اما گروهي از آنان - بيشتر آنها - به محمد کفر مي‌ورزند با اينکه به خوبي مي‌دانند اين گواهي را پنهان مي‌کنند. وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن كَتَمَ شَهَادَةً عِندَهُ مِنَ اللَّهِ [البقرة: 140]. «و کيست ستمگرتر از کسي گواهي از جانب خدا را که پيش اوست پنهان کند». در ضمن اين نوعي دلجويي از پيامبر و مومنان، و برحذر داشتن پيامبر از شر و شبهات اهل کتاب است. همه اهل کتاب حق را پنهان نکرده‌اند. پس بعضي به آن کفر ورزيدند. پس بر عالم لازم است که حق را آشکار نمايد و آن‌را با هر عبارت و دليل و برهاني که در توان دارد بيان کندو بيارايد و بر عالم لازم است که باطل را ابطال کند و آن را از حق جدا نمايد و براي مردم زشت جلوه دهد. اما اينها که حق را پنهان کردند برعکس عمل نمودند چرا که خودشان نيز انسانهاي عوضي بودند.

الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ اين قرآن که حق است از جانب پروردگارت مي‌باشد و از هر چيزي سزاوارتر است که حق ناميده شود، چون شامل مطالب عالي و دستورهاي نيکو است، و مشتمل بر پاکيزه گرداندن دل و جان، و تشويق نمودن انسان به تحصيل منافع و دفع مفاسد مي‌باشد، زيرا از جانب پروردگارت نازل شده است. از جمله مصاديق تربيت او براي تو اين است که اين قرآن را بر تو نازل نموده که عقل‌ها و جانها را مي‌نوازد و همه منافع و مصالح ديني و دنيايي را در بردارد.

فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ بنابراين کوچکترين شک و ترديدي در آن نداشته باش، بلکه در آن بيانديش تا به يقين برسي، چون انديشيدن در آن به‌طور قطع شک را دور مي‌زدايد و انسان را به يقين مي‌رساند.