5. تفسیر سوره بقره - مدنی و 286 آیه است.
اين آيه ارتباط بسيار زيبايي با آيه پيش دارد، زيرا خداوند متعال در آيه قبل يگانگي خود و دلايل قاطع و روشن آن را که آدمي را به علم يقين ميرساند بيان داشت. و در اينجا ذکر نمود: وَمِنَ النَّاسِ و دستهاي مردم هستند که با وجود اين بيان کامل، يَتَّخِذُ مِن دُونِ اللَّهِ أَندَادًا براي خداوند همتايان و همگوناني بر ميگيرند و در عبادت و محبت و طاعت و تعظيم، آنها را با خدا برابر قرار ميدهند. و هرکس بعد از اقامه حجت و بيان توحيد اينگونه باشد بداند که مخالف خداست و با او مبارزه ميکند و از انديشيدن در آيات او و تأمل در آفريدههايش روي گردان است. پس او کوچکترين عذري در اين مورد ندارد و کيفر و عذاب شديد براي اوست. اينها کساني هستند که براي خدا همتاياني قرار ميدهند و آنها را در آفريدن و روزي دادن و تدبير امور و در عبادت با خداوند برابر قرار ميدهند، و آنها را عبادت ميکنند تا آنان را به خود نزديک نمايند.
و مَن يَتَّخِذُ دليلي است بر اينکه خداوند هيچ همتايي ندارد، بلکه مشرکان بعضي از مخلوقات را همتايان او قرار ميدهند، همتاياني دروغين، و اسمهايي بدون مسمّي و محتوا. همانگونه که خداوند متعال فرموده است: وَجَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكَاءَ قُلْ سَمُّوهُمْ ۚ أَمْ تُنَبِّئُونَهُ بِمَا لَا يَعْلَمُ فِي الْأَرْضِ أَم بِظَاهِرٍ مِّنَ الْقَوْلِ [الرعد: 33]. «و براي خداوند انبازاني قرار دادند، بگو:آنها را نام ببريد. آيا خداوند را از چيزي آگاه ميکنيد که در زمين است و او نميداند؟ يا سخني سطحي (پوچ) ميگوييد»؟!. إِنْ هِيَ إِلَّا أَسْمَاءٌ سَمَّيْتُمُوهَا أَنتُمْ وَآبَاؤُكُم مَّا أَنزَلَ اللَّهُ بِهَا مِن سُلْطَانٍ ۚ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ [النجم: 23]. «اين بتها نامهايي بيش نيستند که شما و پدرانتان نامگذاري کردهايد و خداوند دليلي بر حقّانيت آنها نازل نفرموده است. آنان پيروي نميکنند مگر از گمان». پس مخلوق، همتاي خداوند نيست چون خداوند آفريننده است و غير از او مخلوق و آفريده، پروردگار روزي دهنده است و غير او روزي داده ميشوند.
خداوند بينياز است و بندگان از هر نظر ناقص. خداوند نفع دهنده و ضرر دهنده است و مخلوق نميتواند سود يا زياني برساند، و هيچ چيزي در اختيار او نيست. پس، باطل بودن سخن کسي که معبود و همتاياني براي خدا قرار ميدهد، معلوم شد، و فرق نميکند که آن معبود و همتا چه چيز و چه کسي باشد، خواه فرشته يا پيامبري باشد و يا فردي صالح و شايسته يا بتي، و يا هرچيز ديگري. و به يقين دانسته شد که خداوند سزاوار محبت کامل و کرنش کامل است.
بنابراين خداوند مؤمنان را ستايش نموده و ميفرمايد: وَالَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِّلَّهِ يعني محبت مؤمنان براي خدا بيشتر از دوست داشتن کساني است که با خداوند همتاياني قرار ميدهند و آنان را دوست ميدارند، چون مؤمنان دوستي خود را خالص براي خداوند قرار دادهاند اما آنها در دوستي خود شريک گرفتهاند. مؤمنان کسي را دوست دارند که به حقيقت شايسته محبت است، کسي که محبت او عين صلاح بنده و سعادت و رستگاري اوست. اما مشرکان کسي را به دوستي گرفتهاند که سزاوار هيچ محبتي نيست و محبت آن عين بدبختي و فساد و از هم پاشيدن امور ميباشد.
بنابراين خداوند مشرکان را تهديد نموده و ميفرمايد: وَلَوْ يَرَى الَّذِينَ ظَلَمُوا و اگر کساني که با قرار دادن همتا براي خدا و فرود آمدن سرتسليم در برابر غير او به خود ستم کرده، و از طريق بازداشتن مردم از راه خدا و تلاش براي زيان رساندن به مردم، به آنان ستم کردهاند، إِذْ يَرَوْنَ الْعَذَابَ آنگاه که روز قيامت عذاب را با چشمهايشان مشاهده ميکنند، أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا وَأَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعَذَابِ به يقين خواهند دانست که تمام قدرت و تواناييها از آن خداست، و همتاياني که آنها براي خدا گرفتهاند هيچ قدرتي ندارند. پس در آن روز ناتواني و عجز چيزهايي که با خدا شريک گرفتهاند براي آنها روشن ميشود، نه آنگونه که در دنيا بر آنان مشتبه شده بود و گمان ميبردند که اينها اختياري دارند و آنان را به خدا نزديک ميکنند. اما گمانشان نادرست از آب در آمد باعث ناکامي آنها شد، و تلاش آنان باطل گرديد و کيفر شديد بر آنان قرار دارند نه تنها چيزي را از آنها دور نکرده و به اندازه ذرهای به آنها سودي نرساندند، بلکه آنها را متضرر ساختند.
