5. تفسیر سوره بقره - مدنی و 286 آیه است.
يعني در سفرهايت و هر کجا که بيرون شدي. (و اين براي عموم است) فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ بهسوي مسجدالحرام رو کن. سپس به طور عموم امت را خطاب نمود و فرمود: وَحَيْثُ مَا كُنتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ و هرجا که بوديد رو بهسوی بيت الحرام کنيد.
و فرمود : وَإِنَّهُ لَلْحَقُّ مِن رَّبِّكَ با «إنّ» و «لام» آن را تأکيد نمود تا کوچکترين شبههای در آن نباشد و گمان برده نشود رو کردن به کعبه يک امر دلخواه است، بلکه يک امر و دستور است و بايد امتثال شود. وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ و خداوند از آنچه ميکنيد بيخبر نيست، بلکه نسبت به همه حالتهاي شما اطلاع دارد، پس ادب را رعايت کنيد و با اطاعت از دستورها و پرهيز از نواهياش همواره وي را مراقب بدانيد، زيرا خداوند از کارهايتان بیخبر نيست، بلکه شما را به طور کامل مجازات خواهد کرد، اگر عمليتان خير باشد پاداش شما خير است و اگر عملتان بد باشد پاداش شما خير است و اگر عملتان بد باشد جزاي بد خواهيد يافت.
وَمِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ ۚ وَحَيْثُ مَا كُنتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَيْكُمْ حُجَّةٌ رو کردن به کعبه مشرّفه را برايتان مشروع نموديم تا زبان اهل کتاب و مشرکين را نسبت به شما کوتاه کنيم. چون اگر پيامبر همچنان به بيت المقدس رو ميکرد حجت عليه او اقامه ميشد، زيرا اهل کتاب در کتابهایشان مييابند که قبله هميشگي و پايدار پيامبر بيت الحرام است، و مشرکين نيز آنرا ميدانند، و اگر محمد صلی الله علیه وسلم به اين قبله رو نکند بهانههاي آنان شروع شده و ميگويند: چگونه پيامبر صلی الله علیه وسلم ادعا ميکند که بر دين ابراهيم و از فرزندان اوست، در صورتي که قبله او را ترک کرده است؟ پس با رو کردن به قبله حجت بر اهل کتاب و مشرکين اقامه شد و حجت و بهانه آنها بر پيامبر قطع گرديد.
إِلَّا الَّذِينَ ظَلَمُوا به جز کساني از آنها که غير منصفانه و ظالمانه استدلال کرده و براي اثبات ادعاي خويش جز پيروي از خواستها و آرزوهاي نفساني خود، هيچ سندي ندارند. پس راهي براي قانع کردن چنين افرادي نيست. همچنين شبههای که آنان مطرح ميکنند از وجاهت و جايگاهي برخوردار نيست و نبايد به آن بها داد، بنابراين خداوند فرمود: فَلَا تَخْشَوْهُمْ پس، از آنها نترسيد چون حجتهایشان باطل است و باطل خوار و بیارزش است، و اهل باطل نيز بيارزش و خوارند، به خلاف صاحب حق، زيرا حق، قدرت و عزتي دارد که موجب پيدايش خوف و خشيت در دل اهل آن ميگردد. به همين جهت خداوند دستور داده است که مؤمنان از او بترسند، ترس از خدا اساس هر خير و برکتي است، پس هرکس از خدا نترسد از سرپيچي و معصيت دست بر نميدارد و از دستورات او اطاعت نميکند.
در جريان تغيير قبله از بيت المقدس بهسوی کعبه از طرف مسلمانان، فتنه و آشوب بزرگي روي داد، و اهل کتاب، منافقان و مشرکان به آن دامن زدند و در آن سخنها گفتند و شبهات فراواني پيرامون آن مطرح کردند، بنابراين خداوند آن را به کاملترین صورت بيان کرد و با بکار بردن تاکيدات فراواني در اين آيات، بر اين موضوع تأکيد کرد.
1- از جمله اين تأکيدها اين است که خداوند سه بار فرمان داد رو بهسوی کعبه کنند با اينکه يک بار کافي بود.
