاند که پس از مرگ اتفاق ميافتد. وَالْمَلَائِكَةِ و به فرشتگان ايمان داشته باشد، موجودات فرمانبري که خداوند در کتابش و پيامبر صلی الله علیه وسلم در احاديث خود براي ما توصيف نمودهاند.
وَالْكِتَابِ و کتابهايي که خداوند بر پيامبرانش نازل کرده است، که بزرگترين آن قرآن است. پس به اخبار و احکامي که قرآن در بردارد ايمان داشته باشد. وَالنَّبِيِّينَ و به پيامبران به طور عموم، و به ويژه به آخرين و بهترين آنها که محمد صلی الله علیه وسلم است ايمان داشته باشد. وَآتَى الْمَالَ و اين شامل هر چيزي است که انسان مياندوزد، کم باشد يا زياد. يعني مال را ببخشد، عَلَىٰ حُبِّهِ با اينکه آن را دوست ميدارد. اين بيانگر آن است که مردم مال را دوست دارند، و بخشش آن دشوار است. پس هرکس مالش را به منظور نزديکي جستن به خدا ببخشايد نشانه ايمان است.
يکي از مصاديق آتَى الْمَالَ عَلَىٰ حُبِّهِ آن است که صدقه بدهد در حالي که آزمند است، اميد ثروتمند شدن را دارد و از فقر و تنگدستي ميترسد. و اگر صدقه از مال قليل باشد بهتر است، چون او در اين حالت نگاه داشتن مال را دوست دارد، زيرا همواره فقر و تنگدستي خيال او را آواز ميدهد. و همچنين بخشيدن مال گرانبها و ارزشمند و مالي که آن را دوست دارد، بسيار مهم است. همانطور که خداوند متعال فرموده است: لَن تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّىٰ تُنفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ [آلعمران: 92]. «هرگز به نيکي نخواهيد رسيد مگر اينکه از آنچه دوست داريد انفاق کنيد».
پس نيکي حقيقي از آن کساني است که مال دوست داشتني را ميبخشند. سپس خداوند از کساني نام برد که بايد صدقه را به آنان داد، همانهايي که از همه مردم به نيکوکاري و احسان شايستهترند، از قبيل ذَوِي الْقُرْبَىٰ خويشاوندان، آنهايي که به خاطر مشکلات و گرفتاريهايشان دردمند و ناراحت ميشوي، و به خاطر شادي آنها شادمان ميگردي، و به هنگام بروز حوادث به ياري شما ميآيند و حتي در اين مواقع بخشي از هزينههاي مالي شما را تقبل ميکنند. پس بهترين نيکي، کمک کردن به خويشاوندان است برحسب نزديکي و نيازشان.
وَالْيَتَامَىٰ و يتيمان، آنهايي که کسي را ندارند برايشان کار کند و پول در بياورد، و سرمايهاي ندارند که به وسيله آن از ديگران بينياز شوند.
و اين بيانگر رحمت خداوند نسبت به بندگانش ميباشد، و اينکه او نسبت به آنها از پدر به فرزندش مهربانتر است. خداوند بندگان را توصيه نموده و بر آنها فرض گردانيد، به کساني که پدرانشان را از دست دادهاند نيکي کنند، تا همواره سايه پدران خود را بر سر يتيمي مهرباني کند، يتيم او مورد مهرباني قرار خواهد گرفت.
وَالْمَسَاكِينَ و بينوايان. آنان کساني هستند که فقر و نيازمندي آنها را زمين گير و خانه نشين کرده است. بنابراين، آنها بر ثروتمندان حق دارند به اندازهاي که بينوايي آنها را برطرف کند يا آن را تقليل نمايد، به آنها کمک نمايند. وَابْنَ السَّبِيلِ و مسافري که دور از شهر و ديار خود در راه مانده است. خداوند بندگانش را تشويق نموده است تا به چنين کسي کمک کنند، به گونهای که بتواند به خانه و کاشانه خود برسد. چون او در اين حالت نيازمند است. پس کسي که خداوند به او در وطنش نعمت ارزاني نموده است، بر اوست که با برادر مسافرش مهرباني کند، و به اندازه توانش او را کمک نمايد، براي او توشه تهيه کند، يا وسيله سفر به او بدهد، يا ستمهایی که بر او ميرود، از وي دور کند.
وَالسَّائِلِينَ و کساني که نيازي براي آنها پيش آمده و موجب شده است گدائي کنند. مانند کسي که بايد ديه بپردازد، يا از طرف حکام جريمه شده است. و يا مانند کسي که به منظور تعمير و بازسازي اماکن عمومي از قبيل مساجد و مدارس و پل و امثال آن از مردم کمک ميطلبد. پس چنين فردي بر ثروتمندان حق دارد گرچه ثروتمند نيز باشد.