و پيروي شدگان از پيروي کنندگان بيزاري جويند و پيوندِ ميان آنها قطع گردد، چون پيوند و ارتباط آنها به خاطر غير خدا و برخلاف دستورات او، و پيوندي باطل بود. بنابراين اعمالشان که اميد آن را داشتند نفع و نتيجهای براي آنان در بر داشته باشد نابود گشته و احوالشان از هم پاشيده شده و در مييابند که دروغگو بودهاند. و کارهايي که انجام ميدادند مايه حسرت و پشيماني آنان شده و براي هميشه در جهنم خواهند ماند و هرگز از آن بيرون ماند و هرگز از آن بيرون نميآيند. آيا زياني بزرگتر از اين وجود دارد؟!.
اين بدان سبب است که آنها از باطل پيروي کردند و به چيزي اميد بستند که اميدي در آن نيست، و به جايي چنگ زدند که متمسک خوبي نبود، پس اعمال آنها باطل گرديد. و چون اعمالشان باطل گرديد انگشت حسرت به دهان گرفتند و بسيار متضرر شدند. به خلاف کساني که به خداوند، پادشاه حق و آشکار دل بستند و اعمال خود را خالصانه براي او انجام دادند و به نفع و سود او اميد بستند، پس به راستي چنين کساني حق را در جاي خود قرار دادند. بنابراين اعمال آنان حق و صحيح و استوار است و نتيجه اعمال خود را کسب نموده و پاداش خويش را نزد پروردگارشان بدون هيچ کم و کاستي دريافت ميدارند.
خداوند متعال فرموده است: الَّذِينَ كَفَرُوا وَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّهِ أَضَلَّ أَعْمَالَهُمْ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَآمَنُوا بِمَا نُزِّلَ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَهُوَ الْحَقُّ مِن رَّبِّهِمْ ۙ كَفَّرَ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَأَصْلَحَ بَالَهُمْ ذَٰلِكَ بِأَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا اتَّبَعُوا الْبَاطِلَ وَأَنَّ الَّذِينَ آمَنُوا اتَّبَعُوا الْحَقَّ مِن رَّبِّهِمْ ۚ كَذَٰلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ لِلنَّاسِ أَمْثَالَهُمْ [محمد: 3 - 1]. «آن کساني که کفر ورزيدند و مردم را از راه خدا باز داشتند، خدا اعمال آنها را نابود خواهد کرد. و آنان به که ايمان آوردند و کردار شايسته انجام دادند و به آنچه بر محمد فرو فرستاده شده ايمان آورند، که آن حق و از جانب پروردگارشان ميباشد، خداوند گناهانشان را محو ميسازد و حالشان اصلاح مينمايد. اين بدان جهت است کساني که کفر ورزيدند از باطل پيروي کردند و کساني که ايمان آوردند از همان حق که از جانب پروردگارشان است پيروي کردند. اينچنين خداوند براي مردم مثالهايشان را بيان ميدارد».
و در اين هنگام پيروان آروز ميکنند به دنيا بازگردانده شوند، تا به خدا شريک نورزند و خالصانه خدا را بپرستند و از پيروي شدگان بيزاري بجويند. اما اين بسيار بعيد است، چرا که فرصت از دست رفته است و اکنون مهلت و فرصتي وجود ندارد. اما با اين وجود آنها دروغ ميگويند، و اگر به دنيا باز گردانده شوند دوباره به آنچه از آن نهي شدهاند روي ميآورند: كَلَّا ۚ إِنَّهَا كَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا [المؤمنون: 100]. «نه، چنين نيست، بلکه اين سخني است که آنها گوينده آن هستند». و آرزويي است که از روي خشم و نفرت از پيروي شدگان که از آنان و گناهشان بيزاري جستهاند آرزو ميکنند.
و شيطان که در رأس پيروي شدگان است وقتي کار به پايان ميرسد، ميگويد: إِنَّ اللَّهَ وَعَدَكُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَوَعَدتُّكُمْ فَأَخْلَفْتُكُمْ ۖ وَمَا كَانَ لِيَ عَلَيْكُم مِّن سُلْطَانٍ إِلَّا أَن دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِي ۖ فَلَا تَلُومُونِي وَلُومُوا أَنفُسَكُم [ابراهیم: 22]. «همانا خداوند به شما وعده راستين و حق داد و من هم به شما وعده دادم اما خلاف وعده کردم، و من قدرتي بر شما نداشتم جز اينکه شما را فرا خواندم و شما اجابت کرديد. پس من را سرزنش نکنيد بلکه خودتان را سرزنش کنيد».
این مـــرگ،