2- دستور و فرمان خدا يا براي پيامبر است و امت در آن داخل ميباشد، و يا دستور به عموم امت است. اما در اين آيه پيامبر را به صورت ويژه امر نمود و فرمود: فَوَلِّ وَجْهَكَ رو به آن کن. و در فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ تمام امت را به استقبال کعبه امر نمود.
3- خداوند همه بهانهها و دلايل باطلي را که اهل کينه و عناد ايراد کردند، رد نمود. و تمام شبهات مطرح شده را باطل کرد، همانطور که پيشتر توضيح آن گذشت.
4- او اهل کتاب را مأيوس کرد از اينکه پيامبر به قبله آنان رو کند.
5- فرمود: وَإِنَّهُ لَلْحَقُّ مِن رَّبِّكَ با اينکه فقط خبر دادنِ پيامبر راستگو و بزرگوار کافي بود.
6- خداوند خبر داد - و او به امور پنهان آگاه است - که صحت و درست بودن اين کار براي اهل کتاب ثابت است، اما آنها از روي علم و آگاهي اين گواهي دادن را پنهان ميکنند.
و از آنجا که تغيير جهت قبله بهسوی کعبه براي ما نعمتي بزرگ بود و لطف و مهرباني خداوند نسبت به اين امت همواره رو به افزوني است و تمام احکام و قوانيني را که براي آنها مشروع کرده در راستاي برخورداري امت اسلامي از الطاف و برکات خداوند منان است، فرمود: وَلِأُتِمَّ نِعْمَتِي عَلَيْكُمْ و تا نعمت خودم را بر شما کامل گردانم.
نعمت اصلي عبارت است از هدايت بهسوی دين خدا از طريق فرستادن پيامبر و فرو فرستادن کتابش، سپس نعمتهاي فراوان ديگرش که غير قابل شمارشند اين اصل را کامل ميگردانند. زمانيکه خداوند پيامبرش را مبعوث کرد تا هنگامي که رحلتش از دنيا نزديک شد حالات و نعمتهاي فراواني را به او ارزاني داشت و به امت او نعمتي داد که با آن، نعمت خويش را بر امت او نعمتي داد و کامل گردانيد، و خداوند اين آيه را بر او نازل فرمود: الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا [المائدة: 3]. «امروز دينتان را برايتان کامل نمودن و نعمت خود را بر شما تمام کردم و اسلام را به عنوان دين برايتان پسنديدم». پس خداوند را بر فضل و بزرگوارياش سپاس و ستايش ميکنيم، فضلي که نميتوان آنرا به حساب و شماره درآورد تا چه رسد به اينکه بتوانيم شکر آنرا بهجاي آوريم.
وَلَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ باشد که حق را بشناسيد و به آن عمل کنيد. پس خداوند متعال از سر مهرباني و لطفي که نسبت به بندگانش دارد اسباب هدايت را براي آنها بسيار سهل و آسان کرده، و آنها را به در پيش گرفتن راههاي هدايت آگاه نموده و اسباب هدايت را براي آنان به طور کامل بيان فرموده است، به گونهای که خداوند مخالفان حق را بر ميانگيزد تا در آن به مجادله بپردازند، و از اين طريق حق روشن ميشود و نشانهها و معجزات الهي نمايان ميگردد، و باطل بودن باطل واضح گشته، و معلوم ميشود که باطل حقيقتي ندارد.
و اگر باطل به مقابله با حق بر نميخواست چه بسا که براي بسياري مردم بطلان باطل مشخص نميگرديد. زيرا از قديم گفته شده است که هرچيز با مخالف و ضدش شناخته ميشود. پس اگر شب نبود برتري روز دانسته نميشد، و اگر زتشي وجود نداشت ارزش «خوبي» درک نميشد، و اگر تاريکي نبود فايده نور دانسته نميشد، و اگر باطل نبود حق به صورت ظاهر، آشکار نميگشت. پس خداوند را بر اين نعمت بزرگ سپاس ميگوييم».
این مـــرگ،