وَفِي الرِّقَابِ و در راستاي آزاد شدن بردگان. اين بخش از آيه شامل آزاد کردن برده، ياري دادن او، و دادن مال به «مُکاتب» و فديه دادن براي آزادي اسيراني که در دست کفار هستند. وَأَقَامَ الصَّلَاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ قبل از اين نيز چندين بار خداوند متعال نماز و زکات را در کنار يکديگر ذکر نموده است، چون هر دو از بهترين عبادتها و کاملترين آن هستند. نماز و روزه عبادات قلبي، بدني و مالي هستند، و ايمان و يقين با اين دو وزن ميشوند. وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُوا عهد يعني پايبندي به آنچه خداوند، يابنده بر خود لازم گردانده است. پس اين تمامي حقوق خداوند را شامل ميشود، چون خداوند بندگانش را به اجراي آن ملزم گردانده و بندگان نيز اين پيمان را پذيرفتهاند.
و اداي حقوق بندگان را نيز شامل ميشود، چرا که خداوند آن را بر آنها واجب کرده است، و نيز حقوقي را شامل ميشود که بنده به گردن گرفته است، مانند کفاره قسمها، و نذرها و امثال آن. وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاءِ و صبر کنندگان در حالت فقر، چون فقير از چند جهت نياز به صبر و شکيبايي دارد، زيرا بر اثر فقر همواره دچار دردهاي قلبي و جسمي ميشود، اما ثروتمند اين ناراحتيها را ندارد، زيرا هنگاميکه ميبيند ثروتمندان در ناز و تنعم زندگي ميکنند، و چنين معيشتي براي او مقدور نيست اين موضوع او را ناراحت ميکند. و اگر گرسنه شود يا فرزندانش گرسنه شوند ناراحت و دردمند ميگردد. و اگر بر اثر فقر عذابي برخلاف ميل و خواستهاش بخورد، ناراحت و دردمند ميشود. و اگر پوشاک مناسبي نداشته باشد دردمند ميشود، و اگر دچار سرمايي گردد که توان دفع آن را نداشت باشد دردمند ميگردد. پس در همه اين حالات بايد صبر کند و به پاداش و ثواب الهي چشم بدوزد.
وَالضَّرَّاءِ و بيماريهاي مختلف، از قبيل تب و زخم، نفخ و درد عضو، حتي درد دندان و انگشت و امثال آن. بايد بر اين بيماريها صبر نمود، چون جسم ضعيف ميگردد و متألم ميشود. و اين بسيار بر انسان دشوار است، به خصوص وقتي که بيماري به درازا بکشد، پس فرد مبتلا شده به صبر توصيه ميشود تا از پاداش خداوند بهرهمند گردد. وَحِينَ الْبَأْسِ و هنگام جنگ و کارزار با دشمناني که به جنگ و مبارزهي با آنان دستور داده شده است، چون جهاد بینهايت بر انسان دشوار است، و آدمي از کشته يا زخمي شدن، يا به اسارت در آمدن متنفر است. پس در اين مورد به صبر نياز دارد تا خداوند به او پاداش دهد، زيرا پيروزي و کمکي که خداوند به صبرکنندگان وعده دادهاست و از صبر به دست ميآيد.
أُولَٰئِكَ آنهايي که به چنين عقايدي نيکو و کردارهايي که نشانه ايمان هستند، و اخلاقي که مايه زيبايي انسان و بيانگر حقيقت انسانيت است، متصف هستند، الَّذِينَ صَدَقُوا کسانياند که در ايمانشان صادق هستند، چون اعمالشان ايمان آنها را تصديق مينمايد. وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ و اينها پرهيزگاران هستند، چون آنها آنچه را از آن منع شده بودند ترک نموده، و آنچه را به انجام آن مامور شده بودند انجام دادند. اين اوامر و نواهي مشتمل بر تمام خصلتها و عادات خوب ميباشند، زيرا وفاي به عهد همه دين را در بر ميگيرد، و عباداتي که در اين آيه به آنها اشاره شده است بزرگترين عبادت هستند، و هرکس اين عبادتها را انجام دهد ديگر عبادتها را بهتر انجام داد. پس اينها نيکان و راستگويان و پرهيزگارانند. و شما ميدانيد که خداوند چه پاداشهایی را در دنيا و آخرت بر اين سه کار مترتب نموده است، در پاداشهایی که اينجا نميتوان آن را به تفصيل بيان کرد.
این مـــرگ،