خداوند متعال مي‌فرمايد: نعمت‌هایی را که با رو کردن به کعبه به شما ارزاني نموديم و با شرايع و اعطاي ديگر نعمت‌ها آن را کامل گردانديم، چيز نوظهوري نبود که سابقه نداشته باشد، بلکه ما اصل و اساس همه نعمت‌ها را به شما داديم سپس آن را با ارزاني داشتن نعمت‌هاي ديگر کامل نموديم. پس بهترين نعمت‌ها اين است که اين پيامبر بزرگوار را که از خود شما است برايتان فرستاديم، پيامبري که نسب و راستگويي و امانت داري و کمال و خيرخواهي او را مي‌دانيد.

يَتْلُوا عَلَيْكُمْ آيَاتِنَا و آيات ما را بر شما تلاوت مي‌کند و اين، آيه‌هاي قرآني و غير از آن را در بر مي‌گيرد. پس پيامبر آيه‌هايي که حق را از باطل، و هدايت را از گمراهي مشخص مي‌کنند بر شما مي‌خواند، آيه‌هایی که ابتدا شما را به توحيد و يگانه دانستن خداوند و کمال او راهنمايي کرد، سپس شما را بر راستگويي پيامبر خدا و وجوب ايمان به او و به همه آنچه پيامبر در رابطه با معاد و امور غيبي بيان کرد راهنمايي نمود، تا هدايت کامل و علم يقيني را بدست آوريد.

وَيُزَكِّيكُمْ و اخلاقتان را پاک مي‌گرداند، و روح و روان شما را با بارآوردن آن بر اخلاق زيبا، و پالايش آن از اخلاق زشت، تزکيه و پاکسازي مي‌کند. همچنانکه شما را از شرک به توحيد، و از ريا به اخلاص، و از دروغ به راستگويي، و از خيانت به امانت داري، و از تکبر به تواضع، و از بداخلاقي به خوش رفتاري، و از قطع رابطه و کينه توزي به دوستي با يکديگر و ايجاد صله رحم و ديگر موارد تزکيه منتقل نمود. وَيُعَلِّمُكُمُ الْكِتَابَ و کلمات و معاني قرآن را به شما مي‌آموزد.

وَالْحِكْمَةَ گفته شده که حکمت به معني سنت است. و عده‌اي نيز مي‌گويند: حکمت يعني شناخت اسرار شريعت و آگاهي يافتن از آن، و قرار دادن هر چيزي در جايگاه مناسبش. بنابراين آموختن سنت در تعليم کتاب داخل است، زيرا سنت، مبين و مفسّر قرآن است.

وَيُعَلِّمُكُم مَّا لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ و به شما چيزهايي را مي‌آموزد که نمي‌دانستيد. چون آنها قبل از بعثت پيامبر صلی الله علیه وسلم در گمراهي و آشکاري به سر مي‌بردند، نه علمي داشتند و نه عملي. پس هر علم و عملي که اين امت بدان دست يافته است در سايه برکت وجود پيامبر صلی الله علیه وسلم بدست آورده است. بنابراين، اين نعمت‌ها و بزرگترين نعماتي هستند که خداوند به بندگانش ارزاني مي‌دارد.

پس وظيفه بندگان به جا آوردن شکر خدا بر آن است. بنابراين، خداوند متعال فرمود: فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ خداوند تعالي دستور داده‌است که از او ياد کنيم و وعده داده که بهترين پاداش را در برابر ياد کردن او به ما بدهد، و آن اين است که هرکس خداوند را ياد کند، خداوند نيز او را ياد مي‌کند. همانگونه که خداوند بر زبان پيامبرش گفته است: «مَنْ ذَكَرَنِى فِى نَفْسِهِ ذَكَرْتُهُ فِى نَفْسِى وَمَنْ ذَكرَنِى فِى مَلإٍ ذَكَرْتُهُ فِى مَلإٍ خَيرٍ مِنْهُمْ» «هرکس مرا در نفس خود (دلش) ياد کند او را در نفس خود ياد مي‌کنم، و هرکس مرا در جمعي ياد کند او را در جمعي بهتر از آن ياد مي‌کنم»

 و ذکر خداوند بهترين چيزي است که قلب و زبان به آن مشغول شود، و نتيجه و ثمره ذکر خدا محبت و شناخت او و پاداش فراوان است. ذکر، اوج شکرگذاري است، بنابراين به طور ويژه به آن فرمان داده‌است، سپس بعد از آن به طور عموم به شکر دستور داده و مي‌فرمايد: وَاشْكُرُوا لِي و به پاس نعمت‌هايي که به شما داده‌ام و انواع رنج‌هایی که از شما دور ساخته‌ام شکر مرا به جا آوريد.

شکر خدا به سه طريق انجام مي‌شود: قلب، زبان و اعضا. شکر قلبي عبارت از آن است که به نعمت‌هاي خدا اعتراف نمايد. شکر زباني آن است که سپاس و ستايش خداوند را بر زبان جاري سازد. و شکر از طريق اعضا و جوارح آن است که منقاد فرامين خداوند باشد و از آنچه که از آنها نهي فرموده است پرهيز نمايد. پس شکر باعث مي‌شود تا نعمتي که وجود دارد باقي بماند و نعمتي که نيست افزوده شود.

خداوند متعال فرموده است: لَئِن شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ [ابراهیم: 7]. اگر شکر کنيد نعمت خود را براي شما بيشتر مي‌کنم. علت اينکه پس از ذکر نعمت‌هاي ديني از قبيل علم، تزکيه اخلاق، و توفيق انجام اعمال شايسته، به شکر کردن دستور داده شده آن است که نعمت‌هاي ديني بزرگتري نعمت هستند، زيرا احتمال دارد ديگر نعمت‌ها از بين بروند اما نعمت‌هاي ديني از بين نمي‌روند و شايسته است کساني که به فرا گرفتن علم با انجام دادن عملي توفيق يافته‌اند خداوند را شکر بگويند تا از فضل خود بر اين نعمت‌ها بيافزايد. آنان بايد از خودپسندي بپرهيزند و مردم به شکرگذاري مشغول شوند.

و از آنجا که کفر، ضد شکر است، خداوند از آن نهي نمود و فرمود: وَلَا تَكْفُرُونِ در اينجا منظور از کفر، ناسپاسي نعمت‌ها و انکار آنها و انجام ندادن مسئوليت‌هایی است که برخورداري از اين نعمات آن را بر آدمي واجب مي‌دارد. و احتمال دارد که معني آن عام باشد، پس در اين صورت کفر داراي انواع زيادي است که بزرگترين آن کفر ورزيدن به خدا است، سپس انواع گناهان اعم از شرک و گناهان پايين‌تر را در بر مي‌گيرد.