6. تفسیر سوره بقره - مدنی و 286 آیه است.
بعد از آنکه خداوند به صورت عمومي فرماني را صادر کرد، در اين آيه به طور خاص مؤمنان را فرمان ميدهد، زيرا در حقيقت مؤمنان از اوامر و نواهي خدا بهرهمند ميشوند. پس آنها ايمان دارند، پس خداوند متعال به آنان دستور دادهاست که از روزي حلال بخورند و خدا را بر اين نعمتها سپاس گويند، و شکر خدا بر اين نعمتها يعني اينکه از اين نعمتها در راستاي اطاعت از خدا استفاده شود، و از آنها بهره گرفت و انرژي کسب کرد، تا آدمي قدرت و نيرو بگيرد و بتواند کارهايي را انجام دهد که مايهي رسيدن به خداوند متعال هستند.
پس خداوند مؤمنان را به چيزي دستور داد که پيامبران را به آن دستور دادهاست و فرمود: يَا أَيُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَاعْمَلُوا صَالِحًا [المؤمنون: 51]. «اي پيامبران! از چيزهايي پاک بخوريد و کردار شايسته انجام دهيد».
شکر در اين آيه به معني عمل صالح است. و نفرمود از چيزهاي حلال بخوريد، چون خداوند روزيهاي پاکيزه و خالص ديگر را نيز براي مؤمن مباح نموده است، روزيهايي که با ناپاکيها و حرام آلوده نشدهاند، و چون ايمانش او را از خوردن آنچه که مال او نيست باز ميدارد. إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ شکر او را به جا آورديد اگر او را ميپرستيد. اين بيانگر آن است که هرکس شکر و سپاس خدا را به جا نياورد خداوند را به يگانگي نپرستيده است، و کسي که شکر خدا را به جا آورد او را پرستش نموده و به آنچه دستور داده عمل کرده است. نيز بيانگر آن است که خوردن روزي پاک موجب عمل صالح و سبب پذيرفته شدن آن ميگردد. و پس از بيان نعمتها به شکر کردن فرمان داده شده است، چون شکر، نعمتهاي موجود را حفظ مينمايد و نعمتهايي را که در دست نيست نعمتهايي را که در دست نيست دورتر ميکند و نعمتهاي موجود را از بين ميبرد.
بعد از آن که خداوند متعال مباح بودند پاکيها را بيان داشت، حرام بودن چيزهاي ناپاک را هم بيان کرد و فرمود: إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ و بر شما مردار را حرام کرده است، و آن چيزي است که مرده باشد و به صورت شرعي ذبح نشده باشد، زيرا مرده ناپاک و مضر است، چون ذاتا آلوده است، و چون اغلب مردارها به سبب بيماري ميميرند. پس خوردن آن، بيماري را از افزودن ميکند. و شارع از اين قاعده کلي، مردارِ ملخ و ماهي را استثنا کرده و آن را حلال و پاک معرفي نموده است. وَالدَّمَ يعني خون جاري. همانطور که در آيهاي ديگر به خون جاري مقيد شده است.
وَمَا أُهِلَّ بِهِ لِغَيْرِ اللَّهِ مانند حيواني که براي بتها و سنگها و قبور و امثال آن سربريده ميشود. آنچه که ذکر شد شامل تمامي انواع محرمات نيست، بلکه بيان چند نوع ناپاکي است که از مفهوم طَيِّبَاتِ مستفاد ميگردد. پس عموم چيزهاي حرام از آيه گذشته که حَلَالًا طَيِّبًا [البقره: ۱۶۸] بود استنباط ميشود و علت اينکه خداوند متعال چيزهاي ناپاک و امثال آن را بر ما حرام کرده اين است که نسبت به ما مهربان است، و تا از هر چيز زيان آوري دور باشيم. با وجود اين فَمَنِ اضْطُرَّ اگر کسي به سبب گرسنگي و يا نداشتن خوراک حلال يا به سبب اجبار و اکراه مجبور به خوردن حلال يا به سبب اجبار و اکراه مجبور به خوردن حرام شد، غَيْرَ بَاغٍ به آن شرط زماني که به حلال دسترسي دارد، طالب و جوينده حرام نباشد، و يا اينکه اصلا گرسنه نباشد. وَلَا عَادٍ و در خوردن آنچه براي او به صورت اضطراري حلال قرار داده شده است، تجاوز نکند. فَلَا إِثْمَ عَلَيْهِ هيچ گناهي بر او نيست.
و چون گناه مرتفع شد مسئله به حالت قبلي باز ميگردد و انسان در اين حالت به خوردن مأمور است و نبايد خود را به هلاکت بياندازد و خودکشي کند. پس در اين هنگام خوردن به او واجب است، و اگر در اثر نخوردنِ مواردي که به عنوان حرام از آنها ياد شد، بميرد، گناهکار محسوب ميشود، و او در واقع خودکشي کرده است. و اين تساهل و تسامح در رابطه با خوردن محرمات مذکور، ناشي از مهرباني و رحمت خداوند نسبت به بندگانش ميباشد. سپس خداوند متعال آيه را با دو اسم بزرگواراز اسماء زيباي خود که با اين حال و مقام بسيار تناسب دارند، پايان داد و فرمود: إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ همانا خداوند بخشنده و مهربان است.
و از آنجا که حلال بودن محرمات مشروط به اين دو شرط بود، و احتمالا انسان در رابطه با محقق شدن اين شرايط دقت عمل به خرج ندهد، به همين جهت خداوند متعال خبر داد که او بخشنده است، و چنانچه در اين زمينه اشتباهي از بنده سرزند آن را ميآمرزد، به ويژه که ضرورت و نياز بر بنده غالب آمده و سختي شرايط، حواس او را پرت کرده باشد.
اين آيه معرّف آن قاعده معروف است که ميفرمايد: «ضرورتها، محرمات را مباح ميگردانند». و هرکار ممنوعي که انسان مجبور به انجام آن شده باشد، خداوند مهربان آنرا جايز قرار دادهاست. پس خداوند را در هر حال و در همه جا سپاسگزاريم.
این مـــرگ،