خداوند مؤمنان را فرمان داده‌ است تا در کارهاي ديني و دنيوي خود از صبر و نماز ياري بجويند: بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ صبر يعني بازداشتن نفس و منع کردن آن از انجام اموري است که آن را نمي‌پسندد، و صبر سه نوع است: صبر طاعت خدا تا آن را به جا آورد، و صبر از ارتکاب گناه تا آن را ترک کند، و صبر بر تقديرهاي دردناک خداوند، به گونه‌ای که او را خشمگين و ناراضي نگردانند.

پس براي انجام دادن هرکاري بايد از صبر کمک گرفت، و کسي‌که صابر و شکيبا نباشد به آمال و آرزوهايش نمي‌رسد، به ويژه نمي‌تواند طاعات و عباداتي را که مشقّات و زحمات زيادي در پي دارند در طول سالهاي متمادي انجام دهد، زيرا انجام چنين عباداتي مستلّزم صبر و تحّمل فراوان و استقامت در برابر سختي‌ها و شدايد است. پس هرگاه آدمي بر انجام عبادات صبر کرد و برآن مواظبت نمود موفق و کامياب مي‌شود، در غير اين صورت سودي نمي‌يابد و محروم مي‌شود و همچنين ترک گناه و معصيت که نفس آدمي نسبت به انجام آن انگيزه و گرايش زيادي دارد، جز در سايه صبر فراوان، و کنترل کشمکش‌هاي قلبي در راستاي جلب رضايت خدا ممکن نيست.

ضمن اينکه بايد از خداوند خواست تا آدمي را از شرّ نفس در امان دارد. به درستي که بدان دچار مي‌شود. همچنين بلا و مصيبت‌هاي سخت و طاقت فرسا که بر آدمي وارد مي‌شوند اگر ادامه يابند، نيروهاي جسمي و روحي را ضعيف مي‌گردانند و به مقتضاي ضعف روح و جسم، انسان فرياد نارضايتي از تقدير الهي را سر مي‌دهد. اما چنانچه آدمي صبر نمايد و به خدا پناه ببرد و از وي کمک بطلبد، کليه‌ي آفات بر طرف مي‌شوند.

پس معلوم شد که بنده به صبر نياز دارد و در هيچ حالتي از آن مستغني نيست. به همين جهت خداوند به صبر دستور داده و خبر داده‌است که او مَعَ الصَّابِرِينَ با کساني است که به واسطه‌ي کمک و توفيق خداوند صبر تبديل به منش و اخلاق و سرشت آنها شده است. پس با صبر، و هرکار بزرگي سهل مي‌شود وهر مشکلي از ميان مي‌رود. و «همراهي خداوند» همراهي خاصي است که مقتضي محبت و ياري کردن و نزديکي او به بنده‌اش مي‌باشد. و اين فضيلت بزرگي براي صابران است. پس اگر براي صبرکنندگان فضيلتي جز همراهي خداوند نباشد همين فضيلت و شرافت آنها را بس است. و اما همراهي عام، همراهي علم و قدرت است. همان‌طور که خداوند فرموده است: وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ [الحدید: 4]. «و او با شما است هر کجا که باشيد». يعني علم و قدرت او همراه شما است و اين براي همه مردم است.

و خداوند دستور داده ‌است که مؤمنين از نماز ياري بجويند، چون نماز ستون دين و نور مؤمنان و پل ارتباط بين بنده و پروردگار است. پس هرگاه نماز به صورت کامل ادا شود و مسنونات آن رعايت گردد و از حضور قلب که مغز نماز است برخوردار باشد، چنين نمازي نزد خداوند پذيرفته خواهد شد، و هرگاه بنده وارد آن شود احساس مي‌کند وارد بارگاه پروردگارش شده است، و در مقابل پروردگارش چون بنده‌ای خادم و مؤدب مي‌ايستد و همه آنچه را مي‌گويد و انجام مي‌دهد با حضور ذهن مي‌گويد و انجام مي‌دهد، و غرق در نيايش و مناجات پروردگارش مي‌شود.

بدون شک چنين نمازي بزرگترين ياور و معين و همه امور است، زيرا نماز، آدمي را از زشتي و منکرات باز مي‌دارد. همچنين حضور قلب در نماز باعث مي‌شود تا انگيزه‌ی در بنده بوجود بيايد که او را به اطاعت از دستورات پروردگار و پرهيز از آنچه نهي کرده است فرا بخواند. اين همان نمازي است که خداوند به ما دستور داده که در انجام هرکاري از آن ياري بجوييم.