اين خطاب متوجه همه مردم اعم از مؤمن و کافر است. پس خداوند بر آنها منت گذاشته که آنها را فرمان داده تا از تمام آنچه در زمين است، از دانه‌ها و ميوه‌ها و حيوانات بخورند، به شرطي که حَلَالًا استفاده از آن برايتان حلال باشد و آن چيز به زور گرفته نشود و مال دزدي نباشد و بوسيله معامله‌ای حرام يا به صورت نامشروع به دست نيامده باشد.

طَيِّبًا يعني پاکيزه باشد و ناپاک و آلوده نباشد، مانند مردار و خون، و گوشت خوک و چيزهاي نجس و ناپاک. اين آيه بيانگر آن است که ا صل در هر چيزي مباح بودن آن است و اينکه خوردن و بهره بردن از آن جايز است. نيز از اين آيه استنباط مي‌شود که حرام بر دو نوع است: يا آن چيز ذاتا حرام بر دو نوع است: يا آن چيز ذاتا حرام است، و آن آلوده و ناپاک است، و يا به سبب چيزي که بر آن عارض گرديده حرام است، و آن حرامي است که به خاطر تعلق گرفتن حق خدا يا حق بندگان به آن حرام شده است.

اين آيه نيز بيانگر آن است که خوردن به اندازه‌اي که جسم انسان را تقويت کند واجب است و ترک‌کننده آن گناهکار محسوب مي‌شود، چرا که فرمان خدا را سرپيچي کرده است.

خداوند آنها را دستور داد تا از آنچه آنان را بدان مأمور کرده و صلاح و نيکي آنها را در بردارد، پيروي کنند، و از پيروي کردن از گامهاي شيطان پرهيز نمايند: خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ يعني راههايي که شيطان به در پيش گرفتن آن امر مي‌کند، و آن راه گناهان و کفر و فسق و ستم مي‌باشد. اين آيه مطرح شده است «سوائب» ([1]) و «حام» ([2]) و ديگر خوردني‌هاي حرام را در بر مي‌گيرد.

إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ همانان او دشمن آشکار شماست. يعني دشمني‌اش آشکار است و از فرمان دادن شما هدفي جز فريب دادنتان و اينکه اهل جهنم باشيد، ندارد، و پروردگار «جّل جلاله» فقط به اين بسنده نکرد که ما را از پيروي نمودن از گامهاي شيطان نهي کند، بلکه ما را از دشمني او مطلع نمود تا از وي بپرهيزيم. سپس به اين اکتفا نکرد و ما را به صورت مشروح از آنچه شيطان به آن فرمان مي‌دهد مطلع نمود و بيان داشت که آنچه شيطان بدان فرمان مي‌دهد زشت‌ترین و بزرگترين فساد را در پي دارد.

به همين جهت فرمود: إِنَّمَا يَأْمُرُكُم بِالسُّوءِ همانا شيطان شما را به بدي فرمان مي‌دهد و انجام دهنده آن را دچار شر و بدي مي‌کند. و همه گناهان در اين داخل‌اند. وَالْفَحْشَاءِ از باب عطف خاص بر عام است، زيرا «فحشاء» يعني گناهاني که زشتي آنها به نهايت رسيده است. مانند زنا و نوشيدن شراب و قتل و تهمت و بخل و ساير موارد، که هرکس عقل داشته باشد آنها را زشت مي‌داند.

وَأَن تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ و اينکه آنچه را نمي‌دانيد به خدا نسبت دهيد. نسبت دادن امورات شرعي و تقديري به خداوند بدون علم و آگاهي، در اين مورد داخل است. پس هرکس خداوند را به غير از آنچه او خود را به آن متصف نموده است توصيف کند، و يا به غير از آنچه پيامبرش او را بدان متصف نموده است، متصف نمايد، و يا چيزي را از خداوند نفي کند که آن را براي خود ثابت کرده است، و يا چيزي را براي خداوند ثابت نمايد که آن را از خويشتن نفي کرده است، به راستي که بدون علم به خداوند چيزهايي نسبت داده و در مورد او بدون شناخت و آگاهي سخن گفته است.

