5. تفسیر سوره بقره - مدنی و 286 آیه است.
خداوند متعال خبر ميدهد صفا و مروه که دو کوه معروف هستند. مِن شَعَائِرِ اللَّهِ از نشانههاي آشکار دين خدا ميباشند که بندگان با حضور در اين اماکن، خدا را ميپرستند. اين دو محل، اماکن پرستش خدا هستند، و خدا دستور دادهاست که شعائر وي گرامي داشته شود: وَمَن يُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِن تَقْوَى الْقُلُوبِ [الحج: 32]. «و هرکس نشانههاي خدا را تعظيم کند همانا آن از پرهيزگاري دلهاست».
پس مجموع هر دو نص دلالت مينمايند که صفا و مروه از نشانههاي خدا هستند و تعظيم و بزرگداشت نشانههاي خداوند از پرهيزگاري دلهاست. و تقوا و پرهيزگاري بر هر مکلفي واجب است. و اين دلالت مينمايد که سعي بين صفا و مروه در حج و عمره فرض است، همانطور که جمهور بر اين باورند و احاديث نبوي و عملکرد پيامبر صلی الله علیه وسلم بر آن دلالت مينمايد. پيامبر فرموده است: «خُذُوا عَنِّي مَنَاسِككُمْ» «مناسک خود را از من فرا گيريد».
فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِ أَن يَطَّوَّفَ بِهِمَا اين دفع توهمي است که بعضي از مسلمين دچار آن شدند و از سعي بين صفا و مروه خودداري کردند، چون در دوران جاهليت در صفا و مروه بتها پرستش ميشدند، خداوند به خاطر اينکه اين توهم را دفع نمايد، فرمود: سعي بين صفا و مروه اشکالي ندارد.
و مقيد کردن «گناه نبودن» براي کسي که به حج و عمره ميپردازد در اين دلالت ميکند که تنها «سعي» عبادت نيست، مگر اينکه با حج يا عمره همراه باشد. به خلاف طواف کردن خانه کعبه که با حج و عمره مشروع است، و بدون حج و عمره هم عبادت است. اما «سعي» و «وقوف در عرفه و مزدلفه» و «رمي جمرات» از مناسک حج است. و اگر در انجام اين کارها از ارکان و اعمال حج تبعيت نشود، بدعت محسوب ميگردند. چون بدعت در دين دو نوع است: نوعي که بنده، خداوند را با عبادتي پرستش نمايد که خداوند آن عبادت را اصلا مشروع نکرده است، و نوعي ديگر آن است که خداوند عبادتي را با ويژگيهاي خاصي مشروع نموده است و بنده آن را برخلاف آن صفت و حالت انجام دهد. و وقوف در عرفه و مزدلفه و رمي و.... در غير ايام حج، از اين نوع است.
وَمَن تَطَوَّعَ و هرکس که عبادتي را مخلصانه براي خدا انجام دهد. خَيْرًا از قبيل حج و عمره و طواف نماز و روزه و ديگر عبادات، فَهُوَ خَيْرٌ لَّهُ [البقره: ۱۸۴]. اين دلالت مينمايد که هر اندازه بنده طاعت خدا را بيشتر انجام دهد خير و کمالش بيشتر خواهد بود و مقامش نزد خداوند به خاطر زياد شدن ايمانش بالاتر خواهد رفت.
و مقيد نمودنِ انجام دادن عبادت به «خير» بيانگر آن است که هرکس بدعتهایی را که خدا و پيامبرش مشروع نکرده است، انجام دهد، چيزي جز خستگي به دست نميآورد و هيچ خيري براي وي در پي نخواهد داشت، بلکه اگر بداند که چنين کاري مشروع نيست و به عمد آن را انجام دهد، براي او شر خواهد بود.
فَإِنَّ اللَّهَ شَاكِرٌ عَلِيمٌ همانا خداوند شکرگذار و داناست. «شاکر» و «شکور» از نامهاي خداوند متعال هستند، خداوندي که کوچکترين عمل را از بندگانش ميپذيرد و در برابر آن به آنها پاداش بزرگ ميدهد.
خداوندي که هرگاه بنده دستورات او را اجرا نموده و بر اين کار ستايش و تمجيد ميکند، قلبش ايجاد ميکند و به جسمش نيرو و نشاط ميبخشد و در همه حالاتش برکت و فزوني عطا ميکند و به او در کارهايش بيشتر توفيق ميدهد، سپس در آينده پاداش خود را به طور کامل مييابد و اين چيزها از پاداش او نميکاهند.
و از جمله شکر و سپاسگذاري خداوند از بنده اين است که هرکس چيزي را به خاطر خدا ترک کند، خداوند در عوض به او چيزي بهتري ميدهد، و هرکس يک وجب به خدا نزديک شود خداوند يک ذراع به او نزديک ميشود. و هرکس به اندازه يک ذراع به او نزديک شود خداوند به اندازه دو ذراع به او نزديک ميشود. و هرکس بهسوي خدا با حالت عادي راه برود، او به سويش دوان دوان ميآيد. و هرکس با او معامله کند خداوند به او چندين برابر سود ميدهد. و با اينکه خداوند شاکر و سپاسگذار است، ميداند چه کسي براساس نيت و ايمان و پرهيزگارياش مستحق پاداش کامل است، و او به کارهاي بندگان دانا است، پس اعمال آنها را ضايع نميکند، بلکه اعمالشان را برحسب نياتشان و کاملتر از آنچه که انجام دادهاند، پاداش ميدهد.
این مـــرگ،