و هرکس ادّعا کند که خداوند همتايي دارد و تصور کند که با پرستش بت‌ها به خدا نزديک مي‌شود، بي‌گمان بدون علم در مورد خداوند سخن گفته است. و هرکس بگويد خداوند فلان چيز را حلال نموده و فلان چيز را حرام کرده است، يا به فلان چيز دستور داده و از فلان چيز نهي کرده است و بدون آگاهي اين چيزها را بگويد، همانا او بدون علم بر خداوند سخن بسته است.

و هرکس بگويد خداوند اين نوع را مخلوقات را به خاطر فلان علت آفريده است، و براي اثبت سخن خود دليلي نداشته باشد، به راستي که بدون علم چيزهايي را به خداوند نسبت داده‌است. و بزرگترين دروغي که به خداوند نسبت داده مي‌شود اين است که کلام خدا و پيامبر طبق مفاهيمي را مصطلح کرده‌اند، سپس گفته شود: منظور خدا از کلامش همين بوده است. پس نسبت دادن سخن به خدا بدون علم او از بزرگترين امور حرام و منحرف‌ترین راه شيطان است. اين است راههاي شيطان که او و لشکريانش مردم را به‌سوی آن فرا مي‌خوانند.

آري! آنان براي گمراه کردن خلق آنچه از مکر و فريب که در توان دارند، مبذول مي‌دارند. اما خداوند متعال به عدل، نيکوکاري، و بخشش به خويشاوندان فرمان مي‌دهد و از زشتي و منکر و تجاوز نهي مي‌کند. پس انسان بايد فکر کند و تجاوز نهي مي‌کند. پس انسان بايد فکر کند و بنگرد که با کدام يک از اين دو دعوتگر همراه است؟ آيا از دعوت خداوند پيروي مي‌کند که خير و سعادت دنيا و آخرت او را مي‌خواهد؟ خداوندي که رستگاري کامل در اطاعت اوست و موفقيت آن است که آدمي در خدمت او باشد و همه سودها در معامله کردن با خداوندي است که نعمت‌هايش ظاهري و باطني را به انسان ارزاني داشته است، خداوندي که جز به خير و خوبي فرمان نمي‌دهد و جز از شر و بدي نهي نمي‌کند.

يا اينکه از شيطان که دشمن انسان است و او را به بدي فرا مي‌خواند و براي هلاک کردن او در دنيا و آخرت تلاش مي‌کند، پيروي مي‌نمايد؟! شيطاني که شر مطلق در اطاعت از اوست، و زيان کامل در ولايت و دوستي او. شيطاني که جز به بدي فرمان نمي‌دهد و جز از خوبي نهي نمي‌کند.

سپس خداوند از حالت مشرکان خبر داده‌است، همانهايي که هر وقت به پيروي کردن از آنچه خداوند بر پيامبرش نازل کرده است امر شوند، روي بر تافته و مي‌گويند: بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَيْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا پس آنان به تقليد از پدرانشان اکتفا کرده و نسبت به ايمان آوردن به پيامبران تمايلي از خودشان نمي‌دهند. در صورتي که پدرانشان جاهل‌ترين و گمراهترين مردم بوده‌اند. و اين مستمسکي است ضعيف براي رد کردن حق و روي گرداني از حقيقت و اظهار بی‌علاقگي نسبت به آن، و دليلي بر عدم انصاف آنهاست. پس اگر آنها راه هدايت را در پيش مي‌گرفتند و نيت پاکي داشتند، مي‌بايست از حق پيروي کنند. و هرکس که حق را هدف خويش قرار دهد و آن را باطل مقايسه کند قطعا حقيقت براي او روشن مي‌شود، و اگر انصاف داشته باشد از آن پيروي مي‌نمايد.


[1]- «سوائب» جمع «سائبه» است و به شتری گفته می‌شود که به منظور شفا یافتن بیماری و یا پایان یافتن جنگ رها می‌شود.

[2]- «حام» بر شتری اطلاق می‌شود که بر پشتش سوار نمی‌شوند و بر آن بار نمی‌نهند، و آن شتری است که ده نسل از وی متولد می‌